انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 891 100 1

مترادف epilation

طرد (اسم)
ablation , rejection , depilation , ostracism , banishing , exorcism , elimination , ejection , excommunication , ejectment , epilation , freeing , resection
اپیلاسیون (اسم)
epilation

معنی epilation در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] مو زدایی ، درآوردن مو از ریشه

معنی کلمه epilation به انگلیسی

epilation
• removal of hair, eradication of hair

epilation را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی epilation

اپیلاسیون ٠٠:٠٤ - ١٣٩٧/٠٣/٠٦
اپیلاسیون
|

ebitaheri@gmail.com ٠٠:١٥ - ١٣٩٧/٠٤/٠٦
[آرایش]
مو کَنی ، موبَرداری
|

پیشنهاد شما درباره معنی epilation



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی epilationکلمه : epilation
املای فارسی : اپیلاسیون
اشتباه تایپی : ثحهمشفهخد
عکس epilation : در گوگل


آیا معنی epilation مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )