برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1349 100 1

divider

/dɪˈvaɪdər/ /dɪˈvaɪdə/

معنی: تقسیم کننده، جدا کننده، مقسم، تقسیم کننده، بخش کننده
معانی دیگر: (شخص یا چیز) بخش گر، (جمع) پرگار اندازه گیر (compasses هم می گویند)

واژه divider در جمله های نمونه

1. universal divider
پرگار همه کاره

2. A curtain acted as a divider between this class and another.
[ترجمه ترگمان]پرده‌ای به عنوان تقسیم کننده بین این کلاس و دیگری عمل کرد
[ترجمه گوگل]یک پرده به عنوان یک تقسیم کننده بین این کلاس و دیگری عمل کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Police saw his Mercedes speeding along the center divider.
[ترجمه ترگمان]پلیس دید که مرسدس او را با سرعت به سمت چپ و راست هدایت می‌کند
[ترجمه گوگل]پلیس مرسدس خود را با سرعت بالا در کنار تقسیم مرکز دید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Across a soundproof divider from the Kelleys will be Jenkins' witnesses: two lawyers and a woman described as his friend.
[ترجمه ترگمان]این دو وکیل و یک زن که به عنوان دوستش توصیف شده‌اند، در سراسر یک تقسیم کننده صوتی از the به عنوان یکی از دو وکیل انتخاب خواهند شد
[ترجمه گوگل]در سراسر تقسیم صوتی ضد صدا از Kelleys شاهدان جنکینز خواهد بود: دو وکیل و یک زن به عنوان دوست او توصیف شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Provided the r ...

مترادف divider

تقسیم کننده (اسم)
denominator , divider
جدا کننده (اسم)
divider , discriminant , insulator
مقسم (اسم)
divider
تقسیم کننده، بخش کننده (اسم)
divider

معنی عبارات مرتبط با divider به فارسی

(برق) بخشگر فشار، مقسم ولتاژ

معنی divider در دیکشنری تخصصی

divider
[عمران و معماری] مقسم
[کامپیوتر] جدا کننده ؛ تقسیم کننده
[برق و الکترونیک] مقسم مدار یا وسیله ای که یک کمیت یا متغیر را بر دیگری و یا بر عدد ثابتی نظیر 2یا 10 تقسیم می کند .
[صنایع غذایی] چانه کن : دستگاهی که خمیر را به صورت قطعات هم وزن و مشخص تبدیل ی کند
[نساجی] غلتک مقسم ( در کارد پشمی )
[عمران و معماری] نوار تقسیم کننده
[عمران و معماری] دیوار تقسیم - دیوار جدا کننده - دیوار مقسم
[برق و الکترونیک] مقسم ولتاژتنظیم پذیر مقاومت متغیری با یک یا چند سر متحرک که با لغزاندن آن در راستای سیم مقاومتی ولتاژمطلوب به دست می آید .
[برق و الکترونیک] مقسم توان دودویی
[برق و الکترونیک] مقسم جریان
[برق و الکترونیک] مقسم میدان
[برق و الکترونیک] مقسم فرکانسی
[برق و الکترونیک] مقسم خط
[سینما] تقسیم کننده اپتیکی
[برق و الکترونیک] تقسی ...

معنی کلمه divider به انگلیسی

divider
• person or thing that divides; partition, screen
• a divider is something which forms a barrier between two areas of space or two groups of people.
• dividers are an instrument used for measuring lines and for marking points along them. dividers consist of two pointed arms joined at one end and look rather like a pair of compasses.
frequency divider
• device which splits frequencies (radio, etc.)
voltage divider
• something used to divide and partition voltage

divider را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مسعود.ه.ز
جداساز
عادله
تقسیم کننده
پارتیشن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی divider
کلمه : divider
املای فارسی : دیویدر
اشتباه تایپی : یهرهیثق
عکس divider : در گوگل

آیا معنی divider مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )