برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1285 100 1

elite

/əˈliːt/ /eɪˈliːt/

معنی: زبده، نخبه، گلچین
معانی دیگر: (بیشتر با فعل جمع) نخبه، نخبگان، برگزیدگان، نورچشمی، سرآمد، تراز اول، گل سرسبد، دستچین، بهترین نوع، سرامدن، برگزیدن، ممتاز

بررسی کلمه elite

اسم ( noun )
(1) تعریف: (usu. used with a pl. verb) the best, taken collectively.
مترادف: best, cream
متضاد: dregs
مشابه: aristocracy, cr�me de la cr�me, nonpareil, pick

- The prizewinners were the elite among the competitors.
[ترجمه ترگمان] The، نخبگان در میان رقبا بودند
[ترجمه گوگل] جایزه برندگان در میان رقبای نخبه بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: (used with a pl. verb) those having the greatest authority or privilege or highest status.
متضاد: common, riffraff
مشابه: aristocracy, bigwigs, establishment, gentry, haut monde, jet set, nobility, society, upper class, upper crust

- It's a posh restaurant and caters to the elite.
[ترجمه ترگمان] این رستوران شیک و شیک است و به نخبگان کمک می‌کند
[ترجمه گوگل] این یک رستوران شیک است و به نخبگان کمک می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: a type size, as on a typewriter, with twelve characters per inch.
صفت ( adjective )
• : تعریف: chosen as the b ...

واژه elite در جمله های نمونه

1. elite paratroopers
چتر بازان نخبه

2. the elite of coffees
قهوه‌ی ممتاز

3. he is among the elite in the iranian society
او در زمره‌ی نخبگان جامعه‌ی ایران است.

4. the vain emulation of the elite
برتری جویی بیهوده از نخبگان

5. Only the educational elite go to Oxford or Cambridge.
[ترجمه ترگمان]تنها نخبگان آموزشی به آکسفورد یا کمبریج می‌روند
[ترجمه گوگل]فقط نخبگان آموزشی به آکسفورد یا کمبریج می روند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. In these countries, only the elite can afford an education for their children.
[ترجمه ترگمان]در این کشورها، تنها نخبگان می‌توانند هزینه تحصیل فرزندانشان را تقبل کنند
[ترجمه گوگل]در این کشورها تنها نخبگان میتوانند برای فرزندان خود آموزش ببینند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Public opinion is influenced by the small elite who control the media.
[ترجمه ترگمان]افکار عمومی تحت‌تاثیر نخبگان کوچکی قرار می‌گیرد که رسانه‌ها را کنترل می‌کنند
[ترجمه گوگل]افکار عمومی ...

مترادف elite

زبده (اسم)
compendium , abstract , elite , cream , prime , compend , extract
نخبه (اسم)
elite , flower
گلچین (اسم)
elite , varia

معنی elite در دیکشنری تخصصی

elite
[کامپیوتر] الیت . - نوعی ( شکل حرف ) ماشین تحریر که 12 کاراکتر در هر اینچ جای میدهد . نگاه کنید به pica, pitch . نزدیکترین شکل حرف کامپیوتری به elite شکل حرف 10 نقطه ای courier است .
[بهداشت] سرآمد - نخبه
[کامپیوتر] یکی دیگر از شرکت های تولید کننده مادربورد رایانه می باشد. از دیگر محصولات لپ تاپ و گرافیک نیز هست .
[کامپیوتر] یک اندازه تحریر که دوازده کاراکتر را در هر اینچ تحریر قرار می دهد .

معنی کلمه elite به انگلیسی

elite
• something which is the best, choicest part of something; socially superior group, upper class; size of type on a typewriter
• select, choice, upper-class, aristocratic
• an elite is a group of the most powerful, rich, or talented people in a society.
• elite people or organizations are considered to be the best of their kind.
elite infantry
• highly trained foot soldiers (commandos, etc.)
elite unit
• specially trained military unit
economical elite
• upper class, wealthy element of a society
social elite
• group of important people in society, upper class, highest-ranking members of society
the elite
• specially chosen group, upper class

elite را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فواد بهشتی
نور چشمی، آقا زاده
Vafa
اشراف
حسن امامی
اقلیت پول دار و زور دار
علی یزدانی
در فوتبال یعنی مدرن . فوتبال مدرن و پیشرفته و به روز
الهام
کله‌گنده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی elite
کلمه : elite
املای فارسی : آالیت
اشتباه تایپی : ثمهفث
عکس elite : در گوگل

آیا معنی elite مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )