برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1319 100 1

draft

/ˈdræft/ /drɑːft/

معنی: برات، طرح، انتخاب، مسوده، پیش نویس، چرک نویس، برگزینی، برات کشی، حواله، اماده کردن، از بشکه ریختن، طرح کردن، فرا خواندن
معانی دیگر: (ارابه یا بار و غیره) کشیدن، فشار به جلو، بارکشی، حمل، ترابرد، کشش، ترابری، مقدار بار حمل شده یا کشیده شده، چیز حمل شده، حمال، به کشتی کشیدن تور ماهی گیری، مقدار ماهی گرفته شده در هر تور، قلپ، جرعه، قرت، میزان داروی آبگونه که هر بار باید خورده شود، دوز، مقدار (دارو)، (عامیانه) میزان آبجو (وغیره) که هر بار از بشکه کشیده می شود، (کشیده شده از بشکه) بشکه ای، استنشاق (هوا یا دود سیگار و غیره)، شهیق، (هوا یا دود) فروبری، فرودادن، (میزان هوا یا دود که هر بار فرو برده می شود) پک، نفس، دم، (نسخه ی اول و خطخوردگی دار هر چیز) چرک نویس، پیش نویس کردن، چرک نویس نوشتن، رسم کردن، خطوط اصلی چیزی را کشیدن، (هوا) جریان، کوران، دستگاه تنظیم جریان هوا (در بخاری و غیره)، هواکش، (بانکداری و غیره) حواله، خدمت اجباری، خدمت نظام، فراخوانی (برای هرگونه خدمت یا نامزدی انتخابات و غیره)، فراخواستن، به خدمت زیر پرچم احضار کردن، (برای نامزدی یا خدمت) فراخواندن، (کشتیرانی - عمق آب مورد نیاز کشتی پر از بار برای آن که به کف دریا برخورد نکند) آبخور، آب نشین (draught هم می نویسند)، نقشه، برون نما، ترسیم، سمیره کشی، دهانه ی لوله ی آب (و غیره)، (سنگ تراشی) خط راهنما، خط استادکار، (نمونه ی قالب سازی) شیب، (ورزش های حرفه ای) سهمیه ی هر تیم برای استخدام بازیکنان جدید، به استخدام تیم درآوردن، (بازرگانی) تخفیف بابت صدمه ی وارده به کالا یا کم شدن وزن آن، n : draught حواله، vt : draught انگلیس اماده کردن

واژه draft در جمله های نمونه

1. draft beer is better than bottled beer
آبجو بشکه‌ای از آبجو بطری شده بهتر است.

2. draft card
(امریکا) برگ آماده به خدمت

3. a draft animal
حیوان بارکش

4. a draft dodger
کسی که از خدمت نظام طفره می‌رود

5. a draft resolution
پیش‌نویس قطعنامه (که می‌توان با مذاکره آن را تعدیل کرد).

6. a draft whose ingredients also included opium
دارویی که اجزای آن شامل تریاک هم بود.

7. military draft lottery
قرعه کشی برای خدمت نظام

8. sight draft
برات دیداری

9. the draft of a contract
پیش‌نویس قرارداد

10. the draft of a typical horse in each day
بار ترابری شده توسط یک اسب معمولی در هر روز

11. the draft of air blowing in from the window
بادی که از پنجره به درون می‌وزید

12. on draft
(آبجو و غیره) آماده‌ی کشیدن از بشکه

13. a bank draft
حواله‌ی بانکی

14. a sight draft
...

مترادف draft

برات (اسم)
bill , draft , check , cheque
طرح (اسم)
trace , figure , design , skeleton , projection , line , scheme , draft , pattern , plan , blueprint , layout , project , model , drawing , lineament , diagram , plot , protraction , sketch , croquis , delineation , eye draught , schema , outline , shop drawing
انتخاب (اسم)
choice , selection , option , pickup , draft , election , delegacy
مسوده (اسم)
draft , minute , copy , sketch , croquis
پیش نویس (اسم)
draft , minute
چرک نویس (اسم)
scratch , proof , draft , scratchpad
برگزینی (اسم)
draft
برات کشی (اسم)
draft
حواله (اسم)
assignment , order , draft , check , transference , cheque
اماده کردن (فعل)
ready , prime , provide , draft , gird , belay , prepare , list , confect , unlimber
از بشکه ریختن (فعل)
draft
طرح کردن (فعل)
propose , design , draw , scheme , draft , plan , bring forth , lay , propound , sketch , put forward
فرا خواندن (فعل)
muster , summon , evoke , call , draft , recall

معنی عبارات مرتبط با draft به فارسی

حیوان بارکش
(امریکا) هیات فراخوانی سربازان (که اعضای آن غیر نظامی بوده و کارشان گزینش جوانان برای خدمت نظام است)، اداره ی نظام وظیفه
(امریکا) برگ آماده به خدمت
(امریکا) کسی که از خدمت زیر پرچم فرار می کند، مشمول غایب
اسب بارکش، یابو
(چک صادره از طرف یک بانک و عهده ی بانک دیگر) برات بانکی، حواله ی بانکی
(آبجو و غیره) آماده ی کشیدن از بشکه
لاشه برات
(بانکداری) حواله ی مدت دار، برات میعادی، برات مدت دار

معنی draft در دیکشنری تخصصی

[سینما] دست نویس اول
[عمران و معماری] برداشت - مکش
[برق و الکترونیک] طرح ، پیش نویس
[مهندسی گاز] کشش ، کشیدن ، کوران
[حقوق] برات، حواله
[نساجی] کشش - کشیدن - کش دادن - نخ کشی - نقشه نخ کشی - نقشه طراحی - گل - نقش
[ریاضیات] ترسیم کردن، نقشه کشیدن، برات، حواله، یخ، شیب، پیش رسم، نقشه، حواله، مدل، ترسیم، کشش
[پلیمر] زاویه خروج، طراحی مهندسی است که هنگام ساخت قالب به جدا شدن آسان قطعات از قالب کمک می کند.(حداقل 3 درجه پیشنهاد می شود)
[آب و خاک] جریان هوا، طرح
[نساجی] اعمال کشش بر فتیله تابدار
[نساجی] میله های جدا کننده در ماشین شستشوی پارچه
[نساجی] کشش بین غلتکهای کالندر و بالش یا بالشچه
[نساجی] دنده کشش ( در ماشین متکا پیچی )
[نساجی] ثابت کشش
[مهندسی گاز] کوران سنج
[کامپیوتر] چاپ با کیفیت پایین روی بعضی چاپگرها
[کامپیوتر] معیار کیفی برای خروجی چاپ شده - کیفیت پیش نویس - خروجی چاپی با وضوح کم که برای عکس برداری نامناسب است ، اما می توان از آن برای ویرایش گرافیکی استفاده کرد .
[سینما] پیش نویس تصویرنامه
...

معنی کلمه draft به انگلیسی

draft
• rough outline, sketch; check, written order for payment; conscription, calling up for army service; unit; current of air; (sports) method by which nba teams choose once a year college or foreign players to their teams
• make an outline, draw up in written form; conscript, recruit for military service; force or persuade to do some task; draw out and separate
• a draft of a letter, book, or speech is an early version of it.
• when you draft a letter, book, or speech, you write the first version of it.
• if you are drafted, you are told to serve in one of your country's armed forces; used in american english.
• when people are drafted somewhere, they are moved there to do a particular job.
• see also draught.
draft age
• age at which one is eligible to be inducted into the military forces
draft animal
• animal used for pulling heavy loads (horse, ox, etc.)
draft dodger
• one who avoids or tries to avoid performing mandatory military service (informal)
• a draft dodger is someone who avoids joining the armed forces when normally they would be obliged to join.
draft law
• bill, proposed law
draft printing
• printing of rough copies
draft quality
• unfinished, rough, printed quickly without attention to punctuation
draft service
• conscripting of men into the army
bank draft
• bank check
rough draft
• rough outline, draft without much detail or accuracy

draft را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی خلیلی شجاعی
خدمت سربازی
حشمت
طرح اولیه،پیش طرح
مستند
ارابه‌ای
احسان چابک
فرورفتگی در آب (شناورها)
Ali
خشکسالی
میثم علیزاده
پیشنویس یا طرح اولیه( نوشتن)
خدمت سربازی
حسین
تدوین کردن، تهیه نمودن
سمیه قاسمی
هواکش - تهویه
سمیه قاسمی
هواکش- تهویه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی draft
کلمه : draft
املای فارسی : درفت
اشتباه تایپی : یقشبف
عکس draft : در گوگل

آیا معنی draft مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )