برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1189 100 1

efficacy

/ˈefɪˌkæsi/ /ˈefɪkəsi/

معنی: تاثیر، اثر، درجه تاثیر
معانی دیگر: (تاثیر دلخواه) اثر، فایده، ثمربخشی، سودمندی

بررسی کلمه efficacy

اسم ( noun )
• : تعریف: the ability to produce desired results; effectiveness.
متضاد: inefficacy
مشابه: capability, strength, virtue

- The new drugs have greater efficacy than the earlier ones.
[ترجمه ترگمان] داروهای جدید کارآیی بیشتری نسبت به داروهای قبلی دارند
[ترجمه گوگل] داروهای جدید اثربخشی بیشتری نسبت به داروهای قبلی دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه efficacy در جمله های نمونه

1. the efficacy of these curative measures is still in doubt
فایده‌ی این اقدام های درمانی هنوز مورد شک است.

2. Recent medical studies confirm the efficacy of a healthier lifestyle.
[ترجمه ترگمان]مطالعات پزشکی اخیر اثربخشی روش زندگی سالم‌تر را تایید می‌کنند
[ترجمه گوگل]مطالعات اخیر پزشکی اثربخشی شیوه زندگی سالم را تایید می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. We reviewed the evidence for the efficacy and acceptability of serotonin reuptake inhibitors compared with the tricyclic and related antidepressants by meta-analysis.
[ترجمه ترگمان]ما شواهدی برای اثربخشی و پذیرش بازدارنده‌های بازجذب سروتونین در مقایسه با سه حلقه‌ای و داروهای ضد افسردگی مرتبط با فرا تحلیل را مورد بررسی قرار دادیم
[ترجمه گوگل]شواهدی از اثربخشی و پذیرش بازدارنده های بازجذب سروتونین در مقایسه با داروهای ضد سرطان سه گانه و مرتبط با متاآنالیز را مورد بررسی قرار دادیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. But the political and military efficacy of the pacts was always open to doubt.
[ترجمه ترگمان]اما اثربخشی نظامی و نظامی the همواره آشکار بود
[ترجمه گوگل]اما کارآیی سیاسی و نظامی این پیمان ها همیشه برای شک و تردید بود
[ترجمه شما] ...

مترادف efficacy

تاثیر (اسم)
influx , action , influence , impression , efficacy , affection , sensation
اثر (اسم)
trace , tract , growth , impression , efficacy , effect , sign , affect , result , relic , symptom , scintilla , track , clue , impress , consequence , rut , opus , umbrage , remnant , signature , vestige
درجه تاثیر (اسم)
efficacy

معنی efficacy در دیکشنری تخصصی

efficacy
[بهداشت] سودمندی - کارآمدی

معنی کلمه efficacy به انگلیسی

efficacy
• effectiveness, ability to produce the desired result
• efficacy is the ability to do something or do it well and produce the results that were intended; a formal word.
self efficacy
• independent effectiveness

efficacy را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فیض
حقوق: نفاذ
sani khatami
کارایی
مهناز
اثر بخشی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی efficacy
کلمه : efficacy
املای فارسی : اففیککی
اشتباه تایپی : ثببهزشزغ
عکس efficacy : در گوگل

آیا معنی efficacy مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )