برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1279 100 1

documented

/ˈdɑːkjəment/ /ˈdɒkjʊment/

(noun) سند، مدرک (verb transitive) مستند کردن، با مدرک ثابت کردن، سند ارائه دادن برای، مدرک آوردن برای، سندیت دادن

واژه documented در جمله های نمونه

1. He documented the destruction he observed during the Cosovo War.
[ترجمه ترگمان]او ویرانگری را که در طول جنگ Cosovo مشاهده کرد، مستند کرد
[ترجمه گوگل]وی ضایعاتی را که در جنگ کوزوو مشاهده کرد، تایید کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. This book is a carefully documented biography.
[ترجمه ترگمان]این کتاب یک زندگینامه به دقت مستند است
[ترجمه گوگل]این کتاب بیوگرافی با دقت مستند است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The results are documented in Chapter
[ترجمه ترگمان]نتایج در فصل مستند شده‌اند
[ترجمه گوگل]نتایج در فصل نشان داده شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The life of Marx is remarkably well documented.
[ترجمه ترگمان]زندگی مارکس به طور قابل‌ملاحظه‌ای مستند شده‌است
[ترجمه گوگل]زندگی مارکس به خوبی قابل ثبت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه documented به انگلیسی

documented
• recorded as evidence, substantiated

documented را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

9090mehdi
ثبت شده
فواد بهشتی
سند دار، ثبتی، مستند
عماد
تایید شده
الهام
مدون
soudabe
مستند شده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی documented
کلمه : documented
املای فارسی : داکومنتد
اشتباه تایپی : یخزعئثدفثی
عکس documented : در گوگل

آیا معنی documented مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )