برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1325 100 1

elaborated

واژه elaborated در جمله های نمونه

1. he never elaborated on that rumor
او هرگز درباره‌ی آن شایعه وارد جزئیات نشد.

2. the japanese took this simple idea and elaborated it
ژاپنی‌ها این فکر ساده را گرفتند و روی آن سخت کار کردند.

3. She elaborated on the next day's menu.
[ترجمه ترگمان]او در منوی روز بعد به تفصیل شرح داد
[ترجمه گوگل]او در منوی روز بعد توضیح داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. This point will be elaborated further in the next chapter.
[ترجمه ترگمان]این نکته در فصل بعدی به تفصیل شرح داده خواهد شد
[ترجمه گوگل]این نکته در فصل بعدی بیشتر توضیح داده خواهد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The headmaster elaborated upon the idea for a new school uniform.
[ترجمه ترگمان]مدیر کل این ایده را برای یک لباس رسمی مدرسه برنامه‌ریزی کرده بود
[ترجمه گوگل]سرپرست این ایده را برای یک لباس جدید مدرسه توضیح داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He elaborated on the subje ...

معنی کلمه elaborated به انگلیسی

elaborated
• elaborate, detailed, complicated; carefully planned, worked out in great detail; developed in precise detail
elaborated on
• explained more thoroughly, explained in greater detail

elaborated را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

زینب زرمسلک
تکامل یافته، پیچیده تر/ جزئی تر/ مفصل و مبسوط شده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی elaborated مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )