برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1279 100 1

document

/ˈdɑːkjəment/ /ˈdɒkjʊment/

معنی: سند، مدرک، تمسک، دستاویز
معانی دیگر: دست آویز، یافتگان، بنچاک، سند ارائه دادن، سنددار کردن، با مدرک اثبات کردن، (کتاب و رساله و غیره - با رجوع به منابع و مراجع مختلف ادعای خود را) به اثبات رساندن، مستند کردن، ملاک، سندیت دادن

واژه document در جمله های نمونه

1. Newly discovered documents showed that the prisoner was obviously innocent.
مدارک به تازگی کشف شده نشان داد که زندانی کاملا بی گناه است

2. The documents of ancient Rome have survived many centuries.
اسناد روم باستان قرن های زیادی به جای مانده اند

3. We were reluctant to destroy important documents.
مایل نبودیم که اسناد مهم را از بین ببریم

4. the document contained several erasures
سند دارای چندین جای پاک شده بود.

5. the document is now in his hands
سند اکنون در اختیار او می‌باشد.

6. the document is written in hieratic
سند به خط کاهنی نوشته شده است.

7. this document lacks legal force
این سند ارزش قانونی ندارد.

8. a good document
سند معتبر

9. a historical document
سند تاریخی (دارای ارزش تاریخی)

10. a legal document
سند قانونی

11. you must document your claims
ادعاهای خود را باید مستند کنید.

12. evidence clarifying a document but not deriving from the document itself is evidence aliunde
...

مترادف document

سند (اسم)
bill , act , deed , document , instrument , evidence , title deed , script , voucher , writ , forgery , legal act , muniment
مدرک (اسم)
proof , document , evidence , lead , testimony , witness , record , clue , voucher , muniment
تمسک (اسم)
document , demand note
دستاویز (اسم)
excuse , document , pretext , voucher

معنی عبارات مرتبط با document به فارسی

معنی document در دیکشنری تخصصی

document
[حسابداری] سند ، مدرک
[کامپیوتر] سند ، نوشته - فایلی با یک متن چاپی ( یعنی یک حرف ، نامه ، یا فصل کتاب ) با یک ترسیم یا قطعه ی کاری دیگری که انسان به کمک کامپیوتر آن را ویرایش می کند. - سند
[برق و الکترونیک] سند ، مدرک منرع داده های ورودی به رایانه . - سند ، مدرک
[صنعت] سند ، مدرک ، ملاک
[حقوق] تهیه کردند، ارائه کردن سند، مستند کردن ادله، جمع آوری و تنظیم اسناد و مدارک سند، مدرک
[ریاضیات] سند، پرونده، مدرک
[کامپیوتر] فونت پایه مدرک
[کامپیوتر] متمرکز روی سند
[کامپیوتر] برنامه کمکی مقایسه مدارک
[کامپیوتر] فایل سندی
[کامپیوتر] فرمت مدرک ؛ قالب مدرک
[کامپیوتر] پردازش تصویری سند
[کامپیوتر] مدیریت سند
[کامپیوتر] سیستم مدیریت سند
[کامپیوتر] حلات نوشته یا سند - روش معمول در نوشتن مستنداتی که باید چاپ شوند . واژه پرداز شامل کدهایی است که علامت تیره ، صفحات و مانند آن را مشخص می کند، از این رو به جای تولید یک فایل متن ، فایل خاص واژه پردازی را ایجاد می کند. نگاه کنید به te ...

معنی کلمه document به انگلیسی

document
• certificate, paper which provides information or evidence; deed, written file; data file containing the product of a user's work (computers)
• record for evidence, provide with documentary evidence, substantiate
• a document is an official piece of paper with writing on it.
• if you document something, you make a detailed record of it on film, tape, or paper.
document forgery specialist
• expert at creating counterfeit documents
document image processing
• archive system for documents and images, image processing system for documents
document of title
• certificate of ownership
document retrieval
• locating and recovering documents
document security
• protection of valuable documents
document type definition
• specification written in the standard generalized markup language and containing information about the format of a particular document, dtd (computers)
document window
• window in which an application displays the document that a user is working on
dated document
• document that has been marked with a date
edit a document
• revise a document; review a document and make changes and corrections if necessary
historical document
• paper which bears witness to an historic event
judicial document
• document used in a court of law
notary document
• document which has been certified by a notary public
official documen ...

document را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدرضا خسروی
گزارش مستند تهیه کردن
a.r
to record or report in detail, as in the press, on television, etc
to support (statements in a book, for example) with written references or citations
امینی
مطلب،مطالب
ABC
سند و مدرك
Z
مستند
فیض
مستندسازی
عبدالخلیل قوطوری
dɒkjʊment- document-En—دوکیمند- dɑːkjəmentداکیمند= سند، مدرک، تمسک، دستاویز
معانی دیگر: دست آویز، یافتگان، بنچاک، سند ارائه دادن، سنددار کردن، با مدرک اثبات کردن، (کتاب و رساله و غیره - با رجوع به منابع و مراجع مختلف ادعای خود را) به اثبات رساندن، مستند کردن، ملاک، سندیت دادن
document-Turk دوکیمند-داکیمند=سند ومدرک ، دست آویز، آنچه بافته وسرهم بندی شده(سند ومدرک، نوشته، بنچاک (بنچاق)، برای سندیت دادن و تمسک جستن از خود چیزی به هم بافتن یا از خود درآوردن(بهانه، سند، دست آویز)- دوکی (دوقی)=بافته شده، به هم بافته وتنیده شده – دوکی فعل امر دوکیماق(دوقیماق)= بافتن، سرهم بندی کردن، تنیدن، بافندگی کردن ،با دست بافتن-دوکما(دوقما)=دارقالی، وسیلۀ بافتنی و...- دوکما دوکیماق= قالی بافی کردن – به صورت: دؤکیم=آنچه پایه ریزی شده، حکم و فرمان مستند(با شهادت و نقل و قول دیگران یا مکتوب وبا سند و مدرک)،پی ریزی و ریختن،و... فعل دوکمک =فرمان دادن، ریختن و پی ریزی کردن، پاشیدن - تُخم دوکمک= تخم ریزی کردن، تخم پاشیدن و...- به صورت داکیمند=به هم بسته شده، به هم گره خورده، به هم وابسته ، به هم پیوسته، به هم مرتبط، به هم وصل شده - از فعل داکماق (داقماق)=دست پیچ کردن، گره زدن، دو چیز را به هم پیوند دادن ، دوچیز را به هم مرتبط کردن و به هم بستن، –مثل: اِلنی بیر یره داک=دست پیچ کردن - داک ایندر=دست آویز کردن به چیزی ، دل مشغول کردن به چیزی، دست را به چیزی بند کردن-ent=اینت(ایند)آویز –از فعل اینترمک(ایندرمک)=از بالا به پایین فرستادن، آویزان کردن یا آویختن و... - اِل داکیمی (دُکیمی) = دست بافت، آنچه که در طول زندگی انسان به هم بافته (نامه یا سند اعمال یا همان دست آویزی(هدیه یا کار دستی یا انچه که برای هدیه دادن یا ارائه کردن یا بهانه ای پیدا می کنیم (یافتگان)) که انسان برای دیدن اقوام یا بزرگان یا قضاوت دیگران با دست خود برده تقدیم می کند ویا بعد از مرگ آن اعمال را برای قضاوت و داوری خداوند با خود به همراه می برد (کتاب اعمال، توشۀ آخرت یا اسناد اعمال خوبی که در این دنیا انجام داده)-
فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی --- که جز ولای توام نیست هیچ دست آویز.(حافظ)
هین چه آوردید دست آویز را--- ارمغانی روز رستاخیز را.(مولوی)
نه هر دستی که تیغ تیز دارد--- به خون خلق دست آویز دارد.( نظامی)
هیچ دستاویز آنساعت که ساعت دررسد--- نیست الا آنکه بخشایش کند پروردگار.( سعدی)
- ایکیسینی بیر بیرینه داک=آنها را به هم پیوند بده(ببند) ( در مورد دو نفر دختر وپسر ازدواج و پیوند زناشویی)،سیغیری آقاچا داک (داق، داکیمد)=گاو را به درخت ببند،- شینی شونقا داکا(داقا، داکیمدا)=اینرا به اون ببند(وصل کن، پیوند بده، مرتبط کن)- ایکی سیمی داک(داکیمد)= دو سیم (سیم برق، یا ...)را به هم وصل کن -
dɒkyəmɛnˈtɛəriən-Documentarian-En- دوکیمنتارین- داکیمنتارین=)سینما و تلویزیون و غیره) سازنده ی فیلم مستند documentarist) هم می گویند)، کسیکه فیلم یا مطالب مستندی را تهیه میکند
Documentarian-Turk-داکیمنتارین=سرپرست یا رئیس مستند ساز،خواهان و خواستار مستند سازی، اصول واساس وطریق وراه ساختن و به هم بافتن(سینما، تلویزیون، وغیره)، کسی که چیزی را به یک روش و طریقی به هم می بافد وسرهم بندی میکند، documentarist=کسی که می خواهد چیزی را به هم بافته وسرهم بندی کند-ist=1-ایست از فعل ایستمک=خواستن، متمایل بودن، تمایل داشتن، و...2-اُست=بالا، شخص والامقام، رئیس، سرپرست و...
Tarian-1تأرین= بکاربرندۀ یک راه و روش، یک راه و روش – Tar تأر=اصول، طریق، راه و روش، مسیر و...- ian این=تن، بدن، اندام، فرد و شخص، اندرونی، - مثل: اینیم آغیریا= تن وبدنم درد می کند،- ایندرمه = داخل نکن، اجازۀ فرود نده،و...- - از فعل ایندرمک=داخل کردن، فرود آوردن، به زیر کشیدن،و... - Iranian=ایرانی(فرد ایرانی)- Indian= هندی (شخص هندی)
Tarian-2تأرین=شخص با اصول و راه و روش ، تهیه کننده – تأرکچی=تدارکچی(تأر اِدک چی=تدارکچی)
فعل:تأراِدمک=راه وروشی را کار کردن، از اصول وراهی پیروی کردن، مسیر وراهی را پیمودن،و...- تأرکلِمک=اصول وروشی را بکار بردن، چیزی را با یک راه وروشی آماده و تهیه کردن -تأدارکلِمک=تدارک دیدن،
dɒkjʊˈmentəri-Documentary-En- دوکیمنتری- dɑːkjəˈmentəriداکیمنتری=مستند، سندی، مدرکی، مبنی بر مدرک یا سند
معانی دیگر: وابسته به سند و مدرک، مدلل، موثق، (اقتصاد) اسنادی
Documentary-Turk-دوکیمنتَری ،داکیمنتأری=دارای مدرک وسند، دارای مستند-تأری=دارای اصول وروش و مسیر و...
dɒkjʊmenˈteɪʃən-Documentation-En- دوکیمنتیشن- dɑːkjəmenˈteɪʃən داکیمنتیشن= مستندات، مستند سازی، ارائه اسناد یا مدارک، توسل بمدارک و اسناد، اثبات با مدرک
معانی دیگر: سند، فرنود، یافتگان، ارائه سند
Documentation-Turk-دوکیمنتیشن ، داکیمنتیشن=مستندات ،مستند سازی، مدرک ومستند به هم بافته و مرتبط با موضوع(اثباط با مدارک مرتبط ، اسناد کارشده وساخته شده و به هم بافته شده(مرتبط)- اسناد جمع آوری شده
Ation=1-ایشن=به هم بافته شده، -از فعل ایشمک=ریسیدن، ریسندگی کردن –نخ ریسی کردن، به هم بافتن - 2-ایشلِمک=کارکردن، ساختن 3- اُیشرمک=جمع آوری کردن، جمع کردن4-آتیشن=پرت کننده، اندازنده، پرتاب کننده و...
ارتباط کلمات فارسی ،انگلیسی با زبان ترکی وبلاکpoladabady@blogfa.com

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی document
کلمه : document
املای فارسی : داکیومنت
اشتباه تایپی : یخزعئثدف
عکس document : در گوگل

آیا معنی document مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )