انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1076 100 1

Evacuation

تلفظ evacuation
تلفظ evacuation به آمریکایی/ɪˌvækjəˈweɪʃn̩/ تلفظ evacuation به انگلیسی/ɪˌvækjʊˈeɪʃn̩/

معنی: تخلیه، تهی سازی، برون بری
معانی دیگر: تخیله، برون رانی، برون کشی، دفع، ریدن، وازدن، عقب نشینی

بررسی کلمه Evacuation

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act or process of emptying.
مشابه: expulsion

(2) تعریف: the removal of citizens, soldiers, or the like from an endangered place.
مشابه: retreat

- The toxic leak led to an evacuation of the city.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] نشت سمی منجر به تخلیه شهر شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] نشت سمی منجر به تخلیه شهر شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: excretion of urine or feces.
مشابه: catharsis, movement

واژه Evacuation در جمله های نمونه

1. the evacuation of feces
ترجمه دفع سرگین

2. the evacuation of sediments from the pipes
ترجمه تهی‌سازی لوله‌ها از رسوبات

3. a partial evacuation of the city
ترجمه تخلیه‌ی برخی از نقاط شهر

4. they demanded the immediate evacuation of the occupying forces
ترجمه آنان خواستار تخلیه‌ی فوری نیروهای اشغالگر شدند.

5. Orders went out to prepare for the evacuation of the city.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دستور داده شد برای تخلیه شهر آماده بشیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سفارشات برای آماده شدن برای تخلیه شهر بیرون رفتند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. He had acted heroically during the liner's evacuation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او در زمان تخلیه کشتی، قهرمانانه عمل کرده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در طول تخلیه لاینر از لحاظ قهرمانی عمل کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The details of the evacuation are veiled in secrecy.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جزئیات تخلیه مخفیانه پنهان شدن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جزئیات تخلیه در محرمانگی ظاهر می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The evacuation of civilians remains out of the question while the fighting continues.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تخلیه غیر نظامیان همچنان خارج از این مساله است در حالی که جنگ ادامه دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در حالی که مبارزه ادامه دارد، تخلیه غیرنظامیان از این پرسش خارج می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Police ordered the evacuation of the building.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پلیس دستور تخلیه ساختمان را داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پلیس دستور تخلیه ساختمان را صادر کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Even during the evacuation - more than 180,000 people were moved - most of them were not told what had happened.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حتی در طول تخلیه بیش از ۱۸۰،۰۰۰ نفر از مردم جابجا شدند - اکثر آن‌ها به آنچه که اتفاق‌افتاده گفته نشده بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حتی در حین تخلیه - بیش از 180،000 نفر منتقل شدند - اکثر آنها به آنچه اتفاق افتاده گفته نشدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Naturally, transport for the evacuation was inadequate for the needs of the displaced people.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]طبیعتا، حمل و نقل برای تخلیه برای نیازهای مردم آواره کافی نبود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به طور طبیعی، حمل و نقل برای تخلیه برای نیازهای آوارگان ناکافی بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Why was evacuation such an important episode in the social history of the Second World War?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چرا این قسمت مهم را در تاریخ اجتماعی جنگ جهانی دوم تخلیه کرد؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چرا تخلیه چنین بخش مهمی در تاریخ اجتماعی جنگ جهانی دوم بود؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The Roman centurion can return and enforce the evacuation but he can't open up responses.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک فرمانده رومی می‌تواند برگردد و دستور تخلیه را اجرا کند، اما نمی‌تواند پاسخ‌های خود را باز کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]صدیق رومی می تواند بازگشت و اجرای تخلیه را انجام دهد، اما نمی تواند پاسخ ها را باز کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Observers confirm, however, that evacuation is progressing at a snail's pace.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با این وجود، ناظران تایید می‌کنند که این تخلیه با سرعت snail در حال پیشرفت است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با این حال ناظران تأیید می کنند که تخلیه در سرعت حلزون پیشرفت می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Authorities did not order an evacuation in the neighborhood, but several residents left voluntarily.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مسئولان دستور تخلیه این ناحیه را صادر نکردند، اما چندین تن از ساکنان بطور داوطلبانه آنجا را ترک کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مقامات دستور تخلیه را در محله نگفتند، اما چندین ساکن داوطلبانه ترک کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Evacuation

تخلیه (اسم)
discharge , depletion , evacuation , disembarkation
تهی سازی (اسم)
depletion , evacuation
برون بری (اسم)
evacuation

معنی Evacuation در دیکشنری تخصصی

evacuation
[برق و الکترونیک] تخلیه عمل خارج کردن گاز و بخار از محفظه لامپ الکترونی درهنگام ساخت.
[کوه نوردی] بیرون بری
[آب و خاک] تخلیه چاه

معنی کلمه Evacuation به انگلیسی

evacuation
• process of clearing people out, act of removing (from a dangerous area, war zone, etc.); withdrawal; discharge of contents
evacuation drill
• exercise which trains people to exit a facility by the shortest and safest route (in case of an emergency)
evacuation of sinai
• removal of jewish residents from the sinai peninsula after the peace agreement with egypt (1979 - 1982)
evacuation order
• court order to leave a property
axis of evacuation
• route of withdrawal or departure
medical evacuation
• removal of the injured

Evacuation را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

مقداد سلمانپور ١٤:٥١ - ١٣٩٧/٠٥/٢١
انتقال
|

Mohammadreza Akbarian ١٨:٢٥ - ١٣٩٨/٠٧/٠٧
تخلیه
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

آشوبا آبادیان > catch attention
محدثه فرومدی > see
کیان > emboldened
نیما > issue by
fatemeh > might be though
amirhossein > swaged
Leyla > no pains no gains
محدثه فرومدی > consecutive

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی evacuation
کلمه : evacuation
املای فارسی : اوکواتین
اشتباه تایپی : ثرشزعشفهخد
عکس evacuation : در گوگل


آیا معنی Evacuation مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )