انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1075 100 1

dysfunction

تلفظ dysfunction
تلفظ dysfunction به آمریکایی/ˌdɪsˈfəŋkʃən/ تلفظ dysfunction به انگلیسی/ˌdɪsˈfəŋkʃən/

معنی: عدم کار، معلولی، عمل یا کار معلول وغیر عادی
معانی دیگر: دشکاری، دژکنش، اختلال، به هم خوردگی، پرشیدگی، بدکاری، سو عملکرد، نقص در عملکرد

واژه dysfunction در جمله های نمونه

1. There appears to be a dysfunction in the patient's respiratory system.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به نظر می‌رسد که اختلال عملکرد سیستم تنفسی بیمار وجود دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به نظر می رسد اختلال در سیستم تنفسی بیمار وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Perhaps the grand master of dysfunction was the late Francis Bacon, who made a considerable fortune out of it.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آقای فرانسیس بیکن، شاید بزرگ‌ترین مشکلات زندگی، مرحوم فرانسیس بیکن بود که از آن پول زیادی به دست آورده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شاید استاد بزرگ اختلال عملکرد فرانسیس بیکن بود که ثروت قابل توجهی از آن به دست آورد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Erectile dysfunction may be particularly prominent among the appropriate conditions.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اختلال عملکرد نادرست ممکن است در میان شرایط مناسب برجسته باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اختلال نعوظ ممکن است به ویژه در شرایط مناسب مناسب باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. This occurs in extensive bilateral frontal lobe dysfunction and is usually due to vascular disease, hydrocephalus, or massive neoplasia.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این امر در عملکرد کلی پیشانی دو جانبه رخ می‌دهد و معمولا به علت بیماری عروقی، hydrocephalus، یا neoplasia بزرگ رخ می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این رخ می دهد در اختلافی گسترده لوب دو طرفه و معمولا به علت بیماری عروق، هیدروسفالی یا نئوپلاسی عظیم است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. There is enormous variation in psychopathology, family dysfunction, and medical complications associated with anorexia nervosa.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تنوع زیادی در آسیب‌شناسی روانی، اختلال عملکرد خانوادگی و مشکلات پزشکی مربوط به anorexia nervosa وجود دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تنوع زیادی در روانپزشکی، اختلال عملکرد خانوادگی و عوارض پزشکی مرتبط با بی اشتهایی عصبی وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Family dysfunction has demonstrated an alarming tendency to correlate with immoral and uncivilized behavior.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اختلال عملکرد خانواده نشان‌دهنده تمایل هشدار دهنده به ارتباط با رفتار غیر اخلاقی و uncivilized است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اختلال عملکرد خانوادگی نشان دهنده گرایش هشدار دهنده به ارتباط با رفتار غیر اخلاقی و غیر انسانی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. It is a pathetic attempt to institutionalize dysfunction and to establish an idol.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این یک تلاش رقت‌انگیز برای اختلال عملکرد سازمانی و ایجاد یک بت است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این تلاش دلسوزانه برای نهادینه کردن ناکارآمدی و ایجاد بت است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The onset of bladder dysfunction . . . leads to considerable distress and embarrassment.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حمله مثانه باعث ناراحتی و ناراحتی زیادی میشه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شروع اختلال در عملکرد مثانه منجر به ناراحتی و خجالت قابل توجهی می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Malabsorption of NaCl as a result of dysfunction of acid-base transport systems may be important in the pathogenesis of diarrhoeal disease.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]malabsorption NaCl به دلیل اختلال عملکرد سیستم‌های حمل و نقل باز اسید ممکن است در بیماری زا بودن بیماری diarrhoeal مهم باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کمبود جذب NaCl در اثر اختلال عملکرد سیستم های حمل و نقل اسیدی ممکن است در پاتوژنز بیماری های اسهالی مهم باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Impulses are generated as a result of neural dysfunction and do not follow classic pain pathways.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Impulses به عنوان نتیجه بدکاری عصبی تولید می‌شوند و مسیرهای درد سنتی را دنبال نمی‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Impulses ها به عنوان یک نتیجه از اختلال عملکرد عصبی تولید می شود و راه های درد کلاسیک را دنبال نمی کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. But such an approach is a classic example of treating symptoms of organizational dysfunction, rather than its root causes.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما چنین رویکردی یک نمونه کلاسیک از درمان علائم اختلال عملکرد سازمانی است و نه علل ریشه‌ای آن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما چنین روشی یک نمونه کلاسیک از درمان نشانه های اختلال عملکرد سازمانی است، نه علل ریشه آن
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. One of the beauties of the discipline of neurology is how it lends itself to analysis of dysfunction involving these neural levels.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یکی از زیبایی‌های این روش، این است که چگونه به تجزیه و تحلیل عملکرد اختلال در این سطوح عصبی کمک می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یکی از زیبایی های رشته مغز و اعصاب این است که چگونه آن را به تجزیه و تحلیل اختلال درگیر این سطوح عصبی می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Whatever the cause, the presenting symptom is therefore one that manifests focal brain dysfunction.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بنابراین، علامت نمایش هر چه که باشد، یکی از دلایل بروز اختلال عملکرد کانونی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به هر علت، نشانه ای که در آن وجود دارد، منجر به اختلال مغزی در مغز می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Smoking and alcohol may promote the reflux inflammation lower oesophageal sphincter dysfunction cycle in those without a hiatus hernia.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مصرف سیگار و الکل ممکن است باعث افزایش التهاب reflux و اختلال عملکرد بد oesophageal در افراد بدون داشتن فتق معده یا فتق معده شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سیگار کشیدن و الکل ممکن است موجب التهاب ریفلاکس چرخه ناهنجاری اسفنکتر استروئیدی در افراد بدون فتق هیاتین شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The gait may be histrionic with the degree of dysfunction varying in different situations.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این راه رفتن ممکن است با درجه اختلال عملکرد متفاوت در موقعیت‌های مختلف، نمایش داده شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]راه رفتن ممکن است با توجه به درجه اختلال در شرایط متفاوت متفاوت باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف dysfunction

عدم کار (اسم)
dysfunction
معلولی (اسم)
invalidism , dysfunction
عمل یا کار معلول وغیر عادی (اسم)
dysfunction

معنی کلمه dysfunction به انگلیسی

dysfunction
• impaired functioning, malfunction

dysfunction را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

مهدی حسینی نژاد ١٥:٥٨ - ١٣٩٧/٠٥/٣١
بد کارکردی
|

آرمان شادمان ٠٧:٢٢ - ١٣٩٧/١١/١٠
افت کارکرد (عملکرد)
اختلال در کارکرد (عملکرد)
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی dysfunction
کلمه : dysfunction
املای فارسی : دیسفونکتین
اشتباه تایپی : یغسبعدزفهخد
عکس dysfunction : در گوگل


آیا معنی dysfunction مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )