برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1284 100 1

elderly

/ˈeldərli/ /ˈeldəli/

معنی: مسن، سالخورده
معانی دیگر: پیر، سالمند، نیمه سالخورده، میانسال، در آستانه ی پیری

بررسی کلمه elderly

صفت ( adjective )
مشتقات: elderliness (n.)
• : تعریف: aging or rather old.
مترادف: aged, old
متضاد: young, youthful
مشابه: advanced, hoary, over the hill, senescent

واژه elderly در جمله های نمونه

1. an elderly gentleman who has had a cataract operation
مرد پیری که تحت عمل جراحی آب مروارید قرار گرفته است.

2. the elderly can contribute much to the society
سالمندان می‌توانند خیلی به اجتماع کمک کنند.

3. the elderly were penned up in their houses
سالمندان در خانه‌های خود زندانی شده بودند.

4. home for the elderly
خانه‌ی سالمندان

5. housing for the elderly
خانه برای سالمندان

6. the delicacy of an elderly person's health
آسیب‌پذیری مزاج شخص سالخورده

7. it is said that the elderly revert to their childhood habits
گفته می‌شود که سالمندان به عادات کودکی خود بازگشت می‌کنند.

8. out of consideration for his elderly parents
به خاطر رعایت حال والدین سالخورده‌اش

9. she was accompanied by an elderly gentleman with gray hair
او توسط آقای سالمندی با موی خاکستری همراهی می‌شد.

10. the shopkeeper who regularly nicked his elderly customers
مغازه‌داری که مرتبا مشتریان سالخورده‌ی خود را تیغ می‌زد

11. these seats are reserved for the elderly and the handicapped
این صندلی‌ها مختص سالمندان و معلولان است. ...

مترادف elderly

مسن (صفت)
aged , elderly , old
سالخورده (صفت)
aged , elderly , old , aging , senile , senescent , hoary

معنی elderly در دیکشنری تخصصی

elderly
[بهداشت] سالمند - پیر

معنی کلمه elderly به انگلیسی

elderly
• old, aged, senior
• aged people collectively
• elderly people are old.
• you can refer to old people in general as the elderly.

elderly را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

دیاکو ابراهیمی
کهنه، قدیمی
سمیرا فراهانی
ریش‌سفید/گیس‌سفید
فرزانه جمشیدی
کلمه ایی مودبانه بجای پیر
سالمند
محمد م
این کلمه همراه با the به عنوان اسم نیز کاربرد دارد و به افراد مسن (به عنوان یک گروه) گفته می شود . دقت شود که The Elderly به این معنا می باشد نه Elderly . به عنوان مثال :
The city is building new housing for the elderly
ساینا پناهی
پیر،قدیمی،کهنه،مسن،سالمند،
ساینا پناهی
معدبانه ی old

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی elderly
کلمه : elderly
املای فارسی : الدرلی
اشتباه تایپی : ثمیثقمغ
عکس elderly : در گوگل

آیا معنی elderly مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )