انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 887 100 1

واژه encapsulation در جمله های نمونه

1. an encapsulation of his thoughts
ترجمه خلاصه‌ای (کوته واره‌ای) از اندیشه‌های او

2. Extensive traveling induces a feeling of encapsulation; and travel, so broadening at first, contracts the mind.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مسافرت گسترده، احساس of را القا می‌کند؛ و سفر، که در ابتدا گسترش می‌یابد، ذهن را منقبض می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سفر گسترده ای باعث ایجاد انعطاف پذیری می شود؛ و سفر، به طوری که در ابتدا گسترش، ذهن قرارداد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. It appears that this phenomenon requires the encapsulation by a head of a gradable modifying notion.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به نظر می‌رسد که این پدیده به encapsulation با یک مفهوم اصلاح gradable نیاز دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به نظر می رسد که این پدیده نیاز به کپسوله کردن توسط یک سر یک مفهوم اصلاح تدریجی دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Encapsulation has been used synonymously with other terms such as component and module.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Encapsulation با اصطلاحات دیگری مانند مولفه و ماژول به کار رفته‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Encapsulation به صورت مترادف با اصطلاحات دیگر مانند جزء و ماژول استفاده شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Our company adopted American advanced vacuum encapsulation technology and CMOS chip, the controllability Si AC contactors is peerless in national market.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شرکت ما تکنولوژی کپسوله کردن خلا پیشرفته آمریکایی و چیپ CMOS را تصویب کرد، the controllability Si Si in در بازار ملی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شرکت ما با استفاده از فناوری پیشرفته خلاء کامپوزیتی آمریکا و تراشه CMOS، کنتاکتورهای کنترل Si AC کنترل شده در بازار ملی بی نظیر است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. CMS describes an encapsulation syntax for data protection.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]CMS یک نحو ریزکپسوله سازی برای حفاظت از داده را توصیف می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]CMS یک نحو encapsulation برای حفاظت از داده ها را توصیف می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. In a scenario that involves encapsulation, decapsulation and TCP/IP through software, performing these functions on the host processor requires many CPU cycles to process the data and SCSI commands.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در یک سناریو که شامل کپسوله کردن، decapsulation و TCP \/ IP از طریق نرم‌افزار است، انجام این توابع روی پردازنده میزبان نیازمند چندین چرخه‌های CPU برای پردازش اطلاعات و فرمان‌های SCSI است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در یک سناریو که شامل encapsulation، decapsulation و TCP / IP از طریق نرم افزار است، انجام این عملکردها بر روی پردازنده میزبان نیاز به پردازش داده ها و دستورات SCSI دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. In most studies, encapsulation bras reduce up-and-down breast bounce best, particularly for large-breasted women, but are rated the least comfortable bra, which matters.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در بیشتر مطالعات، encapsulation به خاطر زنان با سینه بالا به بهترین شکل بالا و پایین، به ویژه برای زنان با سینه بالا کاهش یافت، اما در حال حاضر کم‌ترین کرست را از خود نشان می‌دهند که این امر اهمیت دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در اغلب مطالعات، سینه های کپسول زدن، گزاف گویی پستان بالا و پایین، به ویژه برای زنان سینه بزرگ، کاهش می یابد، اما کمترین سینه بند را در نظر می گیرند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The high vacuum encapsulation of field emission display was realized with low-melting-glass encapsulation technology and high-temperature sintering process.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کپسوله کردن خلا high در معرض تابش میدان با تکنولوژی ریزکپسوله سازی با ذوب کم و فرآیند - با دمای بالا محقق شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]انحصار بالا خلاء صفحه نمایش خروجی میدان دید با تکنولوژی انکوباسیون با شیشه ذوب پایین و فرآیند پخته شدن با درجه حرارت بالا به دست آمد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The Object - Oriented characters, such as encapsulation, inheritance, polymorphism and dynamic binding etc, increase the testing complexity.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ویژگی‌های شی گرا مانند ریزکپسوله سازی، وراثت، پلی مورفیسم و اتصال پویا و غیره، پیچیدگی آزمایش را افزایش می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شخصیت های Object-Oriented، مانند encapsulation، ارث، پلی مورفیسم و ​​اتصال پویا و غیره، پیچیدگی تست را افزایش می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The encapsulation efficiency and drug loading of triptolide-loaded poly (D, L-lactic acid) nanoparticles were analyzed by RP-HPLC and ultracentrifuge method in this study.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اثربخشی ریزکپسوله سازی و بارگیری دارو با نانوذرات با بار triptolide (D، L - لاکتیک)با روش RP - HPLC و ultracentrifuge در این مطالعه آنالیز شدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بازده کپسولاسيون و بارگذاری مواد داراي نانوذرات poly (D، L-lactic acid) با استفاده از روش RP-HPLC و روش اولترا سانتريفوژ در اين تحقيق مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. At present, most of the solar cell module encapsulation manufacturers to adopt the traditional laminator production, not only low efficiency, poor product quality, but also easy to cause damages.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در حال حاضر، اکثر تولیدکنندگان encapsulation cell با تولید the سنتی، نه تنها کارایی پایین، کیفیت محصول ضعیف را اتخاذ می‌کنند، بلکه به آسانی باعث ایجاد خسارت می‌شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در حال حاضر، اکثر تولیدکنندگان ماژول های سلول خورشیدی، برای تولید محصولات لامیناتور سنتی، نه تنها کم کارآیی، کیفیت محصولات ضعیف، بلکه همچنین به راحتی باعث خسارت می شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Be responsible for analysis problem - solving of encapsulation injection process.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مسئول تجزیه و تحلیل فرآیند تزریق کپسوله شده باشید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مسئول تجزیه و تحلیل مشکل - حل فرآیند تزریق کپسول
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The melanotic encapsulation of oocysts is a specific immune defence mechanism against Plasmodium infection, and is also a primary phenotype in the Plasmodium-refractory strain of An.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]The melanotic از oocysts یک مکانیزم دفاعی بدن در برابر عفونت Plasmodium است و فنوتیپ اصلی در کرنش Plasmodium - refractory یک ماده است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کپسول سازی ملانوسی اواسیست ها مکانیسم خاصی از ایمنی در برابر عفونت پلاسمودیوم است و همچنین یک فنوتیپ اولیه در کشف نسوز انسانی Plasmodium An می باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Data encapsulation and multi - tiered design go hand in hand.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کپسوله کردن داده‌ها و طراحی چند لایه دست به دست هم داده می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کپسوله سازی داده ها و طراحی چند لایه با دست به دست می آیند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی encapsulation در دیکشنری تخصصی

encapsulation
[کامپیوتر] کپسول سازی ، بسته سازی ، بسته بندی .
[برق و الکترونیک] بسته بندی ،کپسول کردن قرار دادن پوشش محافظ برای یک قطعه یا مجموعه از طریق فرو بردن آن در مذاب پلاستیک عایق یا ماده عایق دیگری که پس از سرد شدن ،محکم و سخت شود. برخی از مواد کپسول کننده ،عبارت اند از سیلیکون RTV ،اپوکسی و اکسید سیلیسیم (شیشه ) . - بسته بندی ، روپوش دار کردن
[صنایع غذایی] پوشش دار کردن : استفاده از مواد شیمیایی آلی ککمپلکس برای پوشش دار کردن ذرات یا مولکولهای مواد غذایی یا دارویی. در صنایع غذایی از کپسولهای بسیار ریز جهت حفظ مواد فرار و رنگی خوراکی و امثالهم برای افزودن یکنواخت به سیستمهای غذایی استفاده میشود.
[ریاضیات] محفوظ سازی اطلاعات، در حفاظ قرار دادن اطلاعات
[پلیمر] کپسولی شدن، کپسول دار شدن

معنی کلمه encapsulation به انگلیسی

encapsulation
• state of being enclosed within a capsule; act of placing or enclosing in a capsule; insertion of all methods and data needed for independent operation into one program; (telecommunications) inclusion of one data structure within another

encapsulation را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی encapsulation

فرهاد سليمان‌نژاد ١٤:٥١ - ١٣٩٦/١٠/٢٥
خلاصه‌سازي، چكيده كردن
|

فرهاد سليمان‌نژاد ١٤:٥١ - ١٣٩٦/١٠/٢٥
فشرده كردن، انباشتن
|

محسن ١٣:٥٧ - ١٣٩٧/١٢/٢١
محفظه-قالب
|

قدرت الله پناهی ٠٧:٥٣ - ١٣٩٨/٠١/١٤
(تخصصی: مهندسی پزشکی): پوشش دادن
|

پیشنهاد شما درباره معنی encapsulation



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر



آیا معنی encapsulation مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )