انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 991 100 1

dugout

تلفظ dugout
تلفظ dugout به آمریکایی/ˈdəˌɡɑːwt/ تلفظ dugout به انگلیسی/ˈdʌɡaʊt/

(قایقی که با گود کردن تنه ی درخت ساخته شود) زورق یکپارچه، کنده ناو، (پناهگاه نظامی که پای تپه و غیره می کنند و روی آن را طاق می زنند و استتار می کنند) جان پناه، کنده کاری، سنگر، کاویدگاه، حفر شده، کنده شده، پناهگاه موقتی

واژه dugout در جمله های نمونه

1. Manager Davey Johnson hustled out of the dugout.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دیوی جانسون، مدیر، با عجله از پناه‌گاه بیرون رفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مدیر دویجی جانسون از بغداد خارج شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. They gave him a standing ovation from the dugout and promised to present him with the game ball.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها از the کف زدند و قول دادند که او را با توپ بازی حاضر کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها او را از زمین زدگی به او دادند و قول دادند او را با توپ بازی معرفی کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. After organising a group of locals and a dugout canoe, we set out on the week-long journey to Iau.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بعد از سازماندهی یک گروه از محلی‌ها و یک قایق dugout، ما سفر یک هفته‌ای به Iau را آغاز کردیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پس از سازماندهی گروهی از مردم محلی و یک قایقرانی قایقرانی، ما در سفر هفته ای به Iau قرار گرفتیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Unfortunately, leaping from my seat in the dugout, I cracked my skull on its roof and the world turned black.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]متاسفانه، از صندلیم در کلبه پریدم، سرم را روی سقف گذاشتم و دنیا سیاه شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]متأسفانه، از صندلی من در خلوت جهنم، جمجمه من را روی سقفش فرو کرد و جهان سیاه شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Towards midnight Weir came to the dugout.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نزدیک نیمه‌شب، Weir به سنگر آمد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به نیمه شب، ویر به خاك آمد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Lyall and McGiven in the dugout taking Town to success.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Lyall و McGiven در سنگر گرفته‌شده تا به موفقیت برسند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Lyall و McGiven در زمین زدن گرفتن شهر به موفقیت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. At one point, Darryl Strawberry emerged from the dugout with a bat in his hands.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در یک لحظه، \"ستراوبری هیل\" از پناه‌گاه خود بیرون آمد و یک خفاش در دست داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در یک لحظه، دریل توت فرنگی از خاك با خفاش در دستانش ظاهر شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. By the time he returned to his dugout, he was angry.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وقتی به کلبه خود بازگشت، خشمگین شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با گذشت زمان، او به خلوت خود بازگشت، عصبانی شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Referee Steve Bennett banished him from the dugout and reported him to the Football Association.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]استیو بنت، داور، او را از پناه‌گاه اخراج کرد و به انجمن فوتبال گزارش داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]داور استیو بنت او را از زادگاه اخراج کرد و او را به انجمن فوتبال معرفی کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Here was pitcher Andy Ashby trudging to the dugout after blowing a five-run lead.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در این عکس، pitcher اندی Ashby، پس از فوت یک پیشتازی ۵ رانی، به dugout پیش رفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در اینجا جادوگر اندی اشبی، پس از دویدن سرباز پنج نفره، به دنبال زمین افتاد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Art Howe sat in the dugout, working on a Tootsie Pop.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آرت هاو در سنگر نشسته بود و روی یک پاپ Tootsie کار می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هنر Howe نشسته در حوضچه، کار بر روی Pop Tootsie
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Leyland blew kisses to his family behind the dugout.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Leyland در پشت سنگر، بوسه‌ها را در آغوش گرفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Leyland بوسه ها را به خانواده اش در پشت حوضچه انداخت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. War thundered and whined around the dugout and battered at the door.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جنگ غرشی کرد و دور قایق ناله کرد و به در خورد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جنگ در اطراف بغداد غرق شد و در درون خانه خرد شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Couldn't you or I lounge in a baseball dugout and decide whether the pitcher should bunt?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نمی‌شود شما یا من در یک قایق بیس بال استراحت کنیم و تصمیم بگیریم که آیا پرتاب‌کننده باید توپ را الک کند یا نه؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا شما یا من در یک بیگ بیلیگ ساحلی ساکن می شوید و تصمیم می گیرید که آیا کوزه باید کور شود؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه dugout به انگلیسی

dugout
• trench; small boat made from a hollowed out log
• a dugout is a canoe that is made by hollowing out a log.
• a dugout is also a shelter made by digging a hole in the ground and then covering it or tunnelling so that the shelter has a roof over it. dugouts are usually made by soldiers.

dugout را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی dugout

Mohammad ١٢:١٦ - ١٣٩٨/٠٥/٢٣
سنگر
|

پیشنهاد شما درباره معنی dugout



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی dugout
کلمه : dugout
املای فارسی : دوگوت
اشتباه تایپی : یعلخعف
عکس dugout : در گوگل


آیا معنی dugout مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )