انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 950 100 1

ensuing

تلفظ ensuing
تلفظ ensuing به آمریکایی تلفظ ensuing به انگلیسی

بعدی، پی آیند، پس آیند

واژه ensuing در جمله های نمونه

1. ensuing events proved the wisdom of his action
ترجمه رویدادهای بعدی خردمندانه بودن عمل او را اثبات کرد.

2. ensuing
ترجمه بعدی،پی آیند،پس آیند

3. in the ensuing months
ترجمه در (طی) ماه‌های بعد

4. I lost my bag in the ensuing chaos.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کیفم را در آشفتگی بعدی گم کردم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کیسه من را در هرج و مرج پس از آن از دست دادم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The ensuing argument had been bitter.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بحث بعدی تلخ بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]استدلال بعدی تلخ بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. In the ensuing fighting, two students were killed.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در درگیری پس از آن، دو دانشجو کشته شدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در این جنگ، دو دانشجو کشته شدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Wish you can benefit from our online sentence dictionary and make progress day by day!
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ای کاش شما می‌توانید از فرهنگ لغت آنلاین ما بهره‌مند شوید و روز به روز پیشرفت کنید!
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آرزو می کنم که بتوانید از فرهنگ لغت حکم آنلاین ما بهره مند شوید و روز به روز پیشرفت کنید!
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. He lost his job and in the ensuing months became more and more depressed.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او شغلش را از دست داد و در ماه‌های بعد بیشتر و بیشتر افسرده شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او کار خود را از دست داد و در ماه های بعد آن ها بیشتر و بیشتر افسرده شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. In the ensuing panic, they lost each other.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در وحشت بعدی، آن‌ها یکدیگر را از دست دادند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در این وحشت، آنها یکدیگر را از دست دادند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. They lost track of each other in the ensuing years.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها در سال‌های پس از آن یکدیگر را از دست دادند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها در سال های پس از آن ردیابی یکدیگر را از دست دادند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The two companies grew tenfold in the ensuing ten years.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این دو شرکت در ده سال بعدی ده برابر شدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این دو شرکت در ده سال بعد ده برابر رشد کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The situation deteriorated over the ensuing weeks.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این وضعیت در طی هفته‌های آتی بدتر شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این وضعیت در طول هفته های بعد بدتر شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. During the ensuing days every Ras and chieftain in the country must have been camped in and around Addis Ababa.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در طی روزه‌ای بعد، هر راس راس و رئیس در کشور باید در اطراف آدیس‌آبابا مستقر شده بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در طول روزهای پس از آن، هر رأس و رهبر در این کشور باید در داخل و اطراف آدیس آبابا به اردوگاه بپیوندند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. In the ensuing political rumpus John Major shamelessly distanced himself from his henchman.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در the که پس از آن، جان میجر، در rumpus، خود را از henchman دور کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جان مینور در ردیف سیاسی بعدی، خود را بی رحم خود را از دست اندرکارانش جدا کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. In the ensuing months, in hearing after hearing, Mulholland was dragged through an agonizing reappraisal of his career.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در ماهه‌ای پس از آن، در جلسه دادرسی پس از شنیدن، این سبک از طریق یک ارزیابی مجدد دردناک حرفه خود کشیده شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در ماه های بعد، پس از شنیدن شنوایی، مول هولند از طریق یک بازنگری دردناک از کار خود، کشید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه ensuing به انگلیسی

ensuing
• following as a consequence of, happening as a result of
• ensuing means happening immediately afterwards.
ensuing war
• war that followed, war which came after

ensuing را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی ensuing

Yazdan ١٨:٢٧ - ١٣٩٧/٠٤/٠٧
پشت سری
|

فرهاد سليمان‌نژاد ١٨:١٨ - ١٣٩٧/١٢/٢٢
رخ‌داده
|

پیشنهاد شما درباره معنی ensuing



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی ensuing
کلمه : ensuing
املای فارسی : انسوینگ
اشتباه تایپی : ثدسعهدل
عکس ensuing : در گوگل


آیا معنی ensuing مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )