برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1331 100 1

ensuing


بعدی، پی آیند، پس آیند

واژه ensuing در جمله های نمونه

1. ensuing events proved the wisdom of his action
رویدادهای بعدی خردمندانه بودن عمل او را اثبات کرد.

2. ensuing
بعدی،پی آیند،پس آیند

3. in the ensuing months
در (طی) ماه‌های بعد

4. I lost my bag in the ensuing chaos.
[ترجمه ترگمان]کیفم را در آشفتگی بعدی گم کردم
[ترجمه گوگل]کیسه من را در هرج و مرج پس از آن از دست دادم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The ensuing argument had been bitter.
[ترجمه ترگمان]بحث بعدی تلخ بود
[ترجمه گوگل]استدلال بعدی تلخ بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. In the ensuing fighting, two students were killed.
[ترجمه ترگمان]در درگیری پس از آن، دو دانشجو کشته شدند
[ترجمه گوگل]در این جنگ، دو دانشجو کشته شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Wish you can benefit from our online sentence dictionary and make progress day by day!
...

معنی کلمه ensuing به انگلیسی

ensuing
• following as a consequence of, happening as a result of
• ensuing means happening immediately afterwards.
ensuing war
• war that followed, war which came after

ensuing را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Yazdan
پشت سری
کوثر
پیامد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی ensuing
کلمه : ensuing
املای فارسی : انسوینگ
اشتباه تایپی : ثدسعهدل
عکس ensuing : در گوگل

آیا معنی ensuing مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )