برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1321 100 1

Eradication


معنی: قلع و قمع
معانی دیگر: ازبی  کنی

واژه Eradication در جمله های نمونه

1. The eradication of smallpox by vaccination was one of medicine's greatest triumphs.
[ترجمه ترگمان]ریشه‌کن کردن آبله از طریق واکسیناسیون یکی از بزرگ‌ترین پیروزی‌های پزشکی بود
[ترجمه گوگل]ریشه کن کردن باکوم توسط واکسیناسیون یکی از بزرگترین پیروزیهای پزشکی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Eradication of the less serious fungi is usually a simple matter of cutting out and burning the infected timber.
[ترجمه ترگمان]ریشه‌کن کردن قارچ‌های خوراکی کم‌تر یک مساله ساده برای بریدن و سوزاندن چوب عفونی است
[ترجمه گوگل]ریشه کن کردن قارچ های کمتر جدی معمولا یک موضوع ساده بریدن و سوزاندن چوب های آلوده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. We will strive to accelerate the eradication of ozone depleting substances.
[ترجمه ترگمان]ما تلاش خواهیم کرد که ریشه‌کنی مواد از بین بردن اوزون را تسریع کنیم
[ترجمه گوگل]ما تلاش خواهیم کرد تا ریشه کن کردن مواد تخلیه ازن را تسریع کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. After eradication of H pylori, duodenal ulcers do not usually recur and the associated chronic gastritis gradually disappear ...

مترادف Eradication

قلع و قمع (اسم)
deracination , eradication , supplantation

معنی کلمه Eradication به انگلیسی

eradication
• annihilation, destruction, extermination

Eradication را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

AriaNeda
ریشه کن کردن
محمد حسین نجفی
از بین بردن
محمد حسین نجفی
نابودکردن
مهدی صباغ
Noun - uncountable :
ریشه کَنی
قلع و قمع
نابودی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی eradication
کلمه : eradication
املای فارسی : اردیکتین
اشتباه تایپی : ثقشیهزشفهخد
عکس eradication : در گوگل

آیا معنی Eradication مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )