برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1354 100 1

embossing


معمارى : منبت

معنی embossing در دیکشنری تخصصی

embossing
[عمران و معماری] کفراژ
[زمین شناسی] پوشاندن کف ، قالب بندی ، منبت کاری
[نساجی] عملیات تکمیلی امباسینگ ( تکمیل کالندری که در آن نقوش بر جسته روی پارچه ایجاد می شود )
[ریاضیات] قلمزنی، چاپ برجسته، برجسته کاری
[نساجی] کالندر بر جسته
[پلیمر] غلتک حکاکی
[پلیمر] گرم کوبی

embossing را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

MORTEZA PADARLAR
ایجادآج یابه عبارتی ایجادفرورفتگی وبرامدگی برسطوح قطعات جهت گیرایی بهتر دست.
افشین حاجی طرخانی
(صنعت صحافی)‌: مهرکوبی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی embossing
کلمه : embossing
املای فارسی : امبوسینگ
اشتباه تایپی : ثئذخسسهدل
عکس embossing : در گوگل

آیا معنی embossing مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )