انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 985 100 1

Equivalence

تلفظ equivalence
تلفظ equivalence به آمریکایی/ɪˈkwɪvələns/ تلفظ equivalence به انگلیسی/ɪˈkwɪvələns/

معنی: تعادل، هم ارزی
معانی دیگر: برابری، هم سنگی، تساوی، هم چندی، همالی، تبدیل پذیری، (شیمی) برابری ترکیب پذیری، کنش برابری (equivalency هم می گویند)، equivalency تعادل

بررسی کلمه Equivalence

اسم ( noun )
• : تعریف: the state, fact, or condition of being equal in value, amount, importance, or the like; equality.
متضاد: difference
مشابه: parity

- Stop claiming that there is any equivalence between your selfish act and my well-meaning mistake.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این ادعا را رها کنید که هیچ ارزی بین رفتار خودخواهانه شما و اشتباه مفهومی من وجود ندارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] متوقف کنید ادعا می کنید که هر نوع همبستگی بین عمل خودخواهانه و اشتباه ارزشمند من وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه Equivalence در جمله های نمونه

1. There's a general equivalence between the two concepts.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک تعادل کلی بین دو مفهوم وجود دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک همبستگی عمومی بین دو مفهوم وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. There is no straightforward equivalence between economic progress and social well-being.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هیچ موازنه مستقیمی بین پیشرفت اقتصادی و رفاه اجتماعی وجود ندارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هیچ همبستگی مستقیم بین پیشرفت اقتصادی و رفاه اجتماعی وجود ندارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. He uses rhymed quatrains in equivalence to the strophic pattern evident in Horace's poem.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از یک quatrains quatrains در رابطه با الگوی strophic که در اشعار هوراس مشهود است استفاده می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او با استفاده از ابهامات چهارگانه در برابر هماهنگی با الگوی استروفیایی که در شعر هوراس مشهود است، استفاده می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Our study allowed us to estimate dose equivalence from the dose response findings with salbutamol and salmeterol.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مطالعه ما به ما اجازه داد تا تعادل دز را از یافته‌های واکنش دوز با salbutamol و salmeterol تخمین بزنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مطالعه ما به ما اجازه می دهد تا از نظر نتایج دوز با salbutamol و salmeterol هموگلوب دوز را ارزیابی کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. We conclude this section by demonstrating this equivalence.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما این بخش را با نشان دادن این تعادل به پایان می‌بریم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما این بخش را با نشان دادن این همبستگی نتیجه می گیریم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. At this point the strong equivalence principle supplies a key ingredient to understanding curved space-time.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در این نقطه، اصل معادل قوی یک جز کلیدی برای درک فضا - زمان خمیده را تامین می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در این مرحله، اصل همبستگی قوی یک عنصر کلیدی برای فهم و فضای زمان منحنی فراهم می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Application of the strong equivalence principle provides the basis for a definition of parallel transport in curved space time.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کاربرد اصل تعادل قوی مبنایی برای تعریف حمل و نقل موازی در زمان فضایی منحنی ارائه می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کاربرد اصل همبستگی قوی، مبنایی برای تعریف انتقال موازی در زمان فضای منحنی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Einstein next considered the implications of the equivalence principle for motion in free fall, that is to say motion under gravitational forces alone.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]انیشتین بعد مفاهیم اصل تعادل حرکت در سقوط آزاد را در نظر گرفت، یعنی حرکت در نیروی جاذبه به تنهایی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اینشتین در ادامه به مفاهیم اصل هم ارز برای حرکت در سقوط آزاد نگاه کرد، یعنی حرکت تنها نیروهای گرانشی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The effects of equivalence ratio and volume fraction of oxygen on gas composition, carbon conversion and low heating value of fuel gas were investigated through a series of experiments.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اثرات نسبت تعادل و حجم حجم اکسیژن در ترکیب گاز، تبدیل کربن و مقدار گرمای کم گاز سوخت از طریق یک سری آزمایش‌ها مورد بررسی قرار گرفتند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اثرات نسبت هم ارزي و درصد حجم اکسیژن بر ترکیب گاز، تبدیل کربن و مقدار گرمای کم گاز سوخت توسط یک سری آزمایش ها مورد بررسی قرار گرفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. In equivalence of the fund the basic calculating method has simple interest and compound interest law.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در موازنه این صندوق، روش محاسبه پایه، منافع ساده و قانون بهره مرکب دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در روش همبستگی صندوق، روش محاسبه اساسی دارای منافع ساده و حقوق متقابل است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The Relation Between Elevation of Equivalence Relation, Elevation of Distance, Hypertopology, Quotient Topology and Topological Entropy.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رابطه بین ارتفاع عضو از رابطه هم‌ارزی، ارتفاع از فاصله، Hypertopology، توپولوژی Quotient و Topological آنتروپی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رابطه بین افزایش رابطه معادل، افزایش فاصله، هیپرتولوژی، توپولوژی تقریبی و آنتروپی توپولوژیک
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The text type theory, which is an important breakthrough and a significant complement of the traditional translation "Equivalence Principle", is based on the divisions of text functions.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نظریه نوع متن، که یک پیشرفت مهم و مکمل قابل‌توجه ترجمه سنتی \"اصل هم‌ارزی\" است، براساس تقسیمات وظایف متنی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تئوری نوع متن، که یک پیشرفت مهم و مکمل قابل توجهی از ترجمه سنتی «اصل انطباق» است، براساس تقسیمات توابع متن است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Type Equivalence and Embedded Interop Types.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]انواع هم‌ارزی و انواع Interop توکار
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نوع تطابق و انواع Embedoped Interop را تایپ کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. What if you want to compare the actual contents of an object for equivalence?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگر می‌خواهید محتوای واقعی یک شی را برای تعادل با هم مقایسه کنید، چه؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر می خواهید مقادیر واقعی یک جسم را برای مقایسه کنید، چه؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Equivalence

تعادل (اسم)
balance , parity , par , equilibrium , equivalence , equivalency , equipoise , stasis
هم ارزی (اسم)
equivalence , equivalency

معنی عبارات مرتبط با Equivalence به فارسی

معنی Equivalence در دیکشنری تخصصی

equivalence
[برق و الکترونیک] هم ارزی
[ریاضیات] تعادل
[آمار] هم ارزی
[زمین شناسی] هم ارزی (نقشه کشی): خصوصیت یا ویژگی منحصر به فرد یک تصویر نقشه ای هم وسعت که در آن نسبت بین مساحتها بر روی نقشه برابر با نسبت بین نواحی هم خوان بر روی سطح کره زمین می باشد. مقایسه شود با: conformably. مترادف: orthembadism (چینه شناسی): هم زمانی زمین شناسی، خصوصاً وقتی که توسط محتوای فسیلی مشابه، نشان داده شود. مترادف: معادل.
[ریاضیات] دسته ی هم ارزی، کلاس هم ارزی، رده ی هم ارزی، دسته ی هم ارز
[ریاضیات] دسته های معادل
[کامپیوتر] دریچه معادل ، دریچه هم ارزی .
[ریاضیات] هم ارزی دو دوری
[ریاضیات] هم ارزی ایدآل ها
[ریاضیات] تعادل جرم و انرژی
[ریاضیات] معادل بودن مسیر ها
[ریاضیات] هم ارزی دو فلش
[شیمی] نقطه هم ارزی
[ریاضیات] هم ارزی مستوی
[ریاضیات] هم ارزی مقرون به دلیل
[ریاضیات] هم ارزی لیپ شیتسی
[ریاضیات] تعادل منطقی، هم ارزی منطقی
[شیمی] هم ارزی مغناطیسی
[شیمی] هم ارزی جرم - انرژی
[برق و الکترونیک] تعادل مقاومت - موازی شاخه های مقاومتی که به طور شنت یاموازی قرار گرفته اند و مقاومت معادل آنها کمتر از مقدار کمترین شاخه مقاومتی است. اگر دو مقاومت با مقادیر برابر موازی شوند، مقدار معادل برابر با حاصل ضرب دو مقاومت ، تقسیم بر مجموع آنها می شود . بنابراین 10 مگا موازی ، مقدار معادل 5 مگا دارند .
[ریاضیات] اصل هم ارزی
[ریاضیات] هم ارز سطری
[ریاضیات] هم ارزی توپولوژیک

معنی کلمه Equivalence به انگلیسی

equivalence
• quality of being equivalent, equality of value, equality of importance
• if there is equivalence between two things, they have the same use, function, size, or value.

Equivalence را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Equivalence

سعید صفاری مقدم ١٢:٣٦ - ١٣٩٨/٠٤/١٣
همترازی، سنخیت، هم ارزی، همسانی، همگونی/همگنی، تجانس
|

پیشنهاد شما درباره معنی Equivalence



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

سجاد > درسته
ابراهیم > سخن چین
میثم علیزاده > Bear
میلاد علی پور > heavily
حمید رمضی > Scrunchie
محدثه فرومدی > traditional
میلاد رحیمی > خوا قزات
Marina > اکیپ

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی equivalence
کلمه : equivalence
املای فارسی : اقویولنک
اشتباه تایپی : ثضعهرشمثدزث
عکس equivalence : در گوگل


آیا معنی Equivalence مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )