برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1316 100 1

eloquence

/ˈeləkwəns/ /ˈeləkwəns/

معنی: عبارت سازی، فصاحت، سخنوری، شیوایی، علم فصاحت، علم بیان، طلاقت لسان، خوش زبانی
معانی دیگر: بلاغت، گویایی، رسایی، خوش بیانی، پسندیده گویی، بالندگی

بررسی کلمه eloquence

اسم ( noun )
(1) تعریف: skill or ability to use language that impresses or persuades.
مشابه: expression, rhetoric

- The salesman's eloquence persuaded many to purchase his so-called remedies.
[ترجمه ترگمان] این eloquence فروشنده بسیاری را ترغیب کرد که به اصطلاح درمان‌های موسوم به او را خریداری کنند
[ترجمه گوگل] فصاحت فروشندگان بسیاری را متقاعد کرده است که به اصطلاح راه های خود را خریداری کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The eloquence with which she wrote her essays impressed her professors.
[ترجمه ترگمان] The که او می‌نوشت، استادان او را تحت‌تاثیر قرار داد
[ترجمه گوگل] فصاحتی که او با آن نوشته های خود را نوشت، به استادانش تحت تاثیر قرار گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: powerful, impressive, or persuasive writing or esp. speaking.
مشابه: expression, oratory

واژه eloquence در جمله های نمونه

1. molavi's intellectual depth and sa'di's eloquence
ژرف اندیشی مولوی و شیوایی سعدی

2. Wealth of words is not eloquence.
[ترجمه ترگمان]ثروت کلمات فصاحت نیست
[ترجمه گوگل]ثروت از کلمات، فصاحت نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Unprofitable eloquence is like the cypress, which is great and tall, but bears no fruit.
[ترجمه ترگمان]این سرو فصاحت همچون the است که بزرگ و بلند است، اما میوه ندارد
[ترجمه گوگل]فصاحت بی ثمر مانند سایپرس است که بزرگ و بلند است، اما هیچ میوه ای ندارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Love and business teach eloquence.
[ترجمه ترگمان]عشق و تجارت فصاحت را آموزش می‌دهند
[ترجمه گوگل]عشق و کسب و کار فقه را آموزش می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. We were swept along by her eloquence.
[ترجمه ترگمان]ما با فصاحت و بلاغت او بازی کردیم
[ترجمه گوگل]ما با فصاحتش همراه شدیم
[ترجمه شما] ...

مترادف eloquence

عبارت سازی (اسم)
rant , bombast , grandiloquence , elocution , eloquence , oratory , prate
فصاحت (اسم)
elocution , eloquence , oratory
سخنوری (اسم)
eloquence , poetic craft , poetic gift
شیوایی (اسم)
eloquence
علم فصاحت (اسم)
eloquence
علم بیان (اسم)
eloquence
طلاقت لسان (اسم)
eloquence
خوش زبانی (اسم)
eloquence , oratory , silver tongue , smooth tongue

معنی عبارات مرتبط با eloquence به فارسی

فصاحتی که دراثرخوردن شراب پیدامیشود

معنی کلمه eloquence به انگلیسی

eloquence
• fluent and appropriate manner of speaking
• eloquence is the ability to speak and write well and in a convincing way.
• the art of speaking or writing well and in a convincing way.

eloquence را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Binazir
فصاحت
یوسف صابری
بلاغت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی eloquence
کلمه : eloquence
املای فارسی : القونک
اشتباه تایپی : ثمخضعثدزث
عکس eloquence : در گوگل

آیا معنی eloquence مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )