برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1287 100 1

drug

/ˈdrəɡ/ /drʌɡ/

معنی: دارو، تخدیر کردن، دوا زدن، دارو خوراندن
معانی دیگر: ماده ی مخدر، کرخگر، آرمنده، دارو دادن به، (با دارو یا مواد مخدر) منگ کردن، با مواد مضر آمیختن (خوراک و نوشابه)، زهراگین کردن، چیز خور کردن، دوا، (مهجور) هر ماده ای که در شیمی و رنگرزی و غیره به کار رود

واژه drug در جمله های نمونه

1. drug traffickers' bank accounts were frozen
حساب‌های بانکی فروشندگان مواد مخدر را مسدود کردند.

2. drug trafficking
خرید و فروش مواد مخدر

3. drug dealer (or pusher)
فروشنده‌ی مواد مخدر

4. a drug that acts with vigor
دارویی که خوب اثر می‌کند

5. a drug that dissolves in the blood stream
دارویی که در خون حل می‌شود

6. a drug to alleviate a toothache
دارویی برای تسکین دندان درد

7. the drug is ingested either by eating or by injection
این دارو را یا از راه خوردن یا از راه تزریق وارد بدن می‌کنند.

8. the drug operated quickly
آن دارو زود کارگر شد (اثر کرد).

9. the drug restored him to health
دارو تندرستی را به او بازگرداند.

10. this drug disrupts brain activity
این دارو عملکرد مغز را مختل می‌کند.

11. this drug is active in the body for two days
تاثیر این دارو در بدن تا دو روز ادامه دارد.

12. this drug is more effective than aspirin
این دارو از آسپرین موثرتر است.

13. this drug is not to be taken intern ...

مترادف drug

دارو (اسم)
remedy , cure , medicine , drug , medication
تخدیر کردن (فعل)
stupefy , dope , drug , narcotize
دوا زدن (فعل)
drug
دارو خوراندن (فعل)
drug

معنی عبارات مرتبط با drug به فارسی

معتاد به مواد مخدر، خو گرفته به مواد کرخگر
فروشنده ی مواد مخدر
(ماده ی مخدر نیرومند مانند هروئین که موجب خوگیری بدنی و روانی می شود) مخدر قوی
ماده ی مخدر نسبتا ملایم که ظاهرا معتاد کننده نیست (مانند ماری جوانا)
(داروی آرامبخش برای به حرف آوردن شخص) داروی راستگویی (truth serum هم می گویند)

معنی drug در دیکشنری تخصصی

drug
[ریاضیات] دارو
[بهداشت] سو ءاستفاده از دارو
[پلیمر] دارو رسانی
[ریاضیات] جرعه ی دارو
[ریاضیات] مساله ی جرئه ی دارو
[پلیمر] داروی ظهور
[پلیمر] داروی ثبات
[شیمی] داروی فعال کننده روان

معنی کلمه drug به انگلیسی

drug
• natural or artificial substance used as a medication; narcotic, opiate, hallucinogen
• administer a medication, sedate; poison; mix food with a drug
• a drug is a chemical substance given to people to treat or prevent illness or disease.
• drugs are also substances that some people smoke or inject into their blood because of their stimulating effects. in most countries, these uses of drugs are illegal.
• if you drug a person or animal, you give them a chemical substance in order to make them sleepy or unconscious.
• if food or drink is drugged, a chemical substance is added to it in order to make someone unconscious when they eat or drink it.
drug abuse
• excessive use of drugs, use of drugs in a self-destructive manner; use of any legal or illicit chemical substance that causes physical or mental or behavioral impairment in a person
drug addict
• one who is addicted to drugs, one who is dependent or hooked on drugs, "junkie"
drug addiction
• addiction to drugs, compulsive drug use, habitual drug use
drug cartel
• organization that deals in the illegal traffic of drugs
drug clinic
• drug treatment center, institution which helps drug addicts to break their addiction
drug dealer
• one who buys and sells illegal drugs
drug enforcement agency
• united states government agency that fights against the import sale and trafficking of illegal drugs, dea
drug fiend
• addict, person one who is addicted to drugs (slang)
drug habit
• drug addiction, drug dependency, regular use of mind alter ...

drug را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

mehrana
drug به معنی دارو میباشد
Maryam💞
مواد مخدر
Ali
در صورتی که با هارد باشه میشه مواد مخدر و معنی کلمه به تنهایی میشه دارو
matin
drug_free = داروی رایگان
شهرزاد
مخدر،دارو،تزریق کردن
مهربان 😘😘😘
Pull somebody or something along with
difficulty
معنی : دارو
کتاب : English Time
سطح : Reach4
درس : story chapter 6
برای کسایی که کانون درس می خونن به درد می خوره
....
معنی:دارو
کتاب :English Time
سطح:race2
درس:7 At the Drugstore
Matin
دارو
sportwoman
دارو
ghn
drug free میشه فاقد ترکیبات دارویی نمیشه داروی رایگان، مجبور نیستی وقتی چیزی بلد نیستی درموردش صحبت کنی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی drug
کلمه : drug
املای فارسی : دروغ
اشتباه تایپی : یقعل
عکس drug : در گوگل

آیا معنی drug مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )