انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 951 100 1

emphasis

تلفظ emphasis
تلفظ emphasis به آمریکایی/ˈemfəˌsɪs/ تلفظ emphasis به انگلیسی/ˈemfəsɪs/

معنی: تاکید، تکیهء صدا، قوت، ضربه، اهمیت، تکیه
معانی دیگر: پافشاری، سفارش، (زبانشناسی - واژه یا عبارت و غیره) تکیه، تکیه ی کلام

بررسی کلمه emphasis

اسم ( noun )
حالات: emphases
(1) تعریف: special importance that one attaches to something or wishes to communicate to others.
مترادف: importance, significance, stress, weight
مشابه: attention, consequence, consideration, gravity

- The school places a lot of emphasis on creativity.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این مدرسه تاکید زیادی بر خلاقیت دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] مدرسه تاکید زیادی بر خلاقیت دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- She puts too much emphasis on the way she looks.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اون روی طرز نگاه کردنش خیلی تاکید می کنه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او تاکید زیادی بر نحوه نگاه او دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- The cooking show put a great deal of emphasis on the freshness of ingredients.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] برنامه پخت تاثیر زیادی بر تازگی مواد اولیه دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] نمایش پخت و پز تاکید زیادی بر طراوت مواد تشکیل شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: the most important part; focus of interest or concern.
مترادف: core, essence, focus, highlight
مشابه: backbone, basis, center, cornerstone, foundation

- Promoting goodwill is the emphasis of our organization.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] ترویج حسن‌نیت، تاکید سازمان ما است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] ترویج حسن نیت، تاکید سازمان ما است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: intensity or vigor of expression.
مترادف: energy, intensity, vigor
مشابه: force, power, strength, vitality

- The senator spoke out against the war with great emphasis and emotion.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] سناتور با تاکید و هیجان، از جنگ سخن می‌گفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] سناتور با تظاهرات و احساسات فراوان علیه جنگ صحبت کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(4) تعریف: stress given to a particular word, phrase, or idea.
مترادف: accentuation, stress
مشابه: accent

- "I will never tell!" she said, with strong emphasis on the word "never."
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] \" هرگز نخواهم گفت! او با تاکید شدید بر کلمه \"هرگز\" چنین گفت: \" هرگز \"
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] من هرگز نخواهم گفت! او گفت، با تأکید قوی بر کلمه 'هرگز'
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه emphasis در جمله های نمونه

1. his emphasis on reform
ترجمه پافشاری او در مورد اصلاحات

2. the emphasis should always be on the integrity and beauty of the poem
ترجمه تاکید باید همیشه روی انسجام و زیبایی شعر باشد.

3. put emphasis on
ترجمه مورد تاکید قراردادن،سفارش کردن،پافشاری کردن،اهمیت دادن به

4. the speaker's emphasis was on the word "conciliation"
ترجمه تکیه‌ی سخنران روی واژه‌ی ((آشتی)) بود.

5. in this class the emphasis is on mathematics
ترجمه در این کلاس تاکید روی ریاضیات است.

6. Too much emphasis is placed on research.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تاکید بیش از حد بر روی تحقیق است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تاکید بیش از حد بر تحقیق قرار می گیرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Morality was the emphasis of his speech.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اخلاق، تاکیدی بود بر گفتار او
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اخلاق تأکید سخنرانی وی بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. In Japan there is a lot of emphasis on politeness.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در ژاپن تاکید زیادی بر ادب و نزاکت وجود دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در ژاپن تاکید زیادی بر تمایلات جنسی وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. You always put too much emphasis on the last syllable.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تو همیشه روی آخرین کلمه تاکید می‌کنی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما همیشه بر روی هضم آخر تاکید می کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Some schools put/lay/place great emphasis on language study.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برخی از مدارس تاکید زیادی بر مطالعه زبان دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بعضی از مدارس توجه زیادی به مطالعه زبان دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. His slight emphasis on the word "Lady" was definitely mocking.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تاکید اندک او بر کلمه \"لیدی\" قطعا تمسخر آمیز بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تاکید کمی بر کلمه 'بانوی' قطعا فریبنده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The emphasis on social integration often served to obscure the real differences within the community.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تاکید بر یکپارچه‌سازی اجتماعی اغلب برای مبهم کردن تفاوت‌های حقیقی درون جامعه بکار می‌رفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تاکید بر ادغام اجتماعی اغلب به خنثی سازی تفاوت های واقعی در جامعه منجر می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. He placed great emphasis on the importance of family life and ties.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او تاکید زیادی بر اهمیت زندگی خانوادگی و روابط داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او تاکید زیادی بر اهمیت زندگی خانوادگی و روابط داشته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The emphasis on testing leads to greater stress among students and carries implications of failure.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تاکید بر آزمون منجر به استرس بیشتر در میان دانشجویان می‌شود و پیامدهای شکست را نیز به همراه دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تاکید بر تست منجر به استرس بیشتر در میان دانش آموزان می شود و پیامدهای شکست را به همراه دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. There is a lot of emphasis on maintaining local traditions .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تاکید بسیاری بر حفظ سنت محلی وجود دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تاکید زیادی بر حفظ سنت های محلی وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. They will also force schools to put more emphasis on teaching basic subjects.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها همچنین مدارس را وادار به تاکید بیشتر بر آموزش موضوعات اصلی خواهند کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها همچنین مدارس را مجبور می کنند تأکید بیشتری بر آموزش موضوعات اساسی داشته باشند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

17. The emphasis has shifted markedly in recent years.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این تاکید در سال‌های اخیر به طور قابل‌ملاحظه‌ای تغییر کرده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تاکید در سال های اخیر به طور قابل توجهی تغییر کرده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

18. The emphasis is on the final syllable.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تاکید بر کلمه آخر است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تاکید بر هضم نهایی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف emphasis

تاکید (اسم)
accent , emphasis , underscore , stress , affirmation , assertion , confirmation , punctuation
تکیهء صدا (اسم)
accent , emphasis
قوت (اسم)
strength , food , accent , emphasis , stress , intensity , bread , nutrition , nourishment , pith , punch , maintenance , vis
ضربه (اسم)
pelt , accent , emphasis , stress , impact , strike , stroke , thud , lash , acute , hook , tit , brunt , hack , flap , whop , sock , traumatism , whang
اهمیت (اسم)
matter , significance , emphasis , stress , circumstance , gravity , magnitude , moment , pith , valor , importance , dimension , notability
تکیه (اسم)
stop , support , stay , emphasis , rest , reliance , prop

معنی emphasis در دیکشنری تخصصی

[حسابداری] تاکید
[برق و الکترونیک] تاکید
[برق و الکترونیک] زبان شبیه سازی برای تایید مدارمجتمع زبانی شبیه به بیسیک برای طراحی قسمتهای آنالوگ مدارهای مجتمع سیگنال - ترکیبی ( آنالوگ و دیجیتال )
[برق و الکترونیک] اسپانس [ برنامه شبیه سازی با تأکید بر مدارهای مجتمع ] برنامه شبیه سازی برای مدل کردن الکتریکی ترانزیستورها که در دانشگاه کالیفرنیا ( برکلی) تهیه شده است و فروشندگان دیگری نیز نسخه های تصحیح شده آن را برای کاربردهای خاص ارائه می دهند.

معنی کلمه emphasis به انگلیسی

emphasis
• importance that is attached to something; accent or stress that is placed on a word or words
• emphasis is special importance that is given to an activity or to a part or aspect of something.
• emphasis is also extra force that you put on a word in order to make it seem more important.
lay emphasis
• emphasize, stress
with emphasis
• with stress, with extra attention

emphasis را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی emphasis

Nara ٢١:٢٢ - ١٣٩٧/١٠/٢٧
تاکید کردن
|

Mansoor67n ١١:٣٠ - ١٣٩٧/١١/٠٢
پا فشاری ویا تاکید کردن
|

farzaneh ٠٠:٥٢ - ١٣٩٨/٠٢/٠٨
نقطه ی توجه
|

میلاد علی پور ٠٥:٤٧ - ١٣٩٨/٠٤/٠٥
اصرار
|

پیشنهاد شما درباره معنی emphasis



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی emphasis
کلمه : emphasis
املای فارسی : امفسیس
اشتباه تایپی : ثئحاشسهس
عکس emphasis : در گوگل


آیا معنی emphasis مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )