برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1354 100 1

epicentre

/ˈepɪsentər/ /ˈepɪsentə/

نقطه ظهوروانتشارزمین لرزه درسطح زمین

واژه epicentre در جمله های نمونه

1. London became the epicentre of the world fashion industry.
[ترجمه ترگمان]لندن مرکز صنعت مد روز شد
[ترجمه گوگل]لندن مرکز حوزه صنعت مد در جهان بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The earthquake had its epicentre two-hundred kilometres north-east of the capital.
[ترجمه ترگمان]زمین‌لرزه، مرکز این زلزله را در دویست کیلومتری شمال شرق پایتخت قرار داد
[ترجمه گوگل]زمین لرزه مرکز حوزه خود را دو صد کیلومتری شمال شرق پایتخت داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The epicentre was near Bishops Castle in Shropshire, but the shaking was felt as far afield as the intensity 2 area.
[ترجمه ترگمان]مرکز این زلزله در نزدیکی قلعه اسقف‌ها در Shropshire شایر قرار داشت، اما لرزش آن به عنوان ناحیه شدت ۲ منطقه احساس می‌شد
[ترجمه گوگل]مرکز حوالی نزدیک قلعه اسقف ها در Shropshire بود، اما تکان خوردن به عنوان شدت 2 منطقه احساس شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. A star marks the epicentre of the atomic bomb dropped in 194
[ترجمه ترگمان]یک ستاره نشان داد که مرکز این بمب ات ...

معنی epicentre در دیکشنری تخصصی

Epicentre
[زمین شناسی] مرکز (زمین لرزه)

معنی کلمه epicentre به انگلیسی

epicentre
• point from which the waves of an earthquake originate; center, focal point (also epicenter)
• the epicentre of an earthquake is the place where the earthquake starts.

epicentre را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Amirali
نقطه مرکزی نقطه مهم
علی اکبر منصوری
Br) کانون زلزله، مرکز زمین لرزه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی epicentre
کلمه : Epicentre
املای فارسی : اپیکنتر
اشتباه تایپی : ثحهزثدفقث
عکس Epicentre : در گوگل

آیا معنی epicentre مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )