برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1281 100 1

earthquake

/ˈɜːrθˌkwek/ /ˈɜːθkweɪk/

معنی: زلزله، زمین لرزه
معانی دیگر: بومهن

بررسی کلمه earthquake

اسم ( noun )
• : تعریف: a shaking or other movement of part of the earth's surface, resulting from volcanic activity or the sudden release of tension along geologic fault lines.
مشابه: quake

- The earthquake caused roads to crack, buildings to topple, and hundreds of fires to break out in the city.
[ترجمه ترگمان] این زمین‌لرزه باعث ایجاد جاده‌ها، تخریب ساختمان‌ها و صدها آتش‌سوزی در شهر شد
[ترجمه گوگل] زلزله باعث جاده ها برای شکستن ساختمان ها و صدها آتش سوزی در شهر شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه earthquake در جمله های نمونه

1. earthquake relief
امداد به زلزله زدگان

2. earthquake waves run in trains
امواج زلزله زنجیروار حرکت می‌کند.

3. an earthquake thrills the land
زلزله زمین را به لرزه در می‌آورد.

4. the earthquake busted the house in half
زلزله خانه را به دو نیم کرد.

5. the earthquake caused people to set aside private animosities
زلزله موجب شد که مردم دشمنی‌های شخصی را کنار بگذارند.

6. the earthquake caused the wall to crumble
زلزله موجب فرو ریختن دیوار شد.

7. the earthquake caused the wall to sway to the right
زلزله موجب شد که دیوار به سمت راست خمیده شود.

8. the earthquake cracked the walls of the house but did not damage its main framework
زلزله باعث ایجاد ترک در دیوارهای خانه شد ولی به استخوان‌بندی اصلی آن صدمه‌ای نزد.

9. the earthquake destroyed the city
زلزله شهر را ویران کرد.

10. the earthquake relief fund
صندوق کمک به زلزله زدگان

11. the earthquake took a heavy toll of lives and property
زلزله خسارات جانی و مالی سنگینی به بار آورد.

...

مترادف earthquake

زلزله (اسم)
earthquake , temblor , seism
زمین لرزه (اسم)
earthquake

معنی earthquake در دیکشنری تخصصی

earthquake
[عمران و معماری] زلزله - زمین لرزه
[زمین شناسی] زمینلرزه یک حرکت ناگهانی یا جنبش زمین در اثر رها شدن ناگهانی کرنش تجمع یافته معادل نسبی : حادثه لرزه ای
[معدن] زلزله (ژئوفیزیک)
[عمران و معماری] مرکز زلزله
[معدن] کانون بیرونی زلزله (ژئوفیزیک)
[عمران و معماری] ضریب زلزله
[عمران و معماری] طغیان ناشی از زمین لرزه
[عمران و معماری] کانون زلزله
[معدن] کانون درونی زلزله (ژئوفیزیک)
[عمران و معماری] فواره زمین لرزه
[عمران و معماری] بار زلزله - نیروی حاصل از زلزله
[معدن] بزرگی زلزله (ژئوفیزیک)
[عمران و معماری] دوره تناوب زلزله
[عمران و معماری] مقاوم در برابر زلزله
[عمران و معماری] پی مقاوم در برابر زلزله
[زمین شناسی] زمین لرزه دارای کانون عمیق زمین لرزه ای ...

معنی کلمه earthquake به انگلیسی

earthquake
• trembling of the earth (usually produced by volcanic action or other forces under the earth's crust)
• an earthquake is a shaking of the ground caused by movement of the earth's crust.
earthquake resistant
• designed to withstand the force of earthquakes
aftermath of the earthquake
• aftereffects of the earthquake, results of the earthquake, outcome of the earthquake

earthquake را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Arnika
اتفاق زمین لرزه یا زلزله
im makany😍❤🖤✌✌
زمین لرزه یا زلزله
امیررضا فرهید
زمین لرزه_لرزش ناگهانی زمین در اثر فشارات زیاد









لایک فراموش نشه!!!!!
-----
زمین لرزه
Matin
زمین لرزه، زلزله
sudden, violent movement of the Earth's surface
کیارش بهمن
زمین لرزه
M. M
زلزله
سید محمد علوی نسب اشکذری
زلزله
زمین لرزه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی earthquake
کلمه : earthquake
املای فارسی : یرتهقواک
اشتباه تایپی : ثشقفاضعشنث
عکس earthquake : در گوگل

آیا معنی earthquake مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )