انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1016 100 1

Excellence

تلفظ excellence
تلفظ excellence به آمریکایی تلفظ excellence به انگلیسی

معنی: مزیت، برتری، تفوق، خوبی، رجحان، شگرفی، ممتازی، علو مقام
معانی دیگر: عالی بودن، فرازانی، والایی، بهی، ارجمندی، تعالی، مهستی، ویژگی (خوب)، (جمع) محسنات، حسن، کمال، علو، فضیلت

بررسی کلمه Excellence

اسم ( noun )
(1) تعریف: the fact or state of being extremely good or of high quality.
مترادف: distinction, greatness, merit, quality, superiority, worth
متضاد: faultiness, inferiority, shoddiness
مشابه: supremacy, value, virtue

- The academic excellence of the university is well-known.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] برتری آکادمیک دانشگاه به خوبی شناخته شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] برتری تحصیلی این دانشگاه شناخته شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- We're proud of the excellence of our products.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] ما به برتری محصولات خود افتخار می‌کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] ما برتری از محصولات ما افتخار می کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- Her excellence as a teacher is finally being acknowledged.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] در نهایت برتری او به عنوان یک معلم در نهایت پذیرفته می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] برتری او به عنوان یک معلم در نهایت مورد تایید قرار می گیرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: a mark or feature of superiority.
متضاد: fault, flaw
مشابه: advantage, asset, merit, plus, virtue

- His final opera is one of many excellences.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اپرای آخر او، یکی از شاهکارهای متعدد است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] اپرا نهایی او یکی از برتری های بسیاری است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه Excellence در جمله های نمونه

1. moral excellence
ترجمه تعالی اخلاقی

2. the excellence of our products is beyond any doubt
ترجمه مرغوبیت کالاهای ما شک بردار نیست.

3. soon the excellence of his character impressed everyone
ترجمه به زودی والایی شخصیت او همه را تحت تاثیر قرار داد.

4. a teacher par excellence
ترجمه یک معلم تمام عیار

5. the level of excellence
ترجمه درجه‌ی مرغوبیت یا خوبی

6. shahnameh is an epic poem par excellence
ترجمه شاهنامه یک شعر حماسی عالی است.

7. The excellence of a wife consists not in her beauty, but in her virtue.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برتری همسر در زیبایی او نیست، بلکه در تقوای خود است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برتری یک زن نه در زیبایی او بلکه در فضیلت اوست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The school strives for academic excellence.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این مدرسه برای تعالی تحصیلی تلاش می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مدرسه برای تعالی علمی تلاش می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. He is the elder statesman par excellence.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او بزرگ‌ترین سیاست‌مدار برتر است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او فوق العاده برجسته دولتمردان است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. His excellence in baseball earned him a scholarship.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برتری او در بیسبال باعث شد که او بورس تحصیلی بگیرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برتری او در بیس بال به او کمک هزینه تحصیلی داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. This is undoubtedly the cooking chocolate par excellence.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این بدون شک در حال پخت بهترین نوع شکلات است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این بدون شک شکر شکلات پخت و پز برتری است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. It became difficult to promote excellence without being accused of elitism.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ترویج برتری بدون متهم شدن به elitism دشوار شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بدون اینکه به ائتلافی متهم شود، دشوار است که به پیشرفت برسیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The firm is a byword for excellence.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شرکت a برای تعالی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این شرکت یک کلمه برای برتری است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The school is noted for its academic excellence.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این مدرسه به خاطر برتری تحصیلی اش مورد توجه قرار گرفته‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این مدرسه به خاطر برتری تحصیلی آن است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Darlington could become a regional centre of excellence for nursery nurse training.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دارلینگتون می‌تواند به مرکز منطقه‌ای آموزش پرستار کودک تبدیل شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دارلینگتون می تواند یک مرکز منطقه ای برای آموزش پرستاران مهد کودک باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. This college has a long tradition of athletic excellence.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این کالج سنت طولانی برتری ورزشی دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این کالج دارای سابقه طولانی در زمینه تعالی ورزشی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Excellence

مزیت (اسم)
benefit , advantage , privilege , boon , preponderance , excellence , superiority , preference , profit , behoof , vantage
برتری (اسم)
influence , power , leadership , precedence , advantage , preponderance , excellence , superiority , supremacy , preference , priority , profit , predominance , vantage , primacy , hegemony , distinction , predomination , prominence , salience , saliency , headship , majesty , excellency , predominancy , pre-eminence
تفوق (اسم)
prevalence , influence , advantage , excellence , superiority , supremacy , predominance , domination , ascendancy , vantage , ascendency , hegemony , headship , predominancy , pre-emimence
خوبی (اسم)
good , boon , excellence , beauty , goodness , kindness , kindliness , fairness , comeliness , good quality , excellency
رجحان (اسم)
privilege , excellence , preference , predominance , distinction , predilection , predominancy
شگرفی (اسم)
excellence
ممتازی (اسم)
excellence
علو مقام (اسم)
excellence , sublimity , supereminence

معنی عبارات مرتبط با Excellence به فارسی

به تمام معنی، عالی، برجسته، برجسته shahnameh is an epic poem par excellence شاهنامه یک شعر حماسی عالی است a teacher par excellence یک معلم تمام عیار
جایزه فضیلت

معنی کلمه Excellence به انگلیسی

excellence
• brilliance, distinction, superiority; high quality, excellent quality
• excellence is the quality of being extremely good at something.
excellence award
• acknowledgment of or prize for outstanding performance or ability
excellence scholarship
• financial grant awarded to excellent students
par excellence
• beyond comparison, best, of highest quality
• you say par excellence when you want to emphasize that something is the best possible example of a particular thing; a formal expression.

Excellence را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Excellence

مقداد سلمانپور ٠٩:٤٨ - ١٣٩٧/١٠/٢٧
تعالی
|

علی فقیهی ١٠:٣٤ - ١٣٩٨/٠٣/١٦
مرغوبیت
|

حسن ١٠:١٢ - ١٣٩٨/٠٥/١٨
برتری سطح آموزشی (Academic Excellence)
|

يار دلواري ١٣:٣٨ - ١٣٩٨/٠٦/٠٦
تعالی
State University Acceptance Acceptance pht
قبولی پذیرش دانشگاهی دولتی دکترا pht
Against your better judgment, I have come to the positive conclusion of academic excellence
در برابر داوری بهتر شما ، من به نتیجه مثبت تعالی شکوفایی دانشگاهی رسیدم
|

پیشنهاد شما درباره معنی Excellence



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی excellence
کلمه : excellence
املای فارسی : اخکللنک
اشتباه تایپی : ثطزثممثدزث
عکس excellence : در گوگل


آیا معنی Excellence مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )