انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1016 100 1

Exclusion

تلفظ exclusion
تلفظ exclusion به آمریکایی تلفظ exclusion به انگلیسی

معنی: اخراج، محرومیت، حذف، ممانعت، محروم سازی، دفع، استثناء
معانی دیگر: برون داری، جلوگیری، (به زیان کسی) استثنا، برون داشت، طرد، منع (از ورود یا شرکت)، (در امور مهاجرتی) راه ندادن، اجازه ی ورود ندادن، (شخص یا چیز) مورد جلوگیری یا محرومیت، برون داره، برونداشته

بررسی کلمه Exclusion

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act or process of excluding.
مترادف: exception, ostracism
متضاد: admittance
مشابه: ban, exile, omission, rejection, skip

(2) تعریف: omission.
مترادف: omission
مشابه: elimination, elision, exception, prohibition, skip

(3) تعریف: expulsion.
مترادف: ejection, expulsion, ouster
مشابه: dismissal, removal

واژه Exclusion در جمله های نمونه

1. the exclusion of women from political activity
ترجمه محروم سازی زنان از فعالیت سیاسی

2. to the exclusion of. . .
ترجمه برای برون داری . . . ،به منظور محروم سازی. . .

3. the laws relating to the admission or exclusion of aliens
ترجمه قوانین مربوط به راه دادن یا ندادن خارجیان

4. It calls for the exclusion of all commercial lending institutions from the college loan program.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این برنامه خواستار حذف همه موسسات وام‌دهنده تجاری از برنامه وام دانشگاه شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آن را برای حذف همه موسسات وام های تجاری از برنامه وام کالج درخواست می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. A 20 - mile exclusion zone was set up around the power station to guard against further explosions.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک منطقه محرومیت ۲۰ مایلی در اطراف نیروگاه برق راه‌اندازی شد تا در مقابل انفجارهای بیشتر محافظت شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک محدوده مجاز 20 مایل در اطراف نیروگاه برای جلوگیری از انفجارهای بیشتر تنظیم شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. He plays golf to the exclusion of all other sports.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او با حذف تمام ورزش‌های دیگر گلف بازی می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او گلف را به رد تمام ورزش های دیگر بازی می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Exclusion of air creates a vacuum in the bottle.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حذف هوا باعث ایجاد خلا در بطری می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خروج هوا باعث ایجاد خلاء در بطری می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. He spent his spare time gardening, to the exclusion of all other interests.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وقتش را صرف باغبانی و محرومیت از منافع دیگران می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او اوقات فراغت خود را در زمینه باغبانی گذراند، تا همه منافع دیگر را نادیده بگیرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Don't revise a few topics to the exclusion of all others.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برخی از موضوعات را به استثنای موارد دیگر مورد بازبینی قرار ندهید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چند موضوع را اصلاح نکنید تا همه افراد دیگر را رد کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. A six-mile exclusion zone was ordered around the ship while a tug towed the casualty further offshore.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک منطقه محرومیت شش مایلی در اطراف کشتی سفارش داده شد در حالی که یک یدک‌کش دور از ساحل را کشیده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک منطقه ممنوعه شش مایل در اطراف کشتی دستور داده شد، در حالی که یک تانک تلفات تلفات را بیشتر در دریای سرخ کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. This involves the exclusion of other areas of their lives in order to concentrate on the matter in hand.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این شامل حذف دیگر مناطق زندگی آن‌ها به منظور تمرکز بر روی موضوع در دست است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این امر مستلزم حذف محدوده های دیگر زندگی خود برای تمرکز بر روی موضوع در دست است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. They were to be treated as exclusion clauses.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها باید به عنوان بند محرومیت در نظر گرفته شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها باید به عنوان مقررات منع استفاده شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The exclusion clause was of no effect for this breach of an express term.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]عبارت محرومیت برای این نقض یک عبارت بیان هیچ اثری نداشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بند اختیار برای این نقض یک اصطلاح واضح تاثیر نگذاشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. A white dwarf is supported by the exclusion principle repulsion between the electrons in its matter.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک کوتوله سفید از اصل طرد شدن بین الکترون‌ها در ماده خود پشتیبانی می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک کوتوله سفید توسط اصل خلع سلاح انفجار بین الکترون ها در ماده آن حمایت می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Exclusion

اخراج (اسم)
ejection , banishment , deportation , expulsion , dismissal , eviction , exclusion , boot , ouster , deposal , extrusion , rustication
محرومیت (اسم)
privation , bereavement , exclusion , deprivation , frustration , proscription , disappointment
حذف (اسم)
cancellation , elimination , expulsion , exclusion , deletion , omission , ellipsis , pretermission , write-off
ممانعت (اسم)
prevention , prohibition , exclusion , curbing , interdiction , debarment , forbiddance
محروم سازی (اسم)
privation , exclusion , deprivation , frustration , ouster
دفع (اسم)
repulsion , rebuff , rebuttal , repercussion , repulse , expulsion , exclusion , secretion , ejectment , excretion , propulsion , voidance
استثناء (اسم)
exception , reservation , exclusion

معنی عبارات مرتبط با Exclusion به فارسی

رجوع شود به: pauli exclusion principle، فیزیک اصل انحصار

معنی Exclusion در دیکشنری تخصصی

exclusion
[ریاضیات] استثناؤ، عدم شمول
[زمین شناسی] نواحی واقع در یک مدل demبا حذف درون یابی یا ترسیم منحنی های میزان
[حقوق] شرط یا قید استثناء، شرط یا قید عدم شمول، شرط حجب
[حقوق] رد ادله و مدارک
[شیمی] اصل طرد
[ریاضیات] اصل طرد
[خاک شناسی] دفع آنیونی
[آب و خاک] دفع آنیونی
[زمین شناسی] حریم شهر(استحفاظی) آن قسمت از مناطق خارج از محدوده قانونی شهر که در آن کنترل فعالیتهای عمرانی از قبیل تفکیک اراضی، احداث و تعریض معابر و ایجاد ساختمان باید بنا به دلایلی زیر نظر شهرداری بوده و بر اساس قوانین مربوط به شهرداری انجام شود.
[پلیمر] طرد یون
[کامپیوتر] ممانعت متقابل ، ناسازگاری دو جانبه .
[ریاضیات] اصل رد و قبول، اصل شمول و عدم شمول
[آمار] اصل شمول و عدم شمول

معنی کلمه Exclusion به انگلیسی

exclusion
• prevention; rejection; leaving out, keeping out, shutting out
• the exclusion of something from a speech, piece of writing, or legal document is the act of deliberately not including it.
• exclusion is the act of preventing someone from entering a place or from taking part in an activity.
exclusion principle
• principle that states that two identical particles with spins equal to half an odd integer cannot be in the same quantum state (physics)
exclusion zone
• an exclusion zone is an area from which people have been evacuated, or in which a particular activity is not allowed.
mutual exclusion
• (computer programming) synchronized multiple access to common data sources (uses "lock-unlock" switch that allows access to one program at a time and excludes all others)

Exclusion را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Exclusion

شهره ١٧:٢٥ - ١٣٩٦/١٠/١٤
حذف، محرومیت، خارج شدن
|

مهناز ١٠:١٢ - ١٣٩٧/٠٥/١٧
ممنوعه (مثلا درمورد منطقه حفاظت شده)
|

پري الهامي ١٥:١٣ - ١٣٩٧/٠٨/٣٠
ممانعت ،محروميت از حقوق اجتماعي و وجهه ملي
|

مسعودزهدی ١٣:٤٠ - ١٣٩٨/٠١/١٧
قلم /اقلام خارج شده(در حسابداری و بویژه در قراردادکه معمولا لیست می شوند)-موارد پوشش داده نشده (بویژه در بیمه نامه ها یا قراردادهای ساخت)
|

کریمی ١٢:٣٧ - ١٣٩٨/٠٥/١٢
ممنوعیت ، تحریم
|

مقداد سلمانپور ١١:٥٧ - ١٣٩٨/٠٥/٢٤
کنار گذاشتن
در نظر نگرفتن
پوشش ندادن
|

پیشنهاد شما درباره معنی Exclusion



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی exclusion
کلمه : exclusion
املای فارسی : اخکلوسین
اشتباه تایپی : ثطزمعسهخد
عکس exclusion : در گوگل


آیا معنی Exclusion مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )