برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1325 100 1

embark on

واژه embark on در جمله های نمونه

1. Never embark on what comes after without having mastered what goes before.
[ترجمه ترگمان]هرگز به چیزی که پس از آن که بر آنچه پیش‌تر می‌رود دست نزنید
[ترجمه گوگل]هرگز چیزی را که بعد از آن بدون تسلط بر آنچه پیش می آید، وارد نکنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Maybe it doesn't matter which road we embark on. Maybe what matters is that we embark.
[ترجمه ترگمان]شاید اهمیتی نداشته باشد که به کدام جاده برویم شاید چیزی که مهمه اینه که ما سوار هواپیما میشیم
[ترجمه گوگل]شاید مهم نیست که جاده ای که در آن راه می رویم شاید مهم است که ما در حال راه اندازی هستیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She was now ready to embark on her journey of adventure.
[ترجمه ترگمان]اکنون آماده بود که سفر ماجراجویی را شروع کند
[ترجمه گوگل]او اکنون آماده است تا سفر خود را از ماجراجویی آغاز کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. She was about to embark on a major expedition.
[ترجمه ترگمان]اون می‌خواست یه ماموریت بزرگ رو شروع کنه
[ترجمه گوگل]او د ...

معنی کلمه embark on به انگلیسی

embark on
• begin, start, set about, undertake, launch, plunge into
embark on an activity
• begin doing something

embark on را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mina
آغاز کردن
Sounia
مبادرت كردن به،اقدام كردن به
تتتتت
از صفر شروع کردن
حسن امامی
embark on/upon sth
شروع کردن یک کار نو و جدید
میلاد علی پور
انجام دادن, اجرا کردن
محدثه فرومدی
دست زدن به کاری، پرداختن به
افشین
اقدام کردن به

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی embark on مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )