انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1045 100 1

entitlement

تلفظ entitlement
تلفظ entitlement به آمریکایی/enˈtaɪtəlmənt/ تلفظ entitlement به انگلیسی/ɪnˈtaɪtlmənt/

حق، استحقاق، هده، سزیدگی، (آنچه که شخص نسبت به آن حق دارد به ویژه مزایایی که دولت یا کارفرما ارزانی می دارد) مورد استحقاق، مورد سزیدگی، مستمری، مقرری، اعتبار (پرداختی توسط دولت)

واژه entitlement در جمله های نمونه

1. entitlement to a leave and free travel
ترجمه حق مرخصی و سفر مجانی

2. Do you need advice on your entitlement to state benefits?
ترجمه کاربر [ترجمه میلاد] آیا شما در زمینه‌ی حقوق‌تان از مزایای ایالتی‌ به توصیه نیاز دارید؟
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آیا به نظر شما در مورد برنامه‌های استحقاقی در مورد مزایای دولتی به مشورت نیاز دارید؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا شما نیاز دارید که از حق خود در مورد مزایای دولت مطلع شوید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The paid holiday entitlement is 25 days.
ترجمه کاربر [ترجمه حکیمه رضایی] حق مرخصی با حقوق 25 روز است.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حق بیمه تعطیلات ۲۵ روز است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حقوق تعطیلات پرداخت شده 25 روز است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. We have no record of your entitlement to free travel.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما هیچ سابقه‌ای از استحقاق شما برای سفر آزاد نداریم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما هیچ سوابق حقوقی برای سفر آزاد نداریم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Tighter rules for benefit entitlement have knocked many people off the unemployment register.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قوانین Tighter برای کاهش مزایای برنامه‌های استحقاقی، بسیاری از مردم را از ثبت بیکاری محروم کرده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قوانین سخت تر برای دریافت مزایا، بسیاری از افراد را از ثبت نام بیکاری بیرون رانده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Leave entitlement is calculated on a pro rata basis, according to length of service.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حق واگذار کردن استحقاق بر مبنای متناسب با توجه به طول خدمت محاسبه می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با توجه به طول مدت خدمت، حق اقامت محاسبه می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Those without a formula entitlement, both inside and outside metropolitan areas, would have to rely on discretionary grants.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌هایی که فاقد یک استحقاق فرمولی بودند، هم در داخل و هم خارج از مناطق شهری، باید بر کمک‌های احتیاطی تکیه کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کسانی که بدون حق رای دادن، در داخل و خارج از مناطق شهری، مجبور به تکالیف گزینشی میشوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. It will create a new state-funded entitlement program.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این برنامه یک برنامه بودجه دولتی جدید ایجاد خواهد کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این یک برنامه حقوقی جدید از سوی دولت ایجاد خواهد کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. As soon as a child is born entitlement begins and is never questioned until the child itself attains economic independence.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به محض اینکه کودک به دنیا آمد، برنامه‌های استحقاقی آغاز می‌شود و تا زمانی که خود کودک به استقلال اقتصادی برسد، مورد پرسش قرار نمی‌گیرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به محض اینکه یک فرزند به دنیا می آید حق الزحمه آغاز می شود و تا زمانی که کودک خود به استقلال اقتصادی دست نخواهد یافت، هرگز مورد سوال قرار نمی گیرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Eligibility Federal law Federal entitlement to benefits is eliminated.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]استحقاق فدرال فدرال برای منافع حذف شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]واجد شرایط بودن قانون فدرال فدرال واجد شرایط برای مزایا حذف می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Our new clause 17 would establish their entitlement to rebates, which would benefit them greatly.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بند جدید ۱۷، استحقاق خود را برای تخفیف‌ها تعیین می‌کند که به شدت به نفع آن‌ها خواهد بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بند جدید ما 17 حقوق خود را برای تخفیف ها تعیین می کند که به شدت به آنها سود می رساند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The big entitlement programs should be privatized, he says, leaving only a low safety net for the indigent.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او می‌گوید که برنامه‌های استحقاقی بزرگ باید خصوصی شوند و تنها یک تور ایمنی پایین برای فقرا باقی می‌گذارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او می گوید برنامه های بزرگ حقوقی باید خصوصی شود، و تنها یک شبکه امنیتی کم برای افراد بیکار را ترک کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Even tax breaks for homeowners are an entitlement only for the well-off.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حتی معافیت مالیاتی برای صاحبان خانه نیز تنها برای رفاه است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حتي ماليات مالياتي براي صاحب خانه ها فقط در اختيار صاحب مال است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Except for an entitlement to a police car and driver when attending official functions, they receive no formal allowances.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به جز اینکه برای یک اتومبیل پلیس و راننده هنگام حضور در وظایف رسمی، هیچ کمک‌هزینه رسمی دریافت نمی‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به جز حق داشتن یک ماشین پلیس و راننده هنگام حضور در کارهای رسمی، هیچ گونه کمک هزینه رسمی دریافت نمی کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی entitlement در دیکشنری تخصصی

معنی کلمه entitlement به انگلیسی

entitlement
• state of having a right or claim to something
• an entitlement to something is the right to have or do it; a formal word.
entitlement to a mortgage
• right to receive a mortgage

entitlement را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

sara ١٧:٣١ - ١٣٩٧/٠٧/١٨
اعتبار پرداختی
|

علی علی ٠٧:٤٤ - ١٣٩٧/١٠/٢٣
حق امتیاز
|

زهره حاجیان ١١:٢١ - ١٣٩٨/٠٤/١١
خود را محق دانستن، حق به جانب بودن
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی entitlement
کلمه : entitlement
املای فارسی : انتیتلمنت
اشتباه تایپی : ثدفهفمثئثدف
عکس entitlement : در گوگل


آیا معنی entitlement مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )