انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1068 100 1

ensconce

تلفظ ensconce
تلفظ ensconce به آمریکایی/ənˈskɑːns/ تلفظ ensconce به انگلیسی/ɪnˈskɒns/

معنی: پنهان شدن، پوشاندن، پناه دادن، استحکامات ساختن، خودرادرجانپناه جادادن
معانی دیگر: غنودن، آرام گرفتن، (با راحتی) قرار گرفتن، جایگزین شدن، (نادر) پنهان کردن، مستور کردن، (نادر) پناه دادن

بررسی کلمه ensconce

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: ensconces, ensconcing, ensconced
(1) تعریف: to position (oneself) firmly or comfortably.

- She was ensconced on the sofa and had no intention of moving.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] او روی کاناپه لم داده بود و قصد نداشت حرکت کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او روی مبل نشسته بود و قصد حرکت نداشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: to hide or cover, as for protection.
مشابه: secrete

واژه ensconce در جمله های نمونه

1. customs that ensconce themselves in the life of a people
ترجمه سنت‌هایی که در زندگی مردم جایگیر می‌شوند

2. He ensconced himself in the armchair.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خود را در صندلی راحت جا داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او خود را در صندلی گرفتار کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The kitten was ensconced in an easy chair.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بچه‌گربه در صندلی راحتی لم داده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بچه گربه در یک صندلی راحت گرفتار شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. After dinner, I ensconced myself in a deep armchair with a book.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بعد از شام، خود را در یک صندلی راحت غرق در کتاب پنهان کردم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پس از شام، من خود را در یک صندلی عمیق با یک کتاب گرفتم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. He ensconced himself in a armchair.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خود را روی یک صندلی راحت جا داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او خودش را در صندلی گرفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The cat ensconced itself in the armchair.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گربه روی صندلی راحت لمیده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گربه خودش را در صندلی نگه می دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Brian was ensconced behind the bar.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] برایان \"پشت بار قایم شده بود\"
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]براون در پشت نوار افتاد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Agnes had ensconced herself in the best bedroom.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگنس خود را در بهترین اتاق‌خواب پناه داده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آگنس خودش را در بهترین اتاق خواب گذاشته بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. She ensconced herself in the closet in order to eavesdrop.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او خودش را در کمد جا داد تا استراق‌سمع کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او خود را در گنجه برای استراق سمع قرار داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. John was happily ensconced at West Point.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جان در وست پوینت جا خوش کرده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جان با خوشحالی در غرب ایستاد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. They were ensconced in the cellar.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها در سرداب مخفی شده‌بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها در انبار غرق شدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. We have ensconced ourselves in the most beautiful villa in the South of France.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما خود را در زیباترین ویلای خود در جنوب فرانسه جا کرده‌ایم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما خودمان را در زیباترین ویلا در جنوب فرانسه محاصره کرده ایم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. We have ensconce ourselves in the most beautiful villa in the south of france.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما خود را در زیباترین ویلا در جنوب فرانسه ensconce
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما خودمان را در زیباترین ویلا در جنوب فرانسه محاصره می کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The Prime Minister is now firmly ensconced in Downing Street with a large majority.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نخست‌وزیر اکنون به شدت در خیابان داونینگ حضور دارد و اکثریت زیادی دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نخست وزیر در حال حاضر با اکثریت قاطع در خیابان داونینگ قرار دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Sure, he ensconced his old girlfriend Wendy Linka out there.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]البته، اون دوست دختر سابقش \"وندی Linka\" رو اونجا پیدا کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مطمئنا، او وندی لینکا، دوست دختر قدیمی خود را از آنجا خارج کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف ensconce

پنهان شدن (فعل)
abscond , hide , burrow , fudge , ensconce
پوشاندن (فعل)
ensconce , envelop , case , apparel , cover , mask , conceal , coat , veil , put on , sod , line , vest , deck , belay , bestrew , jacket , blanket , sheathe , shingle , camouflage , submerge , overcast , immerse , shroud , clothe , wear , crown , endue , infold , indue , suffuse
پناه دادن (فعل)
house , ensconce , shelter , harbor , refuge , fence , embower
استحکامات ساختن (فعل)
ensconce
خودرادرجانپناه جادادن (فعل)
ensconce

معنی کلمه ensconce به انگلیسی

ensconce
• insconce, establish oneself in safe or secure place; settle in in a relaxed manner; hide or place in a secure place
• if you ensconce yourself or are ensconced in a particular place, you put yourself there firmly and comfortably, with no immediate intention of moving away.

ensconce را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Aryan > Be afraid
کیومرث > که ویار
سعیده > pluralistic
امین > hypotenuse
که و یار > کهو
Kimiya > Fitting rome
سیدنیشابوری > broke the camels back
افسانه > دست مریزاد

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی ensconce
کلمه : ensconce
املای فارسی : انسکنک
اشتباه تایپی : ثدسزخدزث
عکس ensconce : در گوگل


آیا معنی ensconce مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )