انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1011 100 1

Economics

تلفظ economics
تلفظ economics به آمریکایی/ˌekəˈnɑːmɪks/ تلفظ economics به انگلیسی/ˌiːkəˈnɒmɪks/

معنی: علم اقتصاد، اقتصادیات
معانی دیگر: (با فعل مفرد) علم اقتصاد، مانبد شناسی، عوامل اقتصادی، مانبدگان

بررسی کلمه Economics

اسم ( noun )
(1) تعریف: (used with a sing. verb) the systematic study of the production and distribution of goods and services.

- The first thing we learned about economics was the principle of supply and demand.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اولین چیزی که در مورد اقتصاد یاد گرفتیم اصل عرضه و تقاضا بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] اولین چیزی که ما در مورد اقتصاد آموختیم، اصل عرضه و تقاضا بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: (used with a pl. verb) matters of finance or economy; financial affairs.

- We need to pay closer attention to our family's economics.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] ما باید توجه بیشتری به اقتصاد خانواده مان کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] ما باید توجه بیشتری به اقتصاد خانواده ی ما داشته باشیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه Economics در جمله های نمونه

1. classical economics
ترجمه اقتصاد کلاسیک (سنتی و متعارفی)

2. supply-side economics
ترجمه اقتصاد نمادشی

3. the economics of building large dams
ترجمه جنبه های اقتصادی ساختن سدهای بزرگ

4. tinkertoy economics
ترجمه اقتصاد پوشالی

5. the philosophy of economics
ترجمه فلسفه‌ی اقتصاد

6. he has a doctorate in economics
ترجمه او در علم اقتصاد دکترا دارد.

7. He studied politics and economics at Yale.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او سیاست و اقتصاد را در ییل مطالعه کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او سیاست و اقتصاد را در ییل مطالعه کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. He has never read around the subject of economics.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او هرگز در مورد موضوع اقتصادی مطالعه نکرده است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او هرگز در مورد موضوع اقتصاد مطالعه نکرده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. They wanted to initiate a discussion on economics.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها می‌خواستند بحث درباره اقتصاد را آغاز کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها می خواستند بحثی در مورد اقتصاد آغاز کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. His plan is to get a degree in economics and then work abroad for a year.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برنامه او رسیدن به درجه اقتصادی و سپس کار در خارج از کشور به مدت یک سال است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برنامه او برای گرفتن مدرک تحصیلی در رشته اقتصاد است و سپس برای یک سال در خارج از کشور کار می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Political historians are often rather ignorant of economics.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مورخان سیاسی اغلب از اقتصاد ناآگاه هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مورخان سیاسی اغلب نسبت به اقتصاد نادان هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Where economics comes unstuck is when it doesn't take account of the anticipated actions of human beings.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جایی که اقتصاد به آن می‌رسد، زمانی است که در مورد اقدامات پیش‌بینی‌شده انسان‌ها به حساب نمی‌آید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]از آنجا که اقتصاد از بین می رود، زمانی است که آن را از اقدامات پیش بینی شده از انسان در نظر نمی گیرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Frank is taking up with economics.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فرانک با علم اقتصاد سروکار دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فرانک با اقتصاد روبرو است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Economics undergraduates are probably the brightest in the university.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دانشجویان کارشناسی اقتصاد احتمالا درخشان‌ترین دانشگاه هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دوره های کارشناسی اقتصاد، احتمالا روشن ترین در دانشگاه است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. He called the government's policy 'the economics of the madhouse'.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او سیاست دولت را اقتصاد the نامید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او از سیاست دولت 'اقتصاد دیوانه' نام برد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. I did a correspondence course in economics.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من یک دوره مکاتبه‌ای را در اقتصاد گذراندم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من یک دوره مکاتبات در اقتصاد را انجام دادم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

17. The economics of maintaining a safe environment are not just the concern of the government.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اقتصاد حفظ محیط‌زیست سالم تنها نگرانی دولت نیست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اقتصاد حفظ یک محیط امن نه تنها نگرانی دولت است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Economics

علم اقتصاد (اسم)
economics , economy
اقتصادیات (اسم)
economics

معنی عبارات مرتبط با Economics به فارسی

هنرهای خانه داری (آشپزی و خیاطی و بچه داری و پول نگهداری)، اقتصاد خانه داری
روانشناسى : اقتصاد کلان
(نظریه ی اقتصادی کینز مبنی بر اهمیت میزان پول در گردش و مالیات ها و خرج پول توسط دولت و غیره در ایجاد بهزیستی اقتصادی) اقتصاد نوین

معنی Economics در دیکشنری تخصصی

economics
[ریاضیات] علم اقتصاد
[ریاضیات] صرفه جویی های مقیاسی، صرفه جویی های مقیاس
[ریاضیات] اقتصاد صنعتی
[حسابداری] هزینه تهیه اطلاعات
[عمران و معماری] اقتصاد شناسی حمل و نقل
[زمین شناسی] عدم قطعیت در اقتصاد
[آمار] عدم حتمیت در اقتصاد

معنی کلمه Economics به انگلیسی

economics
• study of the management of goods and services
economics minister
• government secretary in charge of national economic affairs
election economics
• money spent on a political election campaign; period of time before an election when the political party that is in power creates an overall situation of economic welfare so as to gain votes
home economics
• science of managing a home
• home economics is a school subject dealing with how to run a house well and efficiently.
keynesian economics
• demand-side economics, economic theory which advocates active government intervention in order to achieve a stable economy and employment level (economics)
macro economics
• branch of economics that deals with the overall forces that control an economy
micro economics
• branch of economics that deals with individual factors affecting an economy (i.e. individual buyers, companies, etc.)
tourism economics
• economics based on money from the tourism industry
welfare economics
• economics intended to provide benefits to the population

Economics را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Economics

محمد مهدی ١٣:١٦ - ١٣٩٧/٠٧/١٦
1- علم اقتصاد = economics
2- اقتصادی بودن (مثلا یک طرح) = economics of the plan
|

مقداد سلمانپور ٢١:٤٩ - ١٣٩٧/١١/١٢
Economics
علم اقتصاد
Economic
اقتصادی
Economy
تدبیر اقتصادی امور
Engineering Economy
تدبیر اقتصادی امور مهندسی
|

پیشنهاد شما درباره معنی Economics



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی economics
کلمه : economics
املای فارسی : اکنمیکس
اشتباه تایپی : ثزخدخئهزس
عکس economics : در گوگل


آیا معنی Economics مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )