انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 898 100 1

بررسی کلمه equalize

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: equalizes, equalizing, equalized
مشتقات: equalization (n.)
(1) تعریف: to make of equal value to.
مشابه: even, level

(2) تعریف: to make uniform; standardize.
مشابه: even

واژه equalize در جمله های نمونه

1. a rod to equalize the pressure on a set of springs
ترجمه میله‌ای برای تنظیم یکنواخت فشار وارده بر فنرها

2. a law framed to equalize the tax burden
ترجمه قانونی که برای تعدیل فشار مالیات (بر مردم) تدوین شده است

3. they are trying to equalize everyone's educational opportunity
ترجمه آنان می کوشند فرصت‌های آموزشی مساوی در اختیار همه قرار دهند.

4. Such measures are needed to equalize wage rates between countries.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چنین اقداماتی برای یک‌سان سازی نرخ دست‌مزد بین کشورها مورد نیاز است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چنین اقداماتی برای مقایسۀ نرخ دستمزد بین کشورها مورد نیاز است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. We have tried to equalize the workload between the different teachers.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما تلاش کرده‌ایم که بار کاری بین معلمان مختلف را یک‌سان کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما تلاش کرده ایم تا حجم کار بین معلمان مختلف را برابر کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. They are putting pressure on the government to equalize state pension ages between men and women.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها بر دولت فشار می‌آورند تا سن بازنشستگی دولت بین مردان و زنان را افزایش دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها بر دولت فشار می آورند تا سن بازنشستگی دولت را با هم مقایسه کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. We need to equalize the workload among the teaching staff.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما باید حجم کار در میان کارکنان آموزشی را یک‌سان کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما باید حجم کار را در بین کارکنان آموزش ببینیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Let's equalize the duties among all employees in this office.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اجازه دهید وظایف بین تمام کارمندان این دفتر را یک‌سان کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بگذارید وظایف خود را در میان همه کارکنان این اداره برابر کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. A database framework allows you to equalize them to some extent.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک چارچوب اطلاعاتی به شما این امکان را می‌دهد که آن‌ها را تا حدودی یک‌سان کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک چارچوب پایگاه داده به شما امکان می دهد که تا حدودی آن را برابر کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Attempts were made to equalize property.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تلاش‌هایی برای جمع کردن اموال به عمل آمد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تلاش برای مقایسۀ اموال انجام شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. a policy to equalize the distribution of resources throughout the country.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک سیاست برابری توزیع منابع در سراسر کشور
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک سیاست برای توازن توزیع منابع در سرتاسر کشور
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. BTTERY EFFICIENCY. 24 V accessory to equalize cells, extend battery life.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]BTTERY کارایی لوازم جانبی ۲۴ V که به سلول‌ها اضافه می‌شوند، عمر باتری را گسترش می‌دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اثر بخشی 24 V لوازم جانبی برای تراز کردن سلول ها، افزایش عمر باتری
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The conventional blind identification algorithms cannot and equalize time - varying channels well.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]الگوریتم های شناسایی کور سنتی نمی‌توانند و کانال‌های زمان متغیر را به خوبی برابر کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]الگوریتم های شناسایی معمول کور نمی توانند و به راحتی کانال های مختلف را با هم مقایسه کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. They equalize future and past by remembering neither.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها با به خاطر سپردن هیچ کدام، آینده و گذشته را یک‌سان می‌سازند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها آینده و گذشته را با به یاد آوردن نیستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف equalize

برابر شدن با (فعل)
equal , equalize
مساوی کردن (فعل)
equalize
مانند کردن (فعل)
equalize , liken

معنی equalize در دیکشنری تخصصی

equalize
[کامپیوتر] متعادل سازی ، مساوی سازی فیلتری برای عکس رنگی که امکان دستکاری در مقادیر روشن و تیره ی عکس رنگی را می دهد ، با تغییر مقادیر نمایش داده شده در هیستوگرام ، می توان نورهای تیره را تصحیح نمود . کنترل است ( هماهنگی سایه روشنها ) را افزایش داد . و تاثیرات هنری غیر معمولی را ایجاد کرد. این عمل ظاهر اشیائی را که روشنایی شان مانند زمینه شان است . بهبود می بخشد .
[ریاضیات] تساوی، مساوی شدن، مساوی کردن، برابر کردن، یکسان کردن

معنی کلمه equalize به انگلیسی

equalize
• make equal; make uniform, become equal (also equalise)
• to equalize a situation, society, or system means to give everyone the same rights or opportunities in a particular area, for example society, education, wealth, etc.
• in a game such as football, if a team or player equalizes, they score a goal that makes the score of the two teams equal.

equalize را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی equalize

ebitaheri@gmail.com ٢١:٣٧ - ١٣٩٧/١١/٠٧
هموار کردن ، صاف کردن
|

پیشنهاد شما درباره معنی equalize



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

SsMoein > آرتوش
هادی ملک > Hellishly hot
sara > clean the stable
آرنیکا > Case
HENGAME > فصل
HENGAME > گل
علی شیرزادی > کاید
آرنیکا > markers

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر

معنی equalize
کلمه : equalize
املای فارسی : اقوالیز
اشتباه تایپی : ثضعشمهظث
عکس equalize : در گوگل


آیا معنی equalize مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )