برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1349 100 1

Exclusion


معنی: اخراج، محرومیت، حذف، ممانعت، محروم سازی، دفع، استثناء
معانی دیگر: برون داری، جلوگیری، (به زیان کسی) استثنا، برون داشت، طرد، منع (از ورود یا شرکت)، (در امور مهاجرتی) راه ندادن، اجازه ی ورود ندادن، (شخص یا چیز) مورد جلوگیری یا محرومیت، برون داره، برونداشته

بررسی کلمه Exclusion

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act or process of excluding.
مترادف: exception, ostracism
متضاد: admittance
مشابه: ban, exile, omission, rejection, skip

(2) تعریف: omission.
مترادف: omission
مشابه: elimination, elision, exception, prohibition, skip

(3) تعریف: expulsion.
مترادف: ejection, expulsion, ouster
مشابه: dismissal, removal

واژه Exclusion در جمله های نمونه

1. the exclusion of women from political activity
محروم سازی زنان از فعالیت سیاسی

2. to the exclusion of. . .
برای برون داری . . . ،به منظور محروم سازی. . .

3. the laws relating to the admission or exclusion of aliens
قوانین مربوط به راه دادن یا ندادن خارجیان

4. It calls for the exclusion of all commercial lending institutions from the college loan program.
[ترجمه ترگمان]این برنامه خواستار حذف همه موسسات وام‌دهنده تجاری از برنامه وام دانشگاه شد
[ترجمه گوگل]آن را برای حذف همه موسسات وام های تجاری از برنامه وام کالج درخواست می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. A 20 - mile exclusion zone was set up around the power station to guard against further explosions.
[ترجمه ترگمان]یک منطقه محرومیت ۲۰ مایلی در اطراف نیروگاه برق راه‌اندازی شد تا در مقابل انفجارهای بیشتر محافظت شود
[ترجمه گوگل]یک محدوده مجاز 20 مایل در اطراف نیروگاه برای جلوگیری از انفجارهای بیشتر تنظیم شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He plays golf to the exclusion of all other sports.
[ترجمه ترگمان]او با حذف ...

مترادف Exclusion

اخراج (اسم)
ejection , banishment , deportation , expulsion , dismissal , eviction , exclusion , boot , ouster , deposal , extrusion , rustication
محرومیت (اسم)
privation , bereavement , exclusion , deprivation , frustration , proscription , disappointment
حذف (اسم)
cancellation , elimination , expulsion , exclusion , deletion , omission , ellipsis , pretermission , write-off
ممانعت (اسم)
prevention , prohibition , exclusion , curbing , interdiction , debarment , forbiddance
محروم سازی (اسم)
privation , exclusion , deprivation , frustration , ouster
دفع (اسم)
repulsion , rebuff , rebuttal , repercussion , repulse , expulsion , exclusion , secretion , ejectment , excretion , propulsion , voidance
استثناء (اسم)
exception , reservation , exclusion

معنی عبارات مرتبط با Exclusion به فارسی

رجوع شود به: pauli exclusion principle، فیزیک اصل انحصار

معنی Exclusion در دیکشنری تخصصی

exclusion
[ریاضیات] استثناؤ، عدم شمول
[زمین شناسی] نواحی واقع در یک مدل demبا حذف درون یابی یا ترسیم منحنی های میزان
[حقوق] شرط یا قید استثناء، شرط یا قید عدم شمول، شرط حجب
[حقوق] رد ادله و مدارک
[شیمی] اصل طرد
[ریاضیات] اصل طرد
[خاک شناسی] دفع آنیونی
[آب و خاک] دفع آنیونی
[زمین شناسی] حریم شهر(استحفاظی) آن قسمت از مناطق خارج از محدوده قانونی شهر که در آن کنترل فعالیتهای عمرانی از قبیل تفکیک اراضی، احداث و تعریض معابر و ایجاد ساختمان باید بنا به دلایلی زیر نظر شهرداری بوده و بر اساس قوانین مربوط به شهرداری انجام شود.
[پلیمر] طرد یون
[کامپیوتر] ممانعت متقابل ، ناسازگاری دو جانبه .
[ریاضیات] اصل رد و قبول، اصل شمول و عدم شمول
[آمار] اصل شمول و عدم شمول

معنی کلمه Exclusion به انگلیسی

exclusion
• prevention; rejection; leaving out, keeping out, shutting out
• the exclusion of something from a speech, piece of writing, or legal document is the act of deliberately not including it.
• exclusion is the act of preventing someone from entering a place or from taking part in an activity.
exclusion principle
• principle that states that two identical particles with spins equal to half an odd integer cannot be in the same quantum state (physics)
exclusion zone
• an exclusion zone is an area from which people have been evacuated, or in which a particular activity is not allowed.
mutual exclusion
• (computer programming) synchronized multiple access to common data sources (uses "lock-unlock" switch that allows access to one program at a time and excludes all others)

Exclusion را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شهره
حذف، محرومیت، خارج شدن
مهناز
ممنوعه (مثلا درمورد منطقه حفاظت شده)
پري الهامي
ممانعت ،محروميت از حقوق اجتماعي و وجهه ملي
مسعودزهدی
قلم /اقلام خارج شده(در حسابداری و بویژه در قراردادکه معمولا لیست می شوند)-موارد پوشش داده نشده (بویژه در بیمه نامه ها یا قراردادهای ساخت)
کریمی
ممنوعیت ، تحریم
فارسی را پاس بداریم.
کنار گذاشتن
در نظر نگرفتن
پوشش ندادن
علی
مستثنی کردن-جدا کردن چیزی یه کسی از یک قاعده یا روند کلی در حال انجام
مهسان
برون گذاری افراد از یک منطقه خاص
سعید ترابی
بیرون گذاشتن یا ماندن (از چیزی)
Bahareh
Social exclusion = محرومیت اجتماعی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی exclusion
کلمه : exclusion
املای فارسی : اخکلوسین
اشتباه تایپی : ثطزمعسهخد
عکس exclusion : در گوگل

آیا معنی Exclusion مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )