برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1322 100 1

early

/ˈɝːli/ /ˈɜːli/

معنی: زود، اولیه، مربوط به قدیم، در اوایل، در ابتدا، بزودی
معانی دیگر: نخستگان، آغازین، پیش از موقع، پیش از انتظار، در دوران کهن، باستان، باستانی، پیشین، در آینده ی نزدیک، به زودی، در مدتی کوتاه، زودرس، پیشرس، نوبر، تروند، ترونده، عتیق

بررسی کلمه early

قید ( adverb )
حالات: earlier, earliest
(1) تعریف: in the first stage of a time period.
متضاد: late, latter

- The carpenters start work early in the morning before it gets too hot.
[ترجمه ترگمان] صبح‌ها قبل از اینکه هوا خیلی گرم شود، carpenters شروع به کار می‌کنند
[ترجمه گوگل] کار نجاران شروع به کار در اوایل صبح قبل از آن که خیلی گرم شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Early in the play, one of the characters dies.
[ترجمه sh] به زودی در این بازی یکی از شخصیت ها می میرد
|
[ترجمه ترگمان] در ابتدای بازی، یکی از شخصیت‌های آن می‌میرد
[ترجمه گوگل] در اوایل بازی، یکی از شخصیت ها می میرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- She had great success early in her career.
[ترجمه ترگمان] او موفقیت بزرگی در کارش داشت
[ترجمه گوگل] او در اوایل دوران حرفه ای خود موفق شد
[ترجمه ...

واژه early در جمله های نمونه

1. early art forms
صورت‌های هنری کهن

2. early cherries
نوبر گیلاس

3. early flowers and vegetables
گل‌ها و گیاهان زودرس

4. early in his senatorial career
در اوایل دوران سناتوری او

5. early in the morning when birds were warbling in the bushes
در صبح زود هنگامی که پرندگان در بته‌ها چهچه می‌زدند

6. early in the present century
در اوایل سده‌ی کنونی

7. early mammals have evolved into hundreds of different species
پستانداران آغازین به صدها گونه‌ی متفاوت فرگشت یافته‌اند.

8. early to bed,early to rise; makes a person healthy, wealthy and wise
زود به بستر رفتن و زود از بستر برخاستن آدم را سالم و ثروتمند و عاقل می‌کند.

9. early tools found in recent excavations
ابزار باستانی که در کندوکاوهای اخیر یافت شده است

10. early on
در اوایل،در مراحل اولیه

11. early to bed early to rise / makes a man healthy, wealthy, and wise
(زود خوابیدن و زود برخاستن مرد را سالم و ثروتمند و عاقل می کند) سحرخیز باش تا کامروا باشی

12. an early bloomer
...

مترادف early

زود (صفت)
early , tantivy , hurried , kenspeckle
اولیه (صفت)
primary , preliminary , rudimentary , primitive , prime , early , primal , embryonic , incipient , primeval , rudimental
مربوط به قدیم (صفت)
early
در اوایل (قید)
early
در ابتدا (قید)
early
بزودی (قید)
presently , soon , anon , quickly , early , by and by , erelong

معنی عبارات مرتبط با early به فارسی

نخستگان امریکا (وابسته به اولین سال های ایجاد امریکا به ویژه دورانی که امریکای شمالی مستعمره انگلیس بود)، وابسته به کارهای دستی و مبل این دوره
هرچه زودتر
سحر خیز، زودآیند (کسی که زود برمی خیزد و یا زود وارد می شود یا می رود)، پیشخیز
میوه پیش رس یا زودرس
صبح زود
دراوایل سال
(زبان شناسی) انگلیسی نوین آغازین (زبان انگلیسی بین سده های 15 تا 18)
در اوایل، در مراحل اولیه
هلوی پیش رس یازودرس
شعرای پیشین
زودخیز، سخرخیز
سحرخیز
زودخیزی، سحرخیزی
صبح زود، زود و مشتاق، سحرخیز و سرحال

معنی کلمه early به انگلیسی

early
• before the scheduled time
• ahead of time, before the scheduled time; as soon as possible
• early means near the beginning of a period of time, a process, or a piece of work.
• if someone or something arrives or happens early, they arrive or happen before the expected or normal time.
• see also earlier.
• as early as means at a particular time that is surprisingly early.
• at the earliest means not before the date or time mentioned.
• you say it's early days when a situation or process has just begun and you do not know what is likely to happen in the future.
early bird
• early riser, one who wakes up early, one who gets out of bed at an early hour
early church
• the formative period of the christian church before the emergence of the centralized authority of the roman catholic church in the west
early detection
• early discovery, discovery of something before the expected or usual time of its appearance
early diagnosis
• identification of a disease while it is still in it's early stages
early elections
• elections that are held earlier than scheduled
early fruit
• fruit that ripens early in the season
early ignition
• igniting before the usual time
early in the morning
• at daybreak, at dawn
early release
• permission to leave before one's time is up
early retirement
• permanent withdrawal from active working live before the standard age
early riser
• one who wakes up early, on ...

early را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Sepideh
زودهنگام
early cancer :سرطان زودهنگام
ali
قبل از
عسل
هنگام زود .
مخالف دیر
Yasi
زود ، سریع ، بزودی
Roya
Early stopping :توقف زودهنگام
سحر
پیش از موعد
راضيه
سحرخيز
meral
هرچه سریعتر
نیلوفر
مقدم
عادل سوپک ( سیستان و بلوچستان - دشتیاری - روستای بنو )
به موقع ، به هنگام، سروقت ، (میوه پیش رس) ، ( مرگ زود رس) ،پیش از موقع ، اویل، آغاز ، ابتدا ، نخستین ، کهن ، قدیمی ، پیشین
حسن اصغرپور
زود سریع
hoseinhosein428
اول اسم اکانت اینستامه
زود هنگام
الی
I'm early
من به موقع هستم ،من آنتایم هستم
فیض
قبل
نجمه
اولین زمان
مسعود.ه.ز
نوباوگی- بچگی- طفولیت- کودکی.
(....Early age of و early background)
محدثه فرومدی
ابتدایی
سعید ترابی
صفت
1. اوایل، اولیه
2. زود
3. آغازین
4. نخستین
5. the early hours نیمه شب (بین ساعت 12 شب و صبح)
6. an early start شروع در صبح زود
7. at/from an early age از سنین خیلی پایین
8. (have/get) an early night زودتر از معمول خوابیدن
9. early bird/early riser آدم سحرخیز
11. early potatoes/lettuces etc سیب زمینی و غیره که زودتر از دیگری ها رسیده
12. at the earliest زودتر از یک زمان
13. at your earliest convenience در اولین زمان مناسب یا زمانی که راحت هستی

قید
1. زود
2. اوایل
3. early on مراحل اولیه، اوایل
حسین پیکانی
همچنین مترادف کلغ می باشد.
میلاد علی پور
زودهنگام، پیش از موعد
Maziar
زود ،
ویا صفتی هایی مانند پیشین ، اولین، قبلی .
Mehrab
در گذشته
سید محمد علوی نسب اشکذری
early hours
ساعات اولیه

سجاد صالحی
به موقع
Parnian
مخالف= not late
Parnian
مخالف= not late
Parnian
مخالف= not late
فرنیا 😘 Farniya
زود : early
مثال :
تو خیلی زود بیدار میشی .
. you get up very early

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی early
کلمه : early
املای فارسی : اولی
اشتباه تایپی : ثشقمغ
عکس early : در گوگل

آیا معنی early مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )