برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1328 100 1

dovetail

/ˈdəvˌtel/ /ˈdʌvteɪl/

معنی: کام و زبانه دم فاختهای، جفت کردن
معانی دیگر: (نجاری) کام و زبانه کردن، کلاف کردن، (واقعیت یا اطلاعات یا آمار و غیره) جفت و جور کردن یا شدن، (از نظر منطقی و غیره) هماهنگ کردن، (هرچیز به شکل دم کبوتر) دم کبوتری، کام و زبانه ی دم چلچله ای (بخش برجسته یا زبانه را tenon و بخش فرو رفته یا کام را mortise می گویند)، هم بست (یا اتصال) کام و زبانه ای (dovetail joint هم می گویند)، دارای کام وزبانه دم کبوتری

واژه dovetail در جمله های نمونه

1. in iowa corn growing and hog raising dovetail efficiently
در ایالت آیووا کشت ذرت و پرورش خوک به طور موثری با هم هماهنگ شده‌اند.

2. I'm following up a few things that might dovetail.
[ترجمه ترگمان]من دارم یه چیزایی رو دنبال می‌کنم که ممکنه \"dovetail\" باشه
[ترجمه گوگل]من چند چیز را دنبال می کنم که ممکن است از بین بروند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Their results dovetail nicely with ours.
[ترجمه ترگمان]نتایج آن‌ها به خوبی با مال ما سازگار است
[ترجمه گوگل]نتایج آنها به خوبی با ما همراه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. It is important that we dovetail our respective interests.
[ترجمه ترگمان]مهم است که ما منافع مربوطه خود را حفظ کنیم
[ترجمه گوگل]مهم است که ما منافع مربوطه را در اختیار داشته باشیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. My vacation plans dovetail nicely with Joyce's.
[ترجمه ترگمان]تعطیلات من با جو یس خیلی خوب پیش می‌رود
[ ...

مترادف dovetail

کام و زبانه دم فاختهای (اسم)
dovetail
جفت کردن (فعل)
graft , truss , accompany , mortise , dovetail , couple , assemble , geminate , twin , link , yoke , husband , mortice

معنی کلمه dovetail به انگلیسی

dovetail
• something in the shape of a dove's tail; projection shaped like a dove's tail (construction); dovetail joint, joint comprised of a tenon and mortise
• join with tenons, fit together using dovetails (construction); join closely together
• if two things dovetail or if one thing dovetails with another, the two things fit together or are compatible with each other in a very neat way.
• a dovetail or a dovetail joint is a wedge-shaped joint used in carpentry for fitting two pieces of wood tightly together.
dovetail joint
• joint comprised of a projecting part on the end of one piece that fits into a slot cut into another piece, interlocking joint made of a tenon and mortise, dovetail

dovetail را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فرهاد سليمان‌نژاد
جور در آمدن، چفت و بست شدن، هماهنگ شدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی dovetail
کلمه : dovetail
املای فارسی : دوتیل
اشتباه تایپی : یخرثفشهم
عکس dovetail : در گوگل

آیا معنی dovetail مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )