انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1070 100 1

drop out

تلفظ drop out
تلفظ drop out به آمریکایی/ˈdrɑːpˈaʊt/ تلفظ drop out به انگلیسی/drɒpaʊt/

1- کناره گیری کردن (از عضویت)، ترک تحصیل کردن، 2- از دایره خارج شدن، نامعمول شدن، حذف تصادفی، از قلم افتادگی حذف تصادفی

واژه drop out در جمله های نمونه

1. Teenagers who drop out of high school have trouble finding jobs.
ترجمه کاربر [ترجمه علی] نوجوانانی که در دوره دبیرستان ترک تحصیل می کنند، برای پیدا کردن شغل دچار مشکل می شوند
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نوجوانانی که از دبیرستان بیرون می‌ریزند دچار مشکل یافتن شغل شده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نوجوانانی که از دبیرستان خارج می شوند مشکل پیدا کردن شغل دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Early pacemakers often drop out of a race before the finish.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]pacemakers pacemakers اولیه اغلب قبل از پایان مسابقه از مسابقه خارج می‌شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در ابتدا ضربان سازها اغلب قبل از پایان بازی را ترک می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. She had to drop out of the race half way through.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او مجبور بود از وسط مسابقه خارج شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او مجبور شد از مسیر مسابقه نجات یابد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Several members of the team had to drop out at the last minute.
ترجمه کاربر [ترجمه علی] تعدادی از اعضای تیم مجبور شدند در آخرین لحظه کناره گیری کنند.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چند نفر از اعضای تیم مجبور شدند در دقیقه آخر از صحنه خارج شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تعدادی از اعضای تیم مجبور شدند در آخرین لحظه رها شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The company had to drop out of the deal due to rising costs.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این شرکت مجبور بود به علت افزایش هزینه‌ها از قرارداد صرفنظر کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به دلیل افزایش هزینه ها، این شرکت مجبور شد از قرارداد خارج شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Many students drop out or fail because they're not enjoying the course.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بسیاری از دانش آموزان به این دلیل ترک‌تحصیل می‌کنند یا شکست می‌خورند که از این درس لذت نمی‌برند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بسیاری از دانش آموزان از بین می روند و یا شکست می زنند، زیرا از این درس لذت نمی برند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. He had injured his leg and had to drop out of the race.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او پایش را مجروح کرده بود و مجبور شده بود از مسابقه خارج شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او پای خود را زخمی کرده و مجبور شد از مسابقه خارج شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Some drop out is probably inevitable.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]احتمالا چند قطره از آن اجتناب‌ناپذیر است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برخی از خروج احتمالا اجتناب ناپذیر است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Only after Sinatra squeezes every drop out of the last note does the kid exit the car.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تنها بعد از این که سیناترا هر قطره از آخرین یادداشت را فشار داد، کودک از ماشین خارج می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تنها پس از سیناترا فشار می کشد هر قطره از آخرین یادداشت می کند بچه خروج از ماشین
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. As employers drop out of the health insurance business, the government Medi-Cal program generally picks up the slack.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هنگامی که کارفرمایان از کار بیمه سلامت خارج می‌شوند، برنامه دولت Medi - کال به طور کلی سست و سست می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همانطور که کارفرمایان از کسب و کار بیمه درمانی رها می کنند، برنامه دولت Medi-Cal به طور کلی این برنامه را برآورده می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. I drop out to the side of the road and pull off my rucksack containing the bagpipes.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به کنار جاده رفتم و کوله پشتی‌ام را از آن بیرون کشیدم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من از کنار جاده خارج می شوم و کوله پشتی خود را که حاوی dumplins است را می کشم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Enough of them eventually drop out, in fact, to disguise the otherwise decided statistical superiority of female performance in school.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در حقیقت کافی است که آن‌ها در نهایت برتری اماری مورد نظر عملکرد زنان در مدرسه را پنهان کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در واقع، به اندازه کافی از آنها خارج می شود، در واقع، برای پنهان کردن برتری آماری دیگر در عملکرد زن در مدرسه
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. But in the second week the children drop out because they are hungry.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما در هفته دوم بچه‌ها به این دلیل ترک‌تحصیل می‌کنند که آن‌ها گرسنه هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما در هفته دوم، کودکان از بین می روند، زیرا گرسنه هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. You want to drop out of school?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]میخوای از مدرسه بیای بیرون؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما می خواهید از مدرسه خارج شوید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی drop out در دیکشنری تخصصی

drop out
[کامپیوتر] از قلم افتادگی ؛ حذف تصادفی
[کامپیوتر] دخشه های متضاد

معنی کلمه drop out به انگلیسی

drop out
• quit school; quit any organized endeavor (race, course, contest, etc.); leave, depart
• drop-outs are people who reject the accepted ways of a society, for example by not having a regular job; an informal word.
• drop-outs are also young people who have left school or college before finishing their studies; an informal word.
drop out of a race
• withdraw from a race

drop out را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

احسان جهروتی ١٢:١٢ - ١٣٩٦/١٠/١٢
از دور رقابت خارج شدن
|

a ١٣:٥٧ - ١٣٩٧/٠٤/٢٧
اخراج شدن
|

محمدرضانظارات ١٥:٥٧ - ١٣٩٧/٠٤/٢٧
من فکر میکنم خارج کردن بشه
|

سهیلا ١١:٣٩ - ١٣٩٧/٠٧/٠٤
اُفت کردن
|

عرشیا ٠٩:١١ - ١٣٩٧/٠٧/٠٩
Drop out of school میشه ترک تحصیل کردن
|

Hadi ٠٨:٤٥ - ١٣٩٧/١١/٠١
رها کردن کاری
Drop out of a class
ادامه ندادن و ترک کلاس کردن
|

شهاب ٠٩:٣٣ - ١٣٩٨/٠٦/١٧
ترک تحصیل
|

شهاب ١٤:٠٩ - ١٣٩٨/٠٦/١٧
انصراف دادن- ترک تحصیل کردن
i dropped out of school ترک تحصیل کردم- i dropped out من انصراف دادم
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی drop out
کلمه : drop out
املای فارسی : دراپ آوت
اشتباه تایپی : یقخح خعف
عکس drop out : در گوگل


آیا معنی drop out مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )