برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1178 100 1

Environmental

/ənˌvaɪrənˈmentl̩/ /ɪnˌvaɪərənˈmentl̩/

معنی: محیطی

بررسی کلمه Environmental

صفت ( adjective )
(1) تعریف: of or pertaining to the natural environment, and esp. to the ecological effects of altering it or attempts made to protect it.

- Environmental pollution is a serious problem.
[ترجمه ترگمان] آلودگی محیط‌زیست یک مشکل جدی است
[ترجمه گوگل] آلودگی محیط زیست یک مشکل جدی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: of or pertaining to external conditions or surroundings.

- Students' attitudes toward school are very much affected by environmental influences.
[ترجمه ترگمان] نگرش دانشجویان نسبت به مدرسه بسیار تحت‌تاثیر تاثیرات محیطی است
[ترجمه گوگل] نگرش دانشجویان نسبت به مدرسه بسیار تحت تأثیر تأثیرات محیطی قرار گرفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- He examined the relationship between nutrition and stress, but failed to take into account environmental factors.
[ترجمه ترگمان] او رابطه بین تغذیه و استرس را بررسی کرد اما نتوانست عوامل محیطی را در نظر بگیرد
[ترجمه گوگل] او رابطه بین تغذیه و استرس را مورد بررسی قرار داد اما فاکتورهای محیطی را در نظر نگرفت
...

واژه Environmental در جمله های نمونه

1. environmental advocacy groups
گروه‌های هوادار حفاظت محیط زیست

2. The practice had far-reaching environmental consequences.
[ترجمه ترگمان]این عمل عواقب زیست‌محیطی بسیار گسترده‌ای داشت
[ترجمه گوگل]این عمل پیامدهای زیست محیطی گسترده ای داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Environmental impact reports are required under many circumstances by federal and state law.
[ترجمه ترگمان]گزارش‌های زیست‌محیطی در بسیاری از موارد از سوی قانون ایالتی و ایالتی مورد نیاز است
[ترجمه گوگل]گزارش های مربوط به تاثیرات زیست محیطی تحت شرایط بسیاری توسط قانون فدرال و ایالتی مورد نیاز است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. if everyone could make a big contribution to environmental protection, our home will become much more beautiful.
[ترجمه ترگمان]اگر همه بتوانند سهم بزرگی در حفاظت از محیط‌زیست داشته باشند، خانه ما بسیار زیباتر خواهد شد
[ترجمه گوگل]اگر همه بتوانند به حفاظت از محیط زیست کمک زیادی کنند، خانه ما بسیار زیباتر خواهد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

مترادف Environmental

محیطی (صفت)
environmental

معنی Environmental در دیکشنری تخصصی

environmental
[ریاضیات] محیطی
[آب و خاک] ارزیابی زیست محیطی
[ریاضیات] عوامل محیطی
[پلیمر] فرسایش محیطی
[عمران و معماری] ارزشیابی محیطی - ارزیابی محیطی
[عمران و معماری] عامل محیطی
[خاک شناسی] عامل محیطی
[زمین شناسی] زمینشناسی محیط زیست در مبحث زمین شناسی محیط زیست کنش و واکنش انسان با محیط زمینشناسی بررسی می شود. زمینشناسی محیط زیست علمی است که مورد قبول عامه واقع شده است. زمین شناسی محیط زیست در واقع یک موضوع جدید نیست و بطور کلی باسه شاخه از علوم زمین بیشتر در ارتباط است، ژیومورفولوژی، زمینشناسی اقتصادی و زمینشناسی مهندسی.زمینشناسی محیط زیست یک موضوع کاربردی است و زمینشناسان محیط زیستی یک نقش اصلی و مهم در مدیریت مرتبط با زمینشناسی محیط زیست دارند.
[بهداشت] بهداشت محیط
[بهداشت] نظافت محیط - سلامت محیط
[عمران و معماری] اثر محیطی
Environmental Impact Assessment( ...

معنی کلمه Environmental به انگلیسی

environmental
• pertaining to the environment
• environmental means concerned with or relating to the natural world.
• environmental also means relating to the surroundings in which a person or animal lives.
environmental conditions
• state of the environment (weather, topography, etc.)
environmental disaster
• environmental holocaust, disaster that greatly affects the environment
environmental education
• educational process dealing with the human interassociation with the environment, process that uses an interdisciplinary approach to solving problems explaining values; organized attempts to educate how natural environments operate and how people can manage their behavior and ecological systems as to sustain themselves
environmental impact
• ecological effects of a particular action or project
environmental influences
• effects of natural forces
environmental justice
• (legal) branch of law that deals with the right for people of all races incomes and religions to live in unpolluted environments
environmental laws
• regulations concerning the protection and conservation of the environment
environmental problem
• difficult environmental issue, troublesome matter related to the environment; situation or event that harms the environment, something that causes damage to the environment
environmental protection
• measures which are put into effect to protect the quality of the environment
environmental protection agency
• u.s. government agency that s ...

Environmental را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فرزاد زارع
محیط زیستی،طبیعت و یا بی ضرر به ضرر به محیط زیست و طبیعت
یا در چیزها و جاهایی که از محیط زیست محافظت میکنند، و یا قابل بازگشت به طبیعت باشند هم استفاده میشوند ولی بیشتر و منحصرا به معنی محیط و محیط زیست به کرا میرود
عباس محمدی
پیرامونی
محدثه فرومدی
زیست محیطی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی environmental
کلمه : environmental
املای فارسی : انویرنمنتل
اشتباه تایپی : ثدرهقخدئثدفشم
عکس environmental : در گوگل

آیا معنی Environmental مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )