انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1068 100 1

embark on

تلفظ embark on
تلفظ embark on به آمریکایی تلفظ embark on به انگلیسی

واژه embark on در جمله های نمونه

1. Never embark on what comes after without having mastered what goes before.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هرگز به چیزی که پس از آن که بر آنچه پیش‌تر می‌رود دست نزنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هرگز چیزی را که بعد از آن بدون تسلط بر آنچه پیش می آید، وارد نکنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Maybe it doesn't matter which road we embark on. Maybe what matters is that we embark.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شاید اهمیتی نداشته باشد که به کدام جاده برویم شاید چیزی که مهمه اینه که ما سوار هواپیما میشیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شاید مهم نیست که جاده ای که در آن راه می رویم شاید مهم است که ما در حال راه اندازی هستیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. She was now ready to embark on her journey of adventure.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اکنون آماده بود که سفر ماجراجویی را شروع کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او اکنون آماده است تا سفر خود را از ماجراجویی آغاز کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. She was about to embark on a major expedition.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اون می‌خواست یه ماموریت بزرگ رو شروع کنه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در حال رفتن به یک اکسپدیشن بزرگ بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The board decided to embark on aggressive overseas expansion.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هییت مدیره تصمیم گرفت با شروع به توسعه تهاجمی در خارج از کشور اقدام کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هیئت مدیره تصمیم گرفت تا در حال توسعه گسترش تهاجمی در خارج از کشور باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Some forethought and preparation is necessary before you embark on the project.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پیش از شروع پروژه، پیش از شروع پروژه با احتیاط و آمادگی لازم است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قبل از اینکه به پروژه بپیوندید، پیش بینی و آماده سازی لازم است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. She is about to embark on a diplomatic career.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او می‌خواهد حرفه دیپلماتیک خود را شروع کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در حال رفتن به یک حرفه دیپلماتیک است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The band are about to embark on a six-month world tour.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گروه در حال سوار شدن به یک تور جهانی شش‌ماهه هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این گروه در حال رفتن به یک تور جهانی در شش ماهه است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. He is about to embark on a new business venture.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او می‌خواهد وارد یک کسب‌وکار جدید تجاری شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در حال رفتن به یک سرمایه گذاری جدید کسب و کار است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. He must also embark on a grueling course of longer-term reforms.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او همچنین باید روند خسته‌کننده اصلاحات بلند مدت را آغاز کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او همچنین باید به دوره ای خسته کننده از اصلاحات بلند مدت ادامه دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Once at the 000 Island Resort region, embark on a cruise aboard the lake's still waters.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک‌بار در منطقه تفریحی جزیره، سفر دریایی به درون آب‌های آرام دریاچه آغاز می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک بار در جزیره جزیره توچال منطقه، بر روی یک کروز بر روی آب های دیگر دریاچه قرار دهید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. He volunteered to embark on a dangerous secret mission into occupied France.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]داوطلب شد که ماموریت مخفی خطرناکی را در فرانسه اشغال کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او داوطلب شد تا ماموریت خطرناکی را در فرانسه اشغال کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Before you embark on a journey of revenge, dig two graves. Confucius
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قبل از اینکه سوار یه سفر انتقام بشید، دوتا قبر بکنید کنفوسیوس
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قبل از اینکه در سفر انتقام بمانید، دو گور را بکشید کنفوسیوس
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Nimbus should be strongly encouraged to embark on the complete oeuvre of Gotschalk with Alan Marks.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برای سوار شدن به آخرین شاهکار of با آلن مارکز به شدت تشویق می‌شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Nimbus باید به شدت تشویق شود که به تکامل کامل Gotschalk با Alan Marks بپیوندد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Surely this is too early to embark on new ideas - obscuring what we have so painstakingly created.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مطمئنا این خیلی زود است که ایده‌های جدید را شروع کنیم - چیزی که ما با زحمت ایجاد کرده‌ایم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مطمئنا این خیلی زود است که به ایده های جدیدی بپردازیم - چیزی که ما آنقدر زحمت کشیدیم را پوشانده ایم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه embark on به انگلیسی

embark on
• begin, start, set about, undertake, launch, plunge into
embark on an activity
• begin doing something

embark on را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

Mina ١٥:٤٦ - ١٣٩٧/٠١/٢٦
آغاز کردن
|

Sounia ١٣:١٥ - ١٣٩٧/٠٤/١٥
مبادرت كردن به،اقدام كردن به
|

تتتتت ١٧:٥٢ - ١٣٩٧/٠٩/٠٥
از صفر شروع کردن
|

حسن امامی ٢٢:٠٠ - ١٣٩٧/١١/٠١
embark on/upon sth
شروع کردن یک کار نو و جدید
|

میلاد علی پور ١٧:٠٤ - ١٣٩٧/١٢/١٩
انجام دادن, اجرا کردن
|

محدثه فرومدی ٢٠:١٨ - ١٣٩٨/٠٤/١٨
پرداختن به
|

محدثه فرومدی ١٣:٢٩ - ١٣٩٨/٠٧/٢٣
دست زدن به کاری
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر



آیا معنی embark on مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )