انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 923 100 1

واژه entitled در جمله های نمونه

1. he is entitled to cancel the contract any time he wishes
ترجمه او حق دارد هر وقت بخواهد قرارداد را فسخ کند.

2. he is entitled to the style of "mayor"
ترجمه محق است که از عنوان ((شهردار)) استفاده کند.

3. you are entitled to your opinion
ترجمه شما مجاز به‌داشتن نظریات خودتان هستید (در عقاید خود آزادید)

4. bravery in war entitled him to receive special privileges
ترجمه شجاعت در جنگ او را مستحق دریافت امتیازات ویژه‌ای کرد.

5. the article was entitled "the sources of discord"
ترجمه عنوان مقاله ((سرچشمه‌های ناهمسازی)) بود.

6. my article was published in a book entitled milton and homer
ترجمه مقاله‌ی من در کتابی با عنوان ((میلتون و هومر)) چاپ شد.

7. Officers are entitled to travel first class.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]افسران حق دارند درجه اول سفر کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]افسران مجاز به سفر به کلاس اول هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. You may be entitled to reclaim some tax.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ممکن است حق داشته باشید که برخی مالیات را اصلاح کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما ممکن است حق دریافت برخی از مالیات را داشته باشید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. They are entitled to enjoy many advantages and privileges.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها مستحق برخورداری از مزایای و مزایای بسیاری هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها حق دارند از مزایا و مزایای بسیاری برخوردار باشند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Everyone should be entitled to a decent wage/standard of living.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هر کس باید مستحق یک حقوق مناسب و استاندارد زندگی باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هر کس باید حقوق و دستمزد مناسب / زندگی سالم داشته باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. His executive position entitled him to certain courtesies rarely accorded others.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مقام اجرایی او چنان به او لقب داده بود که به ندرت به دیگران احترام می‌گذاشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]موقعیت اجرایی وی به او نسبت به حسن نیت خاصی به ندرت به دیگران اهمیت می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Parents are entitled to 13 weeks' parental leave.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]والدین حق دارند ۱۳ هفته مرخصی والدین داشته باشند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]والدین مجاز به ترک 13 والدیت هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Full-time employees are entitled to receive health insurance.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کارکنان تمام‌وقت حق دریافت بیمه سلامت را دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کارکنان تمام وقت حق دریافت بیمه درمانی دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The police are entitled to inspect the premises without notification.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پلیس حق دارد بدون اطلاع قبلی محل را بازرسی کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پلیس حق دارند بدون اخطار، مکان را بررسی کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Each partner is entitled to share in the profits of the business.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هر شریک این حق را دارد که در سود کسب‌وکار سهیم باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هر شریک حق دارد در سود کسب و کار به اشتراک بگذارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. All groups are entitled to this money without distinction.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همه گروه‌ها سزاوار این پول بدون تمایز هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همه گروه ها بدون پرداختن به تمایز به این پول حق دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف entitled

موکل (صفت)
appointed , delegated , charged , entitled
محق (صفت)
rightful , entitled

معنی عبارات مرتبط با entitled به فارسی

سزاوارپاداش است
دارای حق مالکیت است

معنی کلمه entitled به انگلیسی

entitled
• allowed, eligible, having a right to something
• you use entitled when you are mentioning the title of something such as a book, film, or painting.
entitled to a grant
• qualified to receive funds to be used for a specific purpose, deserving of a grant
entitled to compensation
• qualified to receive reimbursement or reparation, entitled to remuneration
entitled to damages
• qualified to receive compensation, entitled to reparation
entitled to pension
• having the right to regularly receive a specified sum of money (upon retirement, in case of injury, etc.)

entitled را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی entitled

ایمان حجتی ١٧:١٠ - ١٣٩٧/٠٣/٠١
صاحب حق، ذیحق، محق
I am entitled to live in every where I want
حق دارم که هرجایی میخواهم زندگی کنم
|

مهدی حسینی نژاد ١٩:٥٥ - ١٣٩٧/٠٦/٠١
با عنوانِ
|

م ٠٩:٢٣ - ١٣٩٨/٠١/٢٢
نام گذاری شده
|

miad ٠٠:٤٥ - ١٣٩٨/٠٢/٣٠
نام دادن
|

somayeh ١١:٢٩ - ١٣٩٨/٠٣/٠٧
be allowed something or to do something because it is the law
|

پیشنهاد شما درباره معنی entitled



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی entitled
کلمه : entitled
املای فارسی : انتیتلد
اشتباه تایپی : ثدفهفمثی
عکس entitled : در گوگل


آیا معنی entitled مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )