انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1067 100 1

escalator

تلفظ escalator
تلفظ escalator به آمریکایی/ˈeskəˌletər/ تلفظ escalator به انگلیسی/ˈeskəleɪtə/

معنی: تعدیل کننده، پله برقی، پله متحرک، پلکان متحرک
معانی دیگر: n : پلکان متحرک، adj : در دستمزد یاقیمتها تعدیل کننده

بررسی کلمه escalator

اسم ( noun )
• : تعریف: a moving stairway that operates on a belt mechanism to carry people between floors, as of a department store, airport, or train station.
مشابه: lift

واژه escalator در جمله های نمونه

1. the up escalator
ترجمه پلکان برقی بالا سوی

2. Take the escalator down to the lower level.
ترجمه کاربر [ترجمه Ayda FP] برای رفتن به طبقه ی پایین تر از پله ی برقی به سمت پایین استفاده کن
|

ترجمه کاربر [ترجمه ملی] پله برقی به سمت پایین میرود
|

ترجمه کاربر [ترجمه امیر لرستانی] پله برقی به سمت پایین میرود
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پله برقی را پایین بیاورید تا به سطح پایین‌تر برسد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پله برقی را به سطح پایین بروید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. I don't like escalator — I'll climb the stairs.
ترجمه کاربر [ترجمه سجاد مصلحی] من پله برقی دوست ندارم. من با پله ها بالا خواهم رفت.
|

ترجمه کاربر [ترجمه امین] پله برقی را دوست ندارم-از پله‌ها بالا خواهم رفت.
|

ترجمه کاربر [ترجمه ارینا] من پله برقی را دوست ندارم _از پله ها بالا خواهم رفت
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از پله برقی خوشم نمی‌اد - از پله‌ها بالا میرم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من پله برقی را دوست ندارم - از پله ها صعود خواهم کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. I'll meet you by the up/down escalator on the second floor.
ترجمه کاربر [ترجمه سجاد مصلحی] من تو را در طبقه دوم کنار پله برقی (رو به بالا/ روبه پایین) ملاقات خواهم کرد.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من تو رو با یه پله برقی بالا تو طبقه دوم می‌بینم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من شما را با پله برقی بالا / پایین در طبقه دوم دیدار خواهم کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Passengers are carried by escalator to the first floor.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مسافران با پله برقی به طبقه اول برده می‌شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مسافران توسط پله برقی به طبقه اول منتقل می شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The escalator is still out of service.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آسانسور هنوز خارج از سرویس است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پله برقی هنوز خاموش است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Stepping from the escalator he loped across the record department to find the other set of escalators.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از پله برقی که از پله برقی بالا می‌امد، به طرف اداره بایگانی رفت تا دیگر پله‌های اضطراری را پیدا کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او از پله برقی که او را در بخش رکورد گذراند، برای پیدا کردن مجموعه دیگری از پله برقی ها اقدام کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Buy something and get on the escalator.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یه چیزی بخر و برو تو پله برقی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چیزی بخرید و بر روی پله برقی بروید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The space age escalator and exposed metal piping of the foyer segued into a spiraling wooden staircase and crinkly old master prints.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آسانسور برقی زد و piping فلزی سرسرا را دید که از پلکان مارپیچی باریک و مارپیچ و به هم پیچیده شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پله برقی فضایی و لوله های فلزی در معرض نمایشگاه های فصلی به یک پله چوبی چوبی و پاره ای از کارهای قدیمی تبدیل شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. At the foot of the Piccadilly Line escalator at Leicester Square a drunk man squatted, singing hymns.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در پای پله برقی Piccadilly در میدان Leicester یک مرد مست چمباتمه نشسته بود و شروع به خواندن سروده‌ای مذهبی می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در پای پله برقی خط پیکادلی در میدان لستر، یک مرد مست، نشسته و آواز خواند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Ascending on the escalator, Converse watched the door he had come in.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از پله برقی بالا آمد و به دری که وارد شده بود نگاه کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]صعودی بر روی پله برقی، معکوس تماشا درب که وارد شده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. As she descended the escalator towards the platforms, she noticed the digital clock in the ceiling.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وقتی از پله برقی به سمت سکوی ایستگاه آمد متوجه ساعت دیجیتال در سقف شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هنگامی که او پله برقی را به سوی سیستم عامل فرود می آورد، ساعت دیجیتال را در سقف دید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. An example of this is walking up an escalator at the same speed that the escalator is moving downwards.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک نمونه از این کار، قدم زدن با پله برقی به همین سرعت است که پله برقی به سمت پایین حرکت می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک مثال از این است که پله برقی را با همان سرعت که پله برقی به سمت پایین حرکت می کند، راه می اندازد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. There is an escalator of only five steps at a Tokyo metro station which is a good example of a Tomason.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در ایستگاه متروی توکیو تنها پنج پله برقی وجود دارد که نمونه خوبی از یک ایستگاه مترو می‌باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک پله برقی تنها پنج مرحله در یک ایستگاه مترو توکیو وجود دارد که مثال خوبی از توماسون است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. On the other escalator, he decided to ride all the way down.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]روی یک پله برقی، تصمیم گرفت که تمام راه را طی کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در پله برقی دیگر، تصمیم گرفت تمام راه را سوار کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف escalator

تعدیل کننده (اسم)
adjuster , moderator , modulator , damper , modifier , regulator , coordinator , escalator
پله برقی (اسم)
moving staircase , escalator
پله متحرک (اسم)
escalator
پلکان متحرک (اسم)
escalator

معنی عبارات مرتبط با escalator به فارسی

(ماده ای از قرارداد که در آن افزایش یا کاهش دستمزد یا بهره یا قیمت و غیره بر پایه ی ضوابط مشخص پیش بینی شده است) شرط تغییر، ماده ی تعدیل، شرط نقض، شرط گریز

معنی escalator در دیکشنری تخصصی

escalator
[عمران و معماری] پله برقی
[ریاضیات] آسانسور، پلکان متحرک، پلکان برقی
[حقوق] قید یا شرط تعدیل قیمت

معنی کلمه escalator به انگلیسی

escalator
• mechanical moving stairway
• an escalator is a moving staircase which takes people from one level of a building to another.

escalator را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

Fkbb ١٧:٤٧ - ١٣٩٦/٠٥/٢٧
پله برقی
|

كسري ١٨:١٨ - ١٣٩٦/٠٨/٢٦
بالا بردن
|

N8A2S ١٣:٤٥ - ١٣٩٦/١٢/١٠
a moving staircase in a store
|

sead ١٦:١٢ - ١٣٩٧/٠٣/٠٢
پله متحرک
|

D . M ٠٠:٢٥ - ١٣٩٧/٠٣/٠٥
a moving staircase in a store
|

shiva_sisi‌ ١٥:٢٦ - ١٣٩٧/٠٥/٢٦
a moving staircase in a store
|

ali ١٥:٢٠ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧
پله برقی
|

ارشیا ١٤:٥٣ - ١٣٩٧/٠٥/٣٠
پله برقی
|

Ms ١٥:٣٨ - ١٣٩٧/٠٥/٣٠
پله برقی
|

Ms ١٢:٤٦ - ١٣٩٧/٠٧/١٢
پله متحرک در ساختمان های تجاری
|

پویا غلامی ١٨:٣٧ - ١٣٩٧/٠٨/٢٦
پله برقی
|

"���No love" ١٧:٥٥ - ١٣٩٧/١١/١٩
پلکان برقی*پلکان متحرک * پله برقی* پله متحرک*
|

H ١٨:٢٩ - ١٣٩٨/٠٦/٠٣
پله برقی
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

سانیا > سانیا
رحیم > ارسام
اسماعیل بخشی > hole in the wall
امین جهانگرد > spangle
مهرآذین > مهرآذین
DORSA > درسا
fw.jj > at
سکوت > Take off

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی escalator
کلمه : escalator
املای فارسی : اسکلتر
اشتباه تایپی : ثسزشمشفخق
عکس escalator : در گوگل


آیا معنی escalator مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )