انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 894 100 1

واژه divination در جمله های نمونه

1. Miraculous powers . . . divination, automatic writing, telepathy.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قدرت پیشگویی، پیشگویی، writing اتوماتیک
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قدرت فوق العاده ای طلسم، نوشتن اتوماتیک، تله پاتی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Most clairvoyants restrict themselves to the pictures for divination.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بیشتر clairvoyants می‌توانند خود را به تصاویر پیش‌گویی محدود کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اکثر اژدهایان خود را به تصاویر برای غرور محدود می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Butto see Gnosticism principally in terms of divination and prognostication is to fail to understand it.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Butto عمدتا از نظر divination و prognostication به این نکته توجه دارند که نمی‌توانند آن را درک کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما گنوسيسم عمدتا از لحاظ تجسس و پيش بيني، ناتواني در درک آن است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Consequently, this was a divination of deep significance.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در نتیجه این یک پیشگویی عمیق بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در نتیجه، این یک غرور از اهمیت عمیق بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Fortunetelling, prophecy, and other forms of divination have been condemned by Saudi Arabia's religious leaders.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رهبران مذهبی عربستان‌سعودی، پیشگویی، پیشگویی و دیگر صور of توسط رهبران مذهبی عربستان‌سعودی محکوم شده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Fortunetelling، نبوت و دیگر اشکال الهی توسط رهبران مذهبی عربستان سعودی محکوم شده اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Divination is made up of a little error and superstition, plus a lot of fraud.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پیشگویی از یک اشتباه کوچک و خرافات، به اضافه یک عالمه کلاهبرداری
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]غنائم از یک اشتباه کوچک و خرافات تشکیل شده است، به علاوه کل تقلب
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Is -- date Lun title in 2009 is divination an east constellation?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آیا عنوان Lun در سال ۲۰۰۹ توسط صورت فلکی شرق کشف شده‌است؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تاریخ معاصر لون در سال 2009، غرور در صورت فلکی شرقی است؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. A Crystal Balls is an oracle of divination.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک گوی بلورین یک غیب گوی پیشگویی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]توپ های کریستال، اوراکل الهام بخش است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. In The I Ching, a divination of strong vitality and active force and conforming to the requirements of life and ideals always indicates luck and goodliness .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در چینگ - چینگ، یک الهام از نیروی حیاتی قوی و نیروی فعال و منطبق با الزامات زندگی و ایده‌آل‌ها همیشه نشان‌دهنده شانس و شانس است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در 'من چینگ'، تقدیر از نیرومندی قوی و نیروی فعال و مطابق با الزامات زندگی و آرمانها، همیشه شانس و خوشبختی را نشان می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The second form is Divination, or consulting oracles.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شکل دوم پیشگویی یا oracles است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شکل دوم غزل، یا مشاوره اوراکل است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Healing, divination, developing psychic abilities, divine inspiration, healing power.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شفا، پیشگویی، توسعه توانایی‌های ذهنی، الهام الاهی، قدرت شفا دادن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شفا، طنز، توانایی های روانی، الهام بخش الهام بخش، قدرت شفا دادن
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. He cheats people in the name of practicing divination.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او مردم را به نام پیشگویی گول می‌زند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او مردم را به نام تجسس تقلب می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Last year's divination had proved all too accurate.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پیشگویی سال پیش همه چیز را خیلی دقیق ثابت کرده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]طلسم سال گذشته خیلی دقیق بوده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. On that basis, we shall survey some of these New Age and occult forms of divination.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بر این اساس، برخی از این عصر جدید و فرم‌های اسرار آمیز را بررسی خواهیم کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بر این اساس، ما باید برخی از این عصر جدید و اشکال مخفی از الهام را بررسی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف divination

فالگیری (اسم)
augury , divination
پیش گویی (اسم)
prophecy , augury , divination , prediction , prognostication , oracle , omen
فال (اسم)
handsel , presage , divination , auspice , omen , sortilege
تفال (اسم)
divination , fortune-telling
غیب گویی (اسم)
prophecy , divination
حدس درست (اسم)
divination
فال بینی (اسم)
soothsaying , divination

معنی کلمه divination به انگلیسی

divination
• practice of foretelling the future through supernatural means

divination را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی divination



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی divination
کلمه : divination
املای فارسی : دیوینتین
اشتباه تایپی : یهرهدشفهخد
عکس divination : در گوگل


آیا معنی divination مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )