برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1322 100 1

effloresce


معنی: شکوفه کردن، گل کردن، شوره کردن
معانی دیگر: (شیمی - به واسطه ی از دست دادن آب از حالت بلورین به پودر تبدیل شدن یا به واسطه ی تغییرات شیمیایی دارای رویه ای از پودر سفید شدن) شوره بستن یا زدن، شکوفیدن، شکفتن، رونق گرفتن، شکوفا بودن یا شدن

بررسی کلمه effloresce

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: effloresces, efflorescing, effloresced
(1) تعریف: to flower vigorously; bloom.

(2) تعریف: in chemistry, to become powdery or crystalline by chemical change or by evaporation upon exposure to air.

مترادف effloresce

شکوفه کردن (فعل)
bloom , bud , effloresce
گل کردن (فعل)
flourish , flower , effloresce
شوره کردن (فعل)
effloresce

معنی effloresce در دیکشنری تخصصی

effloresce
[پلیمر] از دست دادن آب تبلور

معنی کلمه effloresce به انگلیسی

effloresce
• flower, blossom

effloresce را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی effloresce
کلمه : effloresce
املای فارسی : اففلرسک
اشتباه تایپی : ثببمخقثسزث
عکس effloresce : در گوگل

آیا معنی effloresce مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )