انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 890 100 1

بررسی کلمه efficiency

اسم ( noun )
حالات: efficiencies
(1) تعریف: the state of being efficient.
متضاد: inefficiency
مشابه: expedition

- One advantage of the newer cars is their efficiency with respect to fuel consumption.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] یکی از مزایای استفاده از خودروهای جدیدتر، بازده آن‌ها نسبت به مصرف سوخت است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] یکی از مزایای ماشین های جدیدتر این است که کارایی آنها نسبت به مصرف سوخت است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: the quick, accurate performance of a task, or the ability to so perform.
متضاد: inefficiency
مشابه: expedition

- I admire the efficiency of the cashiers at the grocery store.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] من کارایی of در فروشگاه را تحسین می‌کنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] من کارایی صندوقداران در فروشگاه مواد غذایی را تحسین میکنم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- He used to spend a lot of time completing each task perfectly, but now he performs with greater efficiency.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] او زمان زیادی را صرف تکمیل هر کار می‌کرد، اما حالا با کارایی بیشتری عمل می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او به اندازه کافی برای تکمیل هر کار کاملا صرف کرد، اما اکنون کارایی بیشتری دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: of a machine or other physical system, the ratio of energy produced to energy supplied, usu. expressed as a percentage.

واژه efficiency در جمله های نمونه

1. anode efficiency
ترجمه بازده آند

2. mehri is a wonder of efficiency
ترجمه مهری از نظر کارایی اعجوبه است.

3. the new employee's diligence and efficiency impressed everyone
ترجمه پرکاری و لیاقت کارمند جدید همه را تحت تاثیر قرار داد.

4. the company's dependence on her skill and efficiency grew daily
ترجمه اعتماد شرکت به مهارت و کاردانی او روز به روز بیشتر می‌شد.

5. . . . with consequent injury to the men's morale and efficiency
ترجمه . . . با لطمه‌ی بعدی به روحیه‌ی افراد و کارایی آنان

6. Fairness, rather than efficiency, is the guiding principle.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]عدالت، به جای بازدهی، اصل راهنما است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]عدالت، به جای بهره وری، اصل هدایت است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Efficiency comes from diligence. In shortage in the play ground transportation into Si, was destroyed by the idler.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کفایت از دلیجان می‌آید با کمبود وسایل حمل و نقل زمینی به سی، بی‌کار از بین رفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کارایی از سعی و کوشش است در کمبود حمل و نقل در زمین بازی به Si، توسط idler نابود شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Streamlining cars increases their fuel efficiency.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خودروهای Streamlining بازده سوخت خود را افزایش می‌دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رفع کردن اتومبیل باعث افزایش بازده سوخت می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Friction lowers the efficiency of a machine.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اصطکاک باعث کاهش کارایی یک ماشین می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اصطکاک کارایی دستگاه را کاهش می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Her efficiency and intelligence are beyond question.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کارایی و هوش او مافوق یک سوال است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کارآیی و هوشمندی او فراتر از سوال است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. He ran the company with ruthless efficiency.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او با کارآمدی بی‌رحمانه‌ای شرکت را اداره کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او این شرکت را با بهره وری بی رحم اجرا کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. We must continue to strive for greater efficiency.
ترجمه کاربر [ترجمه مهرشاد] ما باید برای رسیدن به کارایی( بازده) بیشتر به تلاشمان ادامه دهیم.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما باید به تلاش برای کارایی بیشتر ادامه دهیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما باید برای رفع بیشتر تلاش کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The production efficiency is lamed by the old machines.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بازده تولید توسط ماشین‌های قدیمی بی‌حس شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]راندمان تولید توسط ماشین های قدیمی پوشیده شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. We were most impressed with your efficiency.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما بیشتر از کارایی که کردی، تحت‌تاثیر قرار گرفتیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما بیشتر با کارایی شما مواجه شدیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. It was achieved with minimum fuss and maximum efficiency.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این کار با کم‌ترین سر و صدا و حداکثر بهره‌وری به دست آمد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با حداقل سر و صدا و حداکثر بازدهی به دست آمد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. The two companies consolidated for greater efficiency.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این دو شرکت به دلیل کارایی بیشتر تحکیم یافتند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این دو شرکت برای بهره وری بیشتر ادغام شدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

17. Because of the engine's efficiency the car has very low running costs .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به دلیل کارایی موتور اتومبیل هزینه‌های اجرایی بسیار پایینی دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با توجه به کارایی موتور، هزینه های در حال اجرا بسیار کم است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

18. There are many ways to increase agricultural efficiency in the poorer areas of the world.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]راه‌های زیادی برای افزایش بهره‌وری کشاورزی در مناطق فقیرنشین جهان وجود دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]راه های زیادی برای افزایش بهره وری کشاورزی در مناطق فقیر جهان وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف efficiency

کفایت (اسم)
plenty , sufficiency , competence , adequacy , efficiency , autarchy , autarky
سودمندی (اسم)
efficiency , usefulness , utility , expedience , expediency , yield , earning power , productivity , profitableness
بهره وری (اسم)
efficiency
بازده (اسم)
efficiency , revenue , turnover , yield , output
کارایی (اسم)
performance , proficiency , efficiency
راندمان (اسم)
efficiency
تولید (اسم)
efficiency , genesis , generation , manufacture , production , output , production rule , turn-out
میزان لیاقت (اسم)
efficiency
پرکاری (اسم)
efficiency , labor-intensiveness
فعالیت مفید (اسم)
efficiency
عرضه (اسم)
skill , exposition , efficiency , offer , presentation , proffer

معنی عبارات مرتبط با efficiency به فارسی

آپارتمان یک اتاقه، آپارتمان کوچک
(مهندسی که کارش زیاد کردن بازده و کارآیی صنایع و شرکت ها است) کارشناس بازده ساز، بازده آور، مهندس کارآیی
بازده آند

معنی efficiency در دیکشنری تخصصی

efficiency
[حسابداری] کارآئی
[شیمی] بازده
[عمران و معماری] بازده - راندمان - کارآیی - سودبخشی - کارآمدی
[کامپیوتر] راندمان ، بازده .
[برق و الکترونیک] بازده ، راندمان
[مهندسی گاز] بازده ، راندمان ، کارائی
[زمین شناسی] بازده ، راندمان
[بهداشت] کارآیی - بازدهی
[صنعت] بازدهی - انجام درست کار.
[ریاضیات] کارایی
[خاک شناسی] راندمان
[پلیمر] بازدهی
[آمار] کارآیی
[آب و خاک] بازدهی، کارائی
[حسابداری] کارآئی و توجیه اقتصادی
[حسابداری] کارآئی و هم افزائی
[معدن] منحنیهای بازدهی (جدایش)
[برق و الکترونیک] فاکتور راندمان
[ریاضیات] کارایی، نمونه گیری خوشه ای، سودبخشی نمونه گیری خوشه ای
[ریاضیات] سودبخشی برآورد نسبتی
[ریاضیات] سود بخشی طبقه ای
[ریاضیات] سود بخشی نمونه گیری دو مرحله ای
[آب و خاک] بازده جهش آبی
[صنعت] نرخ کارایی
[آمار] کارآیی مجانبی مطلق
[برق و الکترونیک] بازدهی آمپر-ساعت بازدهی یک باتری ، برابر با نسبت آمپر - ساعت خروجی به آمپر - ساعت ورودی لازم برای پر شدن مجدد.
[برق و الکترونیک] بازدهی آند ؛ بازدهی جوشن نسبت توان ای - سی بار توان ورودی دی - سی آند در یک لامپ الکترونی .
[ریاضیات] کارایی مجانبی
[آمار] کارآیی مجانبی
[ریاضیات] کارایی نسبی مجانبی
[آمار] کارآیی نسبی مجانبی
[عمران و معماری] بازده بارومتری
[آب و خاک] راندمان بارومتری
[عمران و معماری] کارآیی اتوبوس
[آمار] کارآیی چرنوف
[نساجی] راندمان تمیز کاری
[عمران و معماری] ضریب کارآیی

معنی کلمه efficiency به انگلیسی

efficiency
• competence, productivity (without waste of time or effort); hotel room having a small kitchen area and a table
• efficiency is the quality of being able to do a task successfully and without wasting time or energy.
• efficiency refers to the difference between the amount of energy a machine needs to make it work, and the amount it produces; a technical term in physics.
efficiency measure
• action taken to save time or energy
aerodynamic efficiency
• degree of effectiveness of a design for dealing with the effects of wind and gases on a body
energy efficiency
• ratio between the amount of energy produced which is used efficiently and the amount which is wasted
improving efficiency
• increasing the level of efficiency
increasing efficiency
• making more efficient, causing something to be done more effectively
labor efficiency
• level of effectivity of work, efficiency of work
luminous efficiency
• relation between the amount of beneficial light emitted and the amount of wasted light
maximum efficiency
• greatest possible efficiency
steps for improving efficiency
• procedures for achieving greater efficiency
thermal efficiency
• relation between the amount of heat that is preserved to the amount of heat that is wasted

efficiency را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی efficiency

bahar ٠٩:٣١ - ١٣٩٦/٠٩/٢٢
کارایی
|

فاطمه شهرکی ٢٠:١٠ - ١٣٩٦/٠٩/٢٥
بازده
|

فرهاد سليمان‌نژاد ١٦:٢٦ - ١٣٩٧/٠٧/٠١
كارامدي
|

فرهاد سليمان‌نژاد ٢٢:١٦ - ١٣٩٧/٠٩/٠٦
پشتكار
|

shirfahm.com ١٢:١٣ - ١٣٩٧/١١/٠١
خودرو: کارایی، بازده، راندمان
|

پیشنهاد شما درباره معنی efficiency



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی efficiency
کلمه : efficiency
املای فارسی : اففیکینکی
اشتباه تایپی : ثببهزهثدزغ
عکس efficiency : در گوگل


آیا معنی efficiency مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )