انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 894 100 1

واژه disturbing در جمله های نمونه

1. disturbing the peace
ترجمه به هم زدن نظم و آرامش همگانی،اختلال نظم

2. he was arrested for disturbing the peace
ترجمه به خاطر بر هم زدن نظم عمومی بازداشت شد.

3. at that time, strikes and war talk were disturbing the country
ترجمه در آن هنگام اعتصابات و حرف جنگ کشور را پرآشوب کرده بود.

4. If you don't stop disturbing,your buttocks would be spanked.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگه اینقدر مزاحم نشی buttocks به کونی میخوره
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر متوقف نباشید، باسن شما متورم می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The defendant was charged with disturbing the peace.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]متهم به مختل کردن صلح متهم شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]متهم متهم به تحریک صلح بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The disease destroys much of the inner-ear, disturbing the animal's equilibrium.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این بیماری بخش زیادی از گوش درونی را از بین می‌برد و تعادل حیوانات را مختل می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این بیماری بسیاری از گوش داخلی را از بین می برد و مانع تعادل حیوان می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. I hope I'm not disturbing you.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]امیدوارم مزاحم شما نشده باشم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]امیدوارم مزاحم شما نباشم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The rise in violent crime is a disturbing new trend.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]افزایش جرائم خشونت‌آمیز یک گرایش جدید است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]افزایش جرایم خشونت آمیز یک روند جدید نگرانکننده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The following programme contains scenes that may be disturbing to some viewers.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برنامه زیر شامل صحنه‌هایی است که ممکن است برای برخی از بینندگان آزاردهنده باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برنامه زیر حاوی صحنه هایی است که ممکن است برخی از بینندگان را ناراحت کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. I had a very disturbing dream last night.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دیشب خواب خیلی نگران‌کننده‌ای داشتم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شب گذشته بسیار رویا بودم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. A disturbing thought suddenly struck me.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ناگهان فکری نگران‌کننده به ذهنم رسید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک نگرانی مزاحم به طور ناگهانی به من حمله کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. I am sorry if I'm disturbing you.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]متاسفم که مزاحم شما شدم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]متاسفم اگر من شما را ناراحت کنم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The play is neither as funny nor as disturbing as Tabori thinks it is.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بازی نه به اندازه کافی بامزه است و نه به آن اندازه که فکر می‌کند وجود دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این بازی نه به عنوان خنده دار و نه به عنوان ناراحتی به عنوان Tabori فکر می کند آن است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The figures reveal a disturbing picture of the state of our schools.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این ارقام تصویر نگران‌کننده‌ای از وضعیت مدارس ما را نشان می‌دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این ارقام یک تصویر مزاحم از وضعیت مدارس ما را نشان می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The newspaper has unearthed some disturbing facts.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]روزنامه برخی واقعیات نگران‌کننده را کشف کرده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این روزنامه برخی از واقعیت های ناخوشایند را کشف کرده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه disturbing به انگلیسی

disturbing
• worrying, disquieting, perturbing; tending to interrupt
• something that is disturbing makes you feel worried or upset.
disturbing news
• worrying news

disturbing را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی disturbing

عبدالرضا آبکار ٠٩:٣٢ - ١٣٩٦/٠٨/١١
نگران کننده
|

فاضله ١٢:٣٥ - ١٣٩٦/٠٨/١٨
آزار
|

امیرعلی ١٦:٢٨ - ١٣٩٦/٠٨/٢٦
اذیت کننده
|

علی ٢٢:٤٣ - ١٣٩٦/١١/١٠
مزاحمت
|

سفیر شهرکرد ١٥:٢٩ - ١٣٩٦/١٢/١٢
اذیت کردن
what's disturbing is (that)
|

م ٢١:٣٤ - ١٣٩٧/٠٢/٠٢
نگران کننده،ناراحت کننده
|

Rj ١٧:٤٥ - ١٣٩٧/٠٨/١٦
آشفته کننده
|

Zahra ١٥:٣٣ - ١٣٩٧/٠٩/١٧
اختلال آمیز، مختل کننده
|

فرهاد سليمان‌نژاد ١٦:١٤ - ١٣٩٧/١٢/٠٤
آزاردهنده
|

پیشنهاد شما درباره معنی disturbing



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر



آیا معنی disturbing مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )