انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 948 100 1

escalation

تلفظ escalation
تلفظ escalation به آمریکایی/ˌeskəˈleɪʃn/ تلفظ escalation به انگلیسی/ˌeskəˈleɪʃn/

ماده یا عبارت تعدیل بازرگانى : ماده اى در قرارداد که براساس ان قیمتهاى قرارداد تعدیل میگردد علوم نظامى : افزایش تدریجى شدت و وسعت میدان جنگ

بررسی کلمه escalation

اسم ( noun )
• : تعریف: increase in amount, scope, or intensity.

- Diplomats made every effort to prevent an escalation of hostilities between the two countries.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] دیپلمات‌ها هر تلاشی را برای جلوگیری از افزایش خصومت میان دو کشور انجام داده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] دیپلمات ها هر گونه تلاش برای جلوگیری از تشدید خصومت ها میان دو کشور را انجام دادند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه escalation در جمله های نمونه

1. price escalation
ترجمه بالا رفتن (یا بالا بردن) قیمت‌ها

2. A further escalation of the crisis now seems inevitable.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تشدید بیشتر این بحران اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تشدید بحران در حال حاضر به نظر می رسد اجتناب ناپذیر است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The reorganization has led to a dramatic escalation in costs.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سازماندهی مجدد منجر به افزایش چشمگیر قیمت‌ها شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سازماندهی مجدد به افزایش چشمگیر هزینه ها منجر شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The US military wants to avoid the graduated escalation that marked the Vietnam War.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ارتش آمریکا می‌خواهد از شدت افزایش درجه تشدید که جنگ ویتنام را نشان می‌دهد، اجتناب کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ارتش آمریکا می خواهد از تشدید فارغ التحصیلانی که جنگ ویتنام را نشان می دهند جلوگیری کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The threat of nuclear escalation remains.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تهدید تشدید جنگ هسته‌ای همچنان ادامه دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تهدید تشدید هسته ای همچنان ادامه دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. It's difficult to explain the recent escalation in/of violent crime.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]توضیح تشدید اخیر در رابطه با جرم خشونت‌آمیز دشوار است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دشوار است توضیح افزایش اخیر جرم و جنایت خشونت آمیز
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. None can afford an escalation of subsidies on agriculture exports.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هیچ‌کس نمی‌تواند افزایش یارانه صادرات کشاورزی را تحمل کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هیچکدام نمیتواند افزایش یارانه صادرات کشاورزی را افزایش دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Instead of escalation, Clinton's preferred tactic had been to scale back the patrols to avoid clashes.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به جای تشدید جنگ، تاکتیک مورد نظر کلینتون، افزایش گشت‌ها برای جلوگیری از برخوردها بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به جای تشدید، تاکتیک موردنظر کلینتون برای کاهش مقابله با درگیریها بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Controlled escalation, if required, and dominance over the threat, if necessary, were the guiding precepts.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تشدید کنترل‌شده، در صورت نیاز، و تسلط بر تهدید، در صورت لزوم، دستورالعمل‌های راهنما بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در صورت لزوم افزایش تشدید کنترل شده و در صورت لزوم تسلط بر تهدید، دستورالعمل های هدایت شده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. All are agreed that this escalation of the 36-year-long civil war will mean a marked increase in deaths.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همه اتفاق‌نظر دارند که این افزایش جنگ داخلی ۳۶ ساله به معنی افزایش قابل‌توجه مرگ و میر خواهد بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همه توافق می کنند که این تشدید جنگ داخلی 36 ساله به معنای افزایش شدید مرگ و میر است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The risks of an escalation to nuclear war were small.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خطرات ناشی از افزایش جنگ هسته‌ای کوچک بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خطر ابتلا به جنگ هسته ای کوچک بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. htm:escalation(escalationname). receivers% is bound to the escalation receivers of the escalation with the specified name in the scope of the current task instance.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]واژه‌های کلیدی: تشدید (escalationname) فرستنده % نسبت به افزایش تعداد گیرنده‌های تشدید با نام مشخص‌شده در حوزه نمونه کار فعلی محدود است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]htm: escalation (eskalationname) گیرنده٪ به گیرنده های تشدید تشدید با نام مشخص شده در محدوده نمونه کار تابع محدود شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. A fix price contract with escalation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک قرارداد قیمت ثابت با شدت افزایش
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قرارداد ثابت ثابت با افزایش است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Usually this is the result of confrontational escalation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]معمولا این نتیجه افزایش مقابله با خشونت است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]معمولا این نتیجه درگیری های مقابله ای است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Neediness is an escalation of desire at a critical juncture in the relationship or in its pursuit.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]neediness افزایش میل در یک موقعیت بحرانی در رابطه یا در پی‌گیری آن است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نیازمندی یک تشدید میل در یک لحظه بحرانی در رابطه یا پیگیری آن است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی عبارات مرتبط با escalation به فارسی

تشنج زدایی، محدود سازی

معنی escalation در دیکشنری تخصصی

escalation
[ریاضیات] افزایش ارزش
[حسابداری] لحاظ تورم

معنی کلمه escalation به انگلیسی

escalation
• increase, intensification
escalation of violence
• intensification of fighting or hostilities, increase in use of force

escalation را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی escalation

مزدک ١٣:١٥ - ١٣٩٦/١٠/١٨
تعدیل
|

ghodrat ٠٧:٠٥ - ١٣٩٧/٠١/٢٠
ارتقاء
|

فریماه رفیعی ٢٣:٥٢ - ١٣٩٧/١٠/١٥
تعدیل یا کاهش قیمت
|

پیشنهاد شما درباره معنی escalation



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی escalation
کلمه : escalation
املای فارسی : اسکلتین
اشتباه تایپی : ثسزشمشفهخد
عکس escalation : در گوگل


آیا معنی escalation مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )