برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1287 100 1

endowment

/enˈdaʊmənt/ /ɪnˈdaʊmənt/

معنی: موهبت، اعطا، دارا
معانی دیگر: وقف، موقوفه، بخشش، دهش، عطیه، پیشیارش، شاد داد، اهداییه، (استعداد طبیعی و غیره) ودیعه، نعمت، داده، بهره مند سازی، دادن، ودیعه سپاری (استعداد و غیره)، پیوانش

بررسی کلمه endowment

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act of providing with a permanent fund or source of income, or the money so provided.
مشابه: grant

(2) تعریف: a natural capacity, talent, or skill.
مشابه: ability, aptitude, gift, knack, talent

واژه endowment در جمله های نمونه

1. our university received a large endowment
دانشگاه ما اعانه بزرگی را دریافت کرد.

2. she also had a generous endowment of intelligence
او همچنین از هوش سرشاری برخوردار بود.

3. We donate to the school endowment fund every year.
[ترجمه ترگمان]ما هر ساله به صندوق وقف مدرسه کمک می‌کنیم
[ترجمه گوگل]ما هر ساله به صندوق کمک هزینه مدرسه اهدا می کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The hospital was founded on an endowment fund.
[ترجمه ترگمان]این بیمارستان براساس یک صندوق وقف تاسیس شده‌است
[ترجمه گوگل]بیمارستان بر اساس صندوق تأسیس تاسیس شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The school has received an endowment of £50 000 to buy new books for the library.
[ترجمه ترگمان]این مدرسه حدود ۵۰ هزار پوند برای خرید کتاب‌های جدید به کتابخانه دریافت کرده‌است
[ترجمه گوگل]این مدرسه 50 هزار پوند برای خرید کتابهای جدید برای کتابخانه دریافت کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

مترادف endowment

موهبت (اسم)
gift , blessing , endowment
اعطا (اسم)
dispensation , endowment , vouchsafement
دارا (اسم)
endowment , possessor

معنی عبارات مرتبط با endowment به فارسی

بیمه ی عمر (با مدت معین)

معنی endowment در دیکشنری تخصصی

[حقوق] (عمل) وقف، هبه، اعطاء
[حقوق] وقف عام
[حقوق] عین موقوفه

معنی کلمه endowment به انگلیسی

endowment
• grant, award, donation; talent, gift, ability (furnished by god, nature, etc.)
• an endowment is a gift of money that is made to an institution such as a school or hospital.
• someone's endowments are their natural qualities and abilities; a formal use.
endowment fund
• fund from which sums of money are given
endowment policy
• an endowment policy is an insurance policy which will give you a sum of money after a certain number of years.

endowment را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نرجس
منظورش غیر از استعداد چیزایی که خدا خدادادی داده هم میشه مثلا هوش
توانایی انجام کار هایی که استعدادش رو داریم
Yoya
بیمه عمر مختلط
لیلی موسوی
برخورداری

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی endowment
کلمه : endowment
املای فارسی : اندومنت
اشتباه تایپی : ثدیخصئثدف
عکس endowment : در گوگل

آیا معنی endowment مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )