انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 663 100 1

endangered

تلفظ endangered
تلفظ endangered به آمریکایی/enˈdeɪndʒər/ تلفظ endangered به انگلیسی/ɪnˈdeɪndʒə/

(verb transitive) به مخاطره انداختن، در معرض خطر گذاشتن

بررسی کلمه endangered

صفت ( adjective )
(1) تعریف: exposed to danger.
مشابه: insecure

(2) تعریف: threatened with extinction, as a species of life.

واژه endangered در جمله های نمونه

1. alcohol endangered his health
ترجمه الکل سلامتی او را به مخاطره انداخت.

2. an endangered plant
ترجمه گونه‌ای گیاه که در معرض نابودی است

3. napoleon's ascendency in europe endangered britain's interests
ترجمه استیلای ناپلئون بر اروپا منافع بریتانیا را به خطر افکند.

4. those liberal men who endangered their own lives to defend the rights of others
ترجمه آن آزاده مردانی که برای دفاع از حقوق دیگران جان خود را به خطر انداختند

5. the giant panda is an endangered species
ترجمه پاندای عظیم‌الجثه در معرض انقراض است.

6. The list of endangered species includes nearly 600 fishes.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فهرست گونه های در معرض خطر شامل حدود 600 ماهی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. This island is maintained as a sanctuary for endangered species.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این جزیره به عنوان یک پناهگاه برای گونه های در معرض خطر نگهداری می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Mountain gorillas are an endangered species.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گوریل های کوهستانی یک گونه در معرض خطر هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. 14 per cent of primate species are highly endangered.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]14 درصد از گونه های پریمتیک به شدت در معرض خطر هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. They placed the African elephant on their endangered list.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها فیل فیل آفریقایی را در لیست خطرناکی خود قرار دادند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The society was set up to preserve endangered species from extinction.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جامعه برای حفاظت از گونه های در معرض خطر انقراض تنظیم شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The koala is listed among Australia's endangered animals.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کوالا در بین حیوانات در معرض خطر استرالیا قرار دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The lizards are classed as an endangered species .
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مارمولک ها به عنوان یک گونه در معرض خطر قرار دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The health of our children is being endangered by exhaust fumes.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سلامت کودکان ما به دلیل گازهای خروجی در معرض خطر است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Endangered species need to be kept secure from poachers.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گونه های خطرناک باید از شکارچی ها محافظت شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی عبارات مرتبط با endangered به فارسی

(گیاه یا جانور) در معرض نابودی، در خطر انقراض، در خطر انقراض the giant panda is an endangered species پاندای عظیمالجثه در معرض انقراض است

معنی کلمه endangered به انگلیسی

endangered
• at risk, in danger; in danger of extinction (about an animal or plant)
endangered himself
• exposed himself to risk, imperiled himself
endangered species
• species that are in danger of extinction, types of plants and animals that are at risk of dying out

پیشنهاد کاربران درباره معنی endangered

نازنین ١٥:٣٦ - ١٣٩٦/٠٦/٠١
انقراض شدن
|

سما ٢٣:٢٦ - ١٣٩٦/٠٧/٠٨
درخطر انقراض
|

نازیلا ١٨:١٦ - ١٣٩٦/٠٧/١١
در معرض انقراض
|

h ٢٢:١٠ - ١٣٩٦/٠٧/١٤
کمیاب
|

alireza ٢٠:٢٦ - ١٣٩٦/٠٧/١٥
در معرض خطر
|

ebitaheri ٠٩:١٧ - ١٣٩٦/٠٧/١٧
رو به نابودی ، در آستانه نابودی ، در مرز نابودی

در خطر ، در برابر خطر ، در آستانه خطر ، در مرز خطر

رو به انقراض ، در آستانه انقراض
|

Ayshan ١٦:١٠ - ١٣٩٦/٠٧/٣٠
رو به مرگ
|

niloo ٢٢:١٢ - ١٣٩٦/٠٧/٣٠
درمعرض انقراض
|

nafas ١١:٤٣ - ١٣٩٦/٠٨/٠٤
درمعرض انقراض
|

فائزه ١٢:٠١ - ١٣٩٦/٠٨/٠٤
خطر
|

توحید ١٧:٤٣ - ١٣٩٦/٠٨/٠٥
در خطر انقراض
|

وجیهه ٢٠:٠٣ - ١٣٩٦/٠٨/٠٦
در معرض انقراض و نابودی
|

KIA ١٦:٢١ - ١٣٩٦/٠٨/١١
در معانی مختلفی هستند یاتوجه در جمله و معنیش ترسناک خطرناک کمیاب
|

Mobina ٢٠:٠٥ - ١٣٩٦/٠٨/١٥
در معرض نابودی و انقراض
|

علیرضا ایزدی ١٣:٣٤ - ١٣٩٦/٠٩/٠١
انقراض شدن
|

Nana ١٥:٤٢ - ١٣٩٦/٠٩/٠١
درحال انقراض
|

سلنا ١٤:٣٤ - ١٣٩٦/٠٩/٠٧
خطرناک
|

طاهری ١٩:٢٦ - ١٣٩٦/١٠/٢٠
در معرض نیستی
|

پارسا ١١:٥١ - ١٣٩٦/١٠/٢٣
در حال انقراض
|

Kokp ١٥:٠٤ - ١٣٩٦/١٠/٢٣
در خطر انقراض
|

SjDh ١٨:١٠ - ١٣٩٦/١٠/٢٥
دَر مَعرَض خَطَر---دَر مَعرَض اِنقِراض---دَر خَطَر
|

N8A2S ١٥:٢٥ - ١٣٩٧/٠٢/٠٦
Endangered animals are in danger of disappearing from the world
|

Ros ٢٠:٣٦ - ١٣٩٧/٠٣/٠٢
منقرض شدن
Endangered animals are in danger of disappearing from the world
|

setareh ١٥:٥٣ - ١٣٩٧/٠٥/٠٢
یعنی در معرض خطر و نابودی
در معرض انقراض
|

علی قناد ١٢:٥٥ - ١٣٩٧/٠٥/٠٣
حیوانات در معرض انقراض مانند دلفین نهنگی یا پلنگ آمور یا تمساح پوزه کوتاه
|

rezilish ٠٠:٢٥ - ١٣٩٧/٠٧/١٥
در خطر انقراض
|

zahra ١٧:٥٥ - ١٣٩٧/٠٧/١٥
در معرض خطر
|

فاطمه ١٥:٣٠ - ١٣٩٧/٠٧/١٧
در حال انقراض
|

یاسمین ٠٧:٤١ - ١٣٩٧/٠٧/١٩
در معرض خطر
|

Miss.Tanɦa ١٢:٠٩ - ١٣٩٧/٠٧/١٩
Endangered animals are in danger of disappearing from the world
در معرض انقراض،در مرز نابود شدن
|

من یه دختر عاشقم به اسم کوثر من عاشق نیما هستم ١٨:٥٥ - ١٣٩٧/٠٧/٢٣
در معرض انقراض
|

Miss.Tanɦa ٢٣:٤٥ - ١٣٩٧/٠٧/٢٥
بد بخت اونم دوست داره نه؟نیما اقا هم روست داره کوثر
|

حدیث ١٣:٤٥ - ١٣٩٧/٠٧/٢٧
در معرض خطر
|

پیشنهاد شما درباره معنی endangered



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی endangered
کلمه : endangered
املای فارسی : اندنگرد
اشتباه تایپی : ثدیشدلثقثی
عکس endangered : در گوگل


آیا معنی endangered مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )