انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 891 100 1

واژه donation در جمله های نمونه

1. donation of prizes
ترجمه اهدای جوایز

2. Would you like to make a donation to our charity appeal?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]می خواید درخواست کمک خیریه ما رو اهدا کنید؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا می خواهید کمک مالی به درخواست تجدید نظر ما را جلب کنید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. They made a generous donation to charity.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها کمک‌های سخاوتمندانه ای را به خیریه اهدا کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها کمک مالی سخاوتمندانه به خیریه انجام دادند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The project is funded by public donation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بودجه این پروژه از طریق کمک‌های مردمی تامین می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این پروژه توسط کمک های عمومی تامین می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The company's donation was surely motivated by self-interest, as it attracted a lot of media attention.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با توجه به اینکه این شرکت توجه رسانه‌ها را به خود جلب کرده‌است، این شرکت قطعا با انگیزه خود انگیزه داشته‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اهداء این شرکت مطمئنا با علاقه شخصی متوقف شد، چرا که توجه بسیاری را به رسانه جلب کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. It's impossible to wring a donation out of him.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] غیر ممکنه که یه اهدا پول ازش قرض بگیرم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]غیر از این است که اهدا از او خارج شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. She made a personal donation to the fund.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او به این صندوق کمک‌های شخصی کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او کمک مالی شخصی به صندوق انجام داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Put me down for a £10 donation, and you can put my husband down for the same.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مرا به خاطر اهدای ۱۰ پوند به زمین بگذارید و شما هم می‌توانید شوهر مرا به همین ترتیب بگذارید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من را برای کمک 10 دلاری به من بسپار، و می توانید شوهر خود را برای همین قرار دهید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The donation aggregated to.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]صدقه جمع می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کمک مالی به جمع آوری
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The donation is the biggest private gift to a humanitarian cause.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این صدقه بزرگ‌ترین هدیه خصوصی به یک آرمان انسانی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کمک مالی بزرگترین هدیه خصوصی برای یک موضوع بشردوستانه است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. This donation brings the total up to $6 000.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این بخشش جمعا بالغ بر ۶ هزار دلار می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این کمک مالی به مجموع 6000 دلار می رسد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. He made a generous donation to the charity.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اون یه اهدا کننده سخاوتمندانه به موسسه خیریه داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او کمک مالی سخاوتمندانه به خیریه انجام داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The donation he made was a deductible on his tax form.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]donation که او انجام داد مشمول کسر مالیات بر فرم مالیاتی وی شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کمک مالی که او ساخته بود، بر اساس فرم مالیاتی خود محفوظ بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. A donation of £250 has been received, bringing the total to £3 750.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اهدا ۲۵۰ پوند به مبلغ ۲۵۰ پوند به ۷۵۰ پوند رسید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کمک مالی به مبلغ 250 پوند دریافت شده است که مجموع آن به 3 750 پوند می رسد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Every year she makes a large donation to a worthy cause.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هر سال یه اهدا بزرگ به یه هدف باارزش اهدا میکنه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هر ساله به اهدای شایسته اهدا می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف donation

اهداء (اسم)
present , dedication , grant , donation
دهش (اسم)
give , liberality , munificence , largess , donation
عطا (اسم)
present , grant , gift , donation , granting
عطیه (اسم)
present , gift , donation

معنی کلمه donation به انگلیسی

donation
• gift, contribution
• a donation is an amount of money, or something else that is valuable, given to a charity or other organization.
anonymous donation
• donation which has been made by a nameless donor, donation by an anonymous giver
blood donation
• contribution of blood
made a large donation
• donated a lot of money or goods, gave a generous donation
organ donation
• giving of organs from the body of a deceased person for the purpose of transplanting them in another person

donation را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی donation

ebitaheri@gmail.com ٠٨:٤٣ - ١٣٩٦/١٢/٢٢
کمکِ هزینه‌ای/پولی/مالی
کمک‌رسانیِ هزینه‌ای/پولی/مالی
پشتیبانی هزینه‌ای/پولی/مالی
حمایت هزینه‌ای/پولی/مالی
|

Mollie ١٢:٥٤ - ١٣٩٧/٠٥/١١
عطا کردن. بخشش
|

Mersana ٢٢:٤٩ - ١٣٩٧/٠٧/٠٣
اهدا،اهدا کردن
|

پیشنهاد شما درباره معنی donation



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

A... > were
رضا خرم > relies
مریم > مریم
مهرسا > claim
Karim > ژینوس
علی سهام > biomolecular
فاطمه شعبانی > چیکال
فافا > رونا

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر

معنی donation
کلمه : donation
املای فارسی : دنیشن
اشتباه تایپی : یخدشفهخد
عکس donation : در گوگل


آیا معنی donation مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )