برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1285 100 1

dominate

/ˈdɑːməˌnet/ /ˈdɒmɪneɪt/

معنی: تسلط داشتن، چیره شدن، حکمفرما بودن، تفوق یافتن، غالب امدن بر
معانی دیگر: چیره شدن بر، غالب شدن، حاکم بودن بر، زیر سلطه ی خود درآوردن، تحت الشعاع قرار دادن، به خود اختصاص دادن، (از نظر ارتفاع بر چیزهای دیگر) مسلط بودن، فرازیدن، (مسابقه و غیره) در صدر قرار داشتن

واژه dominate در جمله های نمونه

1. don't dominate the conversation!
متکلم وحده نشو!،بحث را قبضه نکن‌!

2. to dominate a football league
در صدر باشگاه‌های فوتبال قرار داشتن

3. to dominate a group
بر گروهی چیره شدن

4. Jones had set out to intimidate and dominate Paul.
[ترجمه ترگمان]جونز برای ترساندن و تسلط بر پل آماده شده‌بود
[ترجمه گوگل]جونز تصمیم به ارعاب و تسلط بر پل داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He has authority, but he doesn't try to dominate .
[ترجمه ترگمان]او قدرت دارد، اما سعی در تسلط بر آن ندارد
[ترجمه گوگل]او دارای قدرت است، اما او سعی در تسلط ندارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The book is expected to dominate the best-seller lists.
[ترجمه ترگمان]انتظار می‌رود که این کتاب بر فهرست کتاب‌های پرفروش تسلط یابد
[ترجمه گوگل]انتظار می رود که این کتاب به لیست فروشندگان برتر برسد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف dominate

تسلط داشتن (فعل)
dominate
چیره شدن (فعل)
overcome , prevail , dominate
حکمفرما بودن (فعل)
reign , dominate
تفوق یافتن (فعل)
dominate , overmatch
غالب امدن بر (فعل)
surmount , dominate

معنی کلمه dominate به انگلیسی

dominate
• control, rule, command
• to dominate a situation means to be the most powerful or important person or thing in it.
• if one country dominates another, it has power over it.
• see also dominating.
dominate the charts
• have the best rating on a popularity pole for a period of time; be very popular for a significant amount of time (about musicians, television programs, etc.)

dominate را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Angel
تسلط یافتن
میثم علیزاده
تسلط داشتن، زمام چیزی رو در دست گرفتن( به طرز خودخواهانه)

مثلا : dominate the conversation
یعنی مجلس آرای بلامعارض شدن، به کس دیگه اجازه ندی حرف بزنه، جوری پیش ببری مکالمه رو که خودت دوس داری
mohammadreza
Act like bosses
نگاا از بالا به پایین به یک موضوع یا کار
مقداد صفری
domin=master
محدثه فرومدی
سیطره داشتن، غالب بودن، مستولی بودن، غلبه داشتن، چیرگی داشتن
Mahdis.Rahimi
bossy or pushy
گلی افجه
کنترل
قانون
فرمان
دکتر سعیدی
مسلط بودن
سحر صالحی
سلطه طلب

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی dominate
کلمه : dominate
املای فارسی : دامینت
اشتباه تایپی : یخئهدشفث
عکس dominate : در گوگل

آیا معنی dominate مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )