برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1280 100 1

embosom

/emˈbʊzəm/ /ɪmˈbʊzəm/

معنی: در اغوش گرفتن، بغل کردن، عزیز داشتن
معانی دیگر: (قدیمی) در آغوش گرفتن، در بر گرفتن، گرامی داشتن

بررسی کلمه embosom

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: embosoms, embosoming, embosomed
• : تعریف: to shelter or envelop protectively.

واژه embosom در جمله های نمونه

1. He was born in a village embosomed in hills.
[ترجمه ترگمان]او در دهکده‌ای در embosomed به دنیا آمده بود
[ترجمه گوگل]او در یک روستایی که در تپه ها قرار داشت متولد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. She is glad to embosom his affection.
[ترجمه ترگمان]از این که او را دوست دارد خوشحال است
[ترجمه گوگل]او خوشحال است که از محبت او خوشش می آید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She is glad to embosom his affections.
[ترجمه ترگمان]از این که به affections علاقه دارد خوشحال است
[ترجمه گوگل]او خوشحال است که از عواطف خود رنج می برد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I embosom Simple Life. I'd love to help others because I'm sure lots of people are willing to help me.
[ترجمه ترگمان]من زندگی ساده دارم دوست دارم به دیگران کمک کنم، چون مطمئنم خیلی‌ها می‌خواهند به من کمک کنند
[ترجمه گوگل]من زندگی ساده ای را امتحان کردم من دوست دارم به دیگران کمک کنم چون مطمئن هستم که تعداد زیادی از مردم مایل به من هستند
[ترجمه شما] ...

مترادف embosom

در اغوش گرفتن (فعل)
embrace , clasp , entwine , entwist , hug , cuddle , embosom , enclasp , enfold , enclose
بغل کردن (فعل)
embrace , hug , embosom
عزیز داشتن (فعل)
prize , embosom , esteem , endear , hold dear

معنی کلمه embosom به انگلیسی

embosom
• wrap, envelope, encircle; hug, embrace, hold close to the chest; admire

embosom را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

يار دلواري
در آغوش گرفتن
A deep inner feeling wellbeing happiness
احساس عمیق درونی خوشبختی است

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی embosom
کلمه : embosom
املای فارسی : امبسم
اشتباه تایپی : ثئذخسخئ
عکس embosom : در گوگل

آیا معنی embosom مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )