برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1282 100 1

enslave

/ensˈleɪv/ /ɪnˈsleɪv/

معنی: بنده کردن، غلام کردن
معانی دیگر: برده کردن، به بندگی درآوردن، (مجازی) اسیر خود کردن

بررسی کلمه enslave

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: enslaves, enslaving, enslaved
مشتقات: enslaved (adj.), enslavement (n.), enslaver (n.)
• : تعریف: to cause to be a slave or to be in a condition of bondage.
مترادف: enthrall, subjugate, yoke
متضاد: emancipate, enfranchise, free, liberate, manumit
مشابه: capture, control, dominate, enchain, fetter, imprison, indenture, shackle, trammel

واژه enslave در جمله های نمونه

1. Women in this region were enslaved by poverty.
[ترجمه ترگمان]زنان در این منطقه با فقر اسیر شدند
[ترجمه گوگل]زنان در این منطقه تحت فقر قرار گرفتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. They've been enslaved and had to do what they were told.
[ترجمه ترگمان]ان‌ها اسیر بودند و مجبور بودند کاری را که به آن‌ها گفته‌اند انجام دهند
[ترجمه گوگل]آنها بردگی و مجبور به انجام آنچه گفته شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Her beauty enslaved many young men.
[ترجمه ترگمان]زیبایی او بسیاری از جوانان را برده بود
[ترجمه گوگل]زیبایی او را بردگان بسیاری از مردان جوان
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. We are increasingly enslaved by technology.
[ترجمه ترگمان]ما به طور فزاینده‌ای با تکنولوژی اسیر هستیم
[ترجمه گوگل]ما به طور فزاینده ای از طریق تکنولوژی به بردگی می رویم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف enslave

بنده کردن (فعل)
thrall , enthrall , enthral , enslave
غلام کردن (فعل)
enslave

معنی کلمه enslave به انگلیسی

enslave
• make into a slave, subjugate, dominate
• to enslave someone means to make them into a slave.
• to enslave people also means to keep them in a difficult situation from which they cannot escape.

enslave را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

جهان
به بردگی کشاندن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی enslave
کلمه : enslave
املای فارسی : انسلو
اشتباه تایپی : ثدسمشرث
عکس enslave : در گوگل

آیا معنی enslave مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )