برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1277 100 1

Efficiency

/əˈfɪʃənsi/ /ɪˈfɪʃnsi/

معنی: کفایت، سودمندی، بهره وری، بازده، کارایی، راندمان، تولید، میزان لیاقت، پرکاری، فعالیت مفید، عرضه
معانی دیگر: کارآیی، (فیزیک و مکانیک - نسبت کار انجام شده به نیروی مصرف شده) بازده

بررسی کلمه Efficiency

اسم ( noun )
حالات: efficiencies
(1) تعریف: the state of being efficient.
متضاد: inefficiency
مشابه: expedition

- One advantage of the newer cars is their efficiency with respect to fuel consumption.
[ترجمه ترگمان] یکی از مزایای استفاده از خودروهای جدیدتر، بازده آن‌ها نسبت به مصرف سوخت است
[ترجمه گوگل] یکی از مزایای ماشین های جدیدتر این است که کارایی آنها نسبت به مصرف سوخت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: the quick, accurate performance of a task, or the ability to so perform.
متضاد: inefficiency
مشابه: expedition

- I admire the efficiency of the cashiers at the grocery store.
[ترجمه ترگمان] من کارایی of در فروشگاه را تحسین می‌کنم
[ترجمه گوگل] من کارایی صندوقداران در فروشگاه مواد غذایی را تحسین میکنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- He used to spend a lot of time completing each task perfectly, but now he performs with greater efficiency.
[ترجمه ترگمان] او زمان زیادی را صرف تکمیل هر کار می‌کرد، اما حالا با کارایی بیشتری عمل می‌کند
...

واژه Efficiency در جمله های نمونه

1. anode efficiency
بازده آند

2. mehri is a wonder of efficiency
مهری از نظر کارایی اعجوبه است.

3. the new employee's diligence and efficiency impressed everyone
پرکاری و لیاقت کارمند جدید همه را تحت تاثیر قرار داد.

4. the company's dependence on her skill and efficiency grew daily
اعتماد شرکت به مهارت و کاردانی او روز به روز بیشتر می‌شد.

5. . . . with consequent injury to the men's morale and efficiency
. . . با لطمه‌ی بعدی به روحیه‌ی افراد و کارایی آنان

6. Fairness, rather than efficiency, is the guiding principle.
[ترجمه ترگمان]عدالت، به جای بازدهی، اصل راهنما است
[ترجمه گوگل]عدالت، به جای بهره وری، اصل هدایت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Efficiency comes from diligence. In shortage in the play ground transportation into Si, was destroyed by the idler.
[ترجمه ترگمان]کفایت از دلیجان می‌آید با کمبود وسایل حمل و نقل زمینی به سی، بی‌کار از بین رفت
[ترجمه گوگل]کارایی از سعی و کوشش است در کمبود حمل و نقل در زمین بازی به Si، توسط idler نابود شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف Efficiency

کفایت (اسم)
plenty , sufficiency , competence , adequacy , efficiency , autarchy , autarky
سودمندی (اسم)
efficiency , usefulness , utility , expedience , expediency , yield , earning power , productivity , profitableness
بهره وری (اسم)
efficiency
بازده (اسم)
efficiency , revenue , turnover , yield , output
کارایی (اسم)
performance , proficiency , efficiency
راندمان (اسم)
efficiency
تولید (اسم)
efficiency , genesis , generation , manufacture , production , output , production rule , turn-out
میزان لیاقت (اسم)
efficiency
پرکاری (اسم)
efficiency , labor-intensiveness
فعالیت مفید (اسم)
efficiency
عرضه (اسم)
skill , exposition , efficiency , offer , presentation , proffer

معنی عبارات مرتبط با Efficiency به فارسی

آپارتمان یک اتاقه، آپارتمان کوچک
(مهندسی که کارش زیاد کردن بازده و کارآیی صنایع و شرکت ها است) کارشناس بازده ساز، بازده آور، مهندس کارآیی
بازده آند

معنی Efficiency در دیکشنری تخصصی

efficiency
[حسابداری] کارآئی
[شیمی] بازده
[عمران و معماری] بازده - راندمان - کارآیی - سودبخشی - کارآمدی
[کامپیوتر] راندمان ، بازده .
[برق و الکترونیک] بازده ، راندمان
[مهندسی گاز] بازده ، راندمان ، کارائی
[زمین شناسی] بازده ، راندمان
[بهداشت] کارآیی - بازدهی
[صنعت] بازدهی - انجام درست کار.
[ریاضیات] کارایی
[خاک شناسی] راندمان
[پلیمر] بازدهی
[آمار] کارآیی
[آب و خاک] بازدهی، کارائی
[حسابداری] کارآئی و توجیه اقتصادی
[حسابداری] کارآئی و هم افزائی
[معدن] منحنیهای بازدهی (جدایش)
[برق و الکترونیک] فاکتور راندمان
[ریاضیات] کارایی، نمونه گیری خوشه ای، سودبخشی نمونه گیری خوشه ای
[ریاضیات] سودبخشی برآورد نسبتی
[ریاضیات] سود بخشی طبقه ای
[ریاضیات] سود بخشی نمونه گیری دو مرحله ای
[آب و خاک] بازده جهش آبی
E ...

معنی کلمه Efficiency به انگلیسی

efficiency
• competence, productivity (without waste of time or effort); hotel room having a small kitchen area and a table
• efficiency is the quality of being able to do a task successfully and without wasting time or energy.
• efficiency refers to the difference between the amount of energy a machine needs to make it work, and the amount it produces; a technical term in physics.
efficiency measure
• action taken to save time or energy
aerodynamic efficiency
• degree of effectiveness of a design for dealing with the effects of wind and gases on a body
energy efficiency
• ratio between the amount of energy produced which is used efficiently and the amount which is wasted
improving efficiency
• increasing the level of efficiency
increasing efficiency
• making more efficient, causing something to be done more effectively
labor efficiency
• level of effectivity of work, efficiency of work
luminous efficiency
• relation between the amount of beneficial light emitted and the amount of wasted light
maximum efficiency
• greatest possible efficiency
steps for improving efficiency
• procedures for achieving greater efficiency
thermal efficiency
• relation between the amount of heat that is preserved to the amount of heat that is wasted

Efficiency را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

bahar
کارایی
فاطمه شهرکی
بازده
shirfahm.com
خودرو: کارایی، بازده، راندمان
فرزانه بخشی
صرفه جویی
Ati
كار آمدي
یوسف
تفاوت بین کارایی و اثربخشی

کارایی و اثربخشی از اصطلاحات معمول مدیریت می باشد. با اینکه هر دو با صدا و حرف یکسان شروع می شوند (Effectiveness & Efficiency) اما معانی متفاوتی دارند.
کارایی اشاره به انجام کار به شیوه درست دارد. به طور علمی، از آن به عنوان خروجی نسبت به ورودی تعریف شده و برگرفتن حداکثر خروجی با حداقل منابع.
از سوی دیگر اثربخشی اشاره به انجام کارهای صحیح دارد. به طور معمول خروجی واقعی در مقابل خروجی مورد نظر می باشد.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی efficiency
کلمه : efficiency
املای فارسی : اففیکینکی
اشتباه تایپی : ثببهزهثدزغ
عکس efficiency : در گوگل

آیا معنی Efficiency مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )