برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1293 100 1

Every

/ˈev.ri/ /ˈevri/

معنی: همه، هر، هر کس، هر کسی، هر که
معانی دیگر: همه گونه، همه ی، تمام، هر ...، هر ... یکبار، کامل، تمام و کمال

بررسی کلمه Every

صفت ( adjective )
عبارات: every now and then, every once in a while, every so often
(1) تعریف: being each and all constituents of a group.
مشابه: all

- Every seat in the theater was taken.
[ترجمه Reza] همه صندلی های تئاتر گرفته شده
|
[ترجمه علی قدس] تمام صندلی های تئاتر گرفته شدند
|
[ترجمه ترگمان] هر صندلی توی تئاتر گرفته‌شده
[ترجمه گوگل] هر صندلی در تئاتر گرفته شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: the greatest degree of; all possible.
مشابه: all

- They showed me every courtesy.
[ترجمه ترگمان] اونا همه ادب رو به من نشون دادن
[ترجمه گوگل] آنها هر نوع حسن نیت نشان دادند
[ترجمه شما] ...

واژه Every در جمله های نمونه

1. every citizen was there
همه‌ی شهروندان آنجا بودند.

2. every course has a code number
هریک از دروس یک شماره‌ی شناسایی دارد.

3. every day
هر روز

4. every day except sunday, the soldiers messed together
به جز یکشنبه‌ها سربازان هر روز با هم خوراک می‌خوردند.

5. every day he rose in his superiors' esteem
احترام او هر روز نزد مافوق‌هایش بیشتر می‌شد.

6. every day the boys came to harry the girls
پسران هر روز می‌آمدند که مزاحم دخترها شوند.

7. every day, i examine hundreds of patients with a variety of complaints
هر روز صدها بیمار با ناراحتی‌های گوناگون را معاینه می‌کنم.

8. every few days
هر چند روز (هر چند روز یکبار)

9. every foolish idea which enters his bean
هر فکر احمقانه‌ای که به مغزش خطور می‌کند

10. every friday he hikes 15 kilometers
هر جمعه 15 کیلومتر پیاده روی می‌کند.

11. every friday, akbar and his brood came to our garden
هر جمعه اکبر و زاد و رودش به باغ ما می‌آمدند.

12. every human being is unique
هر انسانی منحصر ...

مترادف Every

همه (صفت)
all , every , whole , livelong , whole-hog
هر (صفت)
every , any , each
هر کس (صفت)
every
هر کسی (صفت)
every
هر که (ضمير)
every , whoever

معنی عبارات مرتبط با Every به فارسی

درست مثل، از هر حیث
همه ان، تمامی ان
هرشاخه ازعلوم
در نومیدی بسی امید است
هرکسی چندروزه نوبت اوست
نوبت خوش شانسی هر کسی روزی فرا می رسد، دیر یا زود نوبت موفقیت هرکسی فرا خواهد رسید
تاروپودش
هر ساعت و سر ساعت، ساعت به ساعت
کاملا، از هر نظر
هرکس، همه
حساب هرکسی سوا است، هرکس (باید) به فکر خودش باشد
هرکس مسئول کردارخویش است
هر مردی، هر کس، همه کس
گاه و بیگاه، گهگاه، گاهی، هر چند گاه، هرچندوقت یکبار، گاه گاهی
...

معنی کلمه Every به انگلیسی

every
• each
• you use every to indicate that you are referring to all the members of a group or all the parts of something.
• you also use every to indicate that something happens at regular intervals.
• you use every to say how often something happens. for example, if something happens every second day or every other day, it happens on one day in each period of two days.
• you use every before a number to say what proportion of people or things something applies to.
• if something shows every sign of happening, or if there is every chance that it will happen, it is very likely to happen.
• if someone has every reason to do something, they would be justified in doing it.
every beginning is difficult
• new undertakings or experiences are always difficult or challenging at first
every being is equal and free
• every living thing is equal to every other living thing and all are inherently free to do as they wish
every bit
• every drop, completely, all of it
every bullet has its billet
• each bullet is meant for a specific target
every cloud has a silver lining
• every bad situation has an up side
every day
• each day
every dog has his day
• everyone has some good luck in his life
every evening
• each evening
every few
• each few, each group of several
every few days
• once per several passing days, every several days
every few hours
• every several hours, once per several passing hours
...

Every را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Arvin
متوالی
مثل: every day=هر روز
محمد حسین کریمی
هر ....همه.... خیلی
Amir Mahdi Amiri
همه هر
رضا جعفری
از همه. همه.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی every
کلمه : every
املای فارسی : اوری
اشتباه تایپی : ثرثقغ
عکس every : در گوگل

آیا معنی Every مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )