انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1012 100 1

Equity

تلفظ equity
تلفظ equity به آمریکایی/ˈekwəti/ تلفظ equity به انگلیسی/ˈekwɪti/

معنی: عدل، انصاف، تساوی حقوق، قاعده انصاف، انصاف بی غرضی
معانی دیگر: بی نظری، یکسان نگری، (جمع) سهام، وابسته به سهام شرکت ها، سهمی، سهامی، مروت، دادوری، آزرمینی، عدالت، (ارزش ملک پس از کسر مبلغ رهن و سایر بدهی های مربوطه) ارزش ویژه، ارزش خالص، (حسابداری - بازرگانی - بدهی ها منهای موجودی) دارایی خالص، دارایی، دارایی ویژه، ارزش ویژه ی دارایی، سرمایه، موجودی (پس از کسر بدهی ها)، (آن بخش از ارزش خالص شرکت که متعلق به صاحبان یا سهام داران است) سهم صاحبان، سهم سهام داران، (حقوق انگلیس و امریکا- پیروی از اصول عدل و انصاف در مواردی که قانون بسنده نیست) انصاف، انصاف گرایی، آزرم گرایی، مجموعه ی قوانین انصاف (در برابر قوانین common و statute)، رای دادگاه انصاف، رجوع شود به: equity of redemption

بررسی کلمه Equity

اسم ( noun )
حالات: equities
(1) تعریف: the quality of being fair and reasonable; fairness.
مترادف: evenhandedness, fair-mindedness, fairness, impartiality, justice, objectivity
متضاد: inequity, unfairness
مشابه: justness, tolerance

- He tried to ensure equity in his will so that his heirs would have no reason to quarrel over his estate.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] او سعی کرد دارایی را در اراده خود تضمین کند، به طوری که وارثان او دلیلی برای نزاع بر سر ملک خود نداشتند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او سعی کرد تا اراده اش را در اراده خود تضمین کند تا وارثان او هیچ دلیلی برای نزاع با املاک خود نداشته باشند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: something that is impartial or fair.
مترادف: fairness, impartiality, justice
متضاد: inequity
مشابه: equality, right

(3) تعریف: the net worth of a business or property; total value of assets minus outstanding liabilities.
مشابه: assets, net, value, worth

(4) تعریف: in law, a system supplementing the common law and serving to allow flexibility in cases where strict application of the law would result in hardship or unfairness.

(5) تعریف: in law, a right or claim asserted on principles of equity rather than set forth in the common law.

واژه Equity در جمله های نمونه

1. equity financing
ترجمه تهیه‌ی پول از طریق سهام

2. to treat friends and strangers with equity
ترجمه با دوست و غریبه یکسان رفتار کردن (تبعیض قایل نشدن)

3. presenting both sides of an issue with equity
ترجمه هر دو سوی قضیه را با بی‌طرفی ارائه دادن

4. To capture his equity, Murphy must either sell or refinance.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برای ثبت دارایی او، مورفی باید یا بفروشد یا بفروشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مورفی برای به دست آوردن صلاحیت خود، باید یا فروش و یا بازپرداخت بدهی را انجام دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The rules of common law and equity are both, in essence, systems of private law.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قوانین حقوق و حقوق عمومی هر دو، در اصل، نظام‌های حقوق خصوصی هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قوانین حقوق مشترک و عدالت، اساسا نظام های حقوق خصوصی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. He plans to raise the company's return on equity to 15%.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او قصد دارد بازده شرکت را به ۱۵ درصد افزایش دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او قصد دارد تا بازگشت سرمایه شرکت به 15٪ افزایش یابد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The equity of the referee's decision was accepted by everyone.
ترجمه کاربر [ترجمه مائده حوایی] بی طرفی تصمیم داور توسط همه پذیرفته شد
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حق تصمیم‌گیری داور توسط همه پذیرفته شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]عدالت تصمیم داور توسط همه پذیرفته شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. No new equity was issued in 1992 to fund operations, and neither is any assumed in our forward plans.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هیچ دارایی خالص جدیدی در سال ۱۹۹۲ برای تامین مالی عملیات صادر نشد و هیچ یک از آن‌ها در طرح‌های آتی ما فرض نشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بدون سرمایه گذاری جدید در سال 1992 برای تأمین بودجه عملیاتی صورت نگرفت و هیچ پیشنهادی در برنامه پیشنهادی ما وجود نداشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. There is an important link between the equity objective and the concept of need.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک ارتباط مهم بین اهداف سرمایه و مفهوم نیاز وجود دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پیوند مهم بین هدف عدالت و مفهوم نیاز وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The rosy outlook for equity prices over the near-term meshes with my bullish forecast for 30-year Treasury bonds.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چشم‌انداز گلگون برای قیمت سهام در شبکه‌های نزدیک به مدت با پیش‌بینی صعودی برای اوراق‌قرضه به مدت ۳۰ سال
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چشم انداز شاد برای قیمت سهام در طول مدت کوتاه مدت با پیش بینی صعودی من برای اوراق قرضه 30 ساله خزانه داری
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. In contrast MDC's record on equity and accountability has been less controversial.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در مقابل، سابقه MDC در برابر دارایی و پاسخگویی کم‌تر بحث‌برانگیز بوده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در مقابل، رکورد MDC در مورد عدالت و پاسخگویی کمتر بحث برانگیز است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. A natural endowment approach to equity would direct policy towards the gifted, who are better able to benefit from the policy.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک رویکرد وقف طبیعی برای سرمایه گذاران، سیاست مستقیمی را نسبت به افراد با استعداد که بهتر می‌توانند از این سیاست سود ببرند، هدایت می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رویکرد طبقاتی به حقوق صالحیت، خط مشی را برای افراد باهوش و مستحکمی که قادر به بهره مندی از این سیاست هستند، مستقر می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. In this way Equity is an addendum to the Common Law.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در این روش، حقوق یک addendum برای قانون مشترک است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به این ترتیب، Equity یک ضمیمه به قانون مشترک است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Its required return on equity capital is percent.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بازده مورد نیاز آن در سرمایه سهامداران درصد است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بازده مورد نیاز برای سرمایه متعلق به آن درصد است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Equity

عدل (اسم)
bale , justice , equity , fairness , package
انصاف (اسم)
justice , equity , impartiality
تساوی حقوق (اسم)
equity
قاعده انصاف (اسم)
equity
انصاف بی غرضی (اسم)
equity

معنی عبارات مرتبط با Equity به فارسی

(دارایی یا وجوه سرمایه گذاری شده از سوی صاحبان شرکت) سرمایه ی سهامداران
(حق استرداد ملک رهنی سوخت شده به شرط پرداخت اصل و فرع و سایر هزینه ها در مدت معین و منصفانه) حق پس گیری
کار و زحمت که صرف بهسازی منزل یا محل کسب می شود، (امریکا) وابسته به خانه های متعلق به شهرداری که مجانی یا با قیمت بسیار نازل کرایه می دهند به شرط آنکه مستاجر تعمیرات لازم را خودش انجام بدهد

معنی Equity در دیکشنری تخصصی

[حسابداری] حق مالی
[حقوق] عدل، انصاف، احقاق حق بر مبنای انصاف، دارایی خالص، مایملک شرکاء، سرمایه
[نساجی] عدالت - انصاف
[ریاضیات] سرمایه ی شخصی، سرمایه ی صاحبان سهام، دارایی خالص، ارزش ویژه
[حسابداری] سرمایه سهامداران
[حقوق] سرمایه سهامداران
[ریاضیات] سرمایه ی سهامداران، حقوق صاحبان سهام
[حسابداری] قراردادخرید سهام
[نفت] نفت حق الامتیاز
[حسابداری] حقوق سهامداران
[حقوق] منافع با حقوق مالکیت، حصه یا سهم مالکانه
[حسابداری] سرمایه گذاری در سهام سرمایه
[حسابداری] روش ارزش ویژه
[حقوق] تسری حکم قانون به مواردی که در قانون تصریح نشده (در تفسیر قانون)
[حقوق] حق فک رهن
[حسابداری] نسبت حقوق صاحبان سهام به جمع بدهیها و حقوق صاحبان سهام
[حسابداری] سهام
[حقوق] دادگاه انصاف
[حسابداری] حقوق واحد انتفاعی
[حقوق] حکم محکومیت غیر نقدی (مثل حکم به انجام تعهد یا عدم انجام فعل)
[حسابداری] حقوق با اهمیت
[حسابداری] حقوق صاحبان سرمایه (سهام)
[حسابداری] حقوق مازاد
[حسابداری] بازده ارزش ویژه، بازده مایملک صاحبان سهام
[ریاضیات] بازده اصل سرمایه، بازده حقوق صاحبان سهام
[حسابداری] حقوق سهامداران
[حسابداری] حقوق صاحبان سهام
[ریاضیات] حقوق صاحبان سهام
[حسابداری] بازی با سرمایه

معنی کلمه Equity به انگلیسی

equity
• honesty, fairness, justice; (economics) ownership of shareholders in a company
• equity is the quality of being fair and reasonable in a way that gives equal treatment to everyone.
• equity is the principle used in law which allows a fair judgement to be made in a case where the existing laws do not provide a reasonable answer to the problem; a legal use.
• if you have equities in a company, you have shares in that company whose rate of interest is not fixed; a technical term in economics.
equity capital
• (economics) total financial means of a company (such as paid stocks, profits, capital funds, etc.)
creditors` equity
• sum total of a business' debts to outside creditors
horizontal equity
• principle that people of a similar economic status should be taxed equally (economics)
law of equity
• regulations that complement accepted laws
maxims of equity
• fundamental principles of an equity system
return on equity
• (economics) percentage of profits that were obtained from investment in a company's shares over a given period of time (measure the efficiency of the use of funds from shares)
senior equity
• (economics) nickname for preferred stocks whose owners receive payouts before owners of regular stocks in the event of a company collapse
statement of stockholder`s equity
• review of the independent capital structure of a business and changes that took place in an accounting period (accounting)
vertical equity
• principle that people of different economic statuses should be taxed at different rates (economics)

Equity را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Equity

سینا ١٤:٤٩ - ١٣٩٥/١٠/٠٦
سرمایه
|

لاله گرمنجانی ١٧:٣٤ - ١٣٩٦/١٠/١٥
حق صاحبان شرکت
|

حمید آهی ١٣:٤٢ - ١٣٩٦/١٢/٢٦
آورده
|

فرزاد فرحناک ٢١:٣٠ - ١٣٩٧/٠٨/٢٧
حقوق صاحبان سهام
Market equity ارزش بازار سهام
|

جعفر روهنده ٢٠:٣٧ - ١٣٩٧/١٠/١٣
سرمایه
|

مقداد سلمانپور ٠٩:٤٥ - ١٣٩٧/١٠/٢٧
عدالت
|

حسین ١٥:١٩ - ١٣٩٨/٠٢/٠٧
قواعد انصاف
|

پیشنهاد شما درباره معنی Equity



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی equity
کلمه : equity
املای فارسی : اکویتی
اشتباه تایپی : ثضعهفغ
عکس equity : در گوگل


آیا معنی Equity مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )