انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1094 100 1

escaped

تلفظ escaped
تلفظ escaped به آمریکایی تلفظ escaped به انگلیسی

واژه escaped در جمله های نمونه

1. escaped convicts
ترجمه زندانیان فراری

2. he escaped the clutches of the secret police
ترجمه او از چنگال پلیس مخفی فرار کرد.

3. i escaped death by an inch
ترجمه چیزی نمانده بود بمیرم.

4. nothing escaped the mother-in-law's scrutiny
ترجمه وارسی دقیق مادرشوهر هیچ چیز را نادیده نمی‌گرفت.

5. she escaped certain death
ترجمه او از مرگ حتمی جست.

6. she escaped criticism
ترجمه او مورد انتقاد قرار نگرفت.

7. the escaped prisoner is hunted by the police
ترجمه پلیس دنبال زندانی فراری است.

8. the escaped prisoner was up to something again
ترجمه زندانی فراری دوباره درصدد انجام کاری‌بود.

9. the escaped prisoners surrendered peaceably
ترجمه زندانیان فراری بدون خشونت تسلیم شدند.

10. a scream escaped from her lips
ترجمه شیونی از میان لبانش خارج شد.

11. the bird escaped from the cage
ترجمه مرغ از قفس پرید.

12. the goats escaped the enclosure and were bounding off in all directions
ترجمه بزها از محوطه فرار کرده و به هر سو جست و خیز می‌کردند.

13. the image escaped her memory
ترجمه آن نگاره از خاطره‌اش محو شد.

14. the prisoner escaped from jail
ترجمه زندانی از زندان گریخت.

15. a coward soldier who escaped from the battlefield
ترجمه سرباز ترسویی که از میدان جنگ گریخت

16. the capture of the escaped prisoners
ترجمه دستگیری زندانیان فراری

17. the manhunt netted the escaped prisoners
ترجمه پس از تعقیب و جستجو،پلیس موفق به دستگیری زندانیان فراری شد.

18. it was a miracle that i escaped with my life
ترجمه معجزه شد که جان به در بردم.

19. the prisoners dug a tunnel and escaped
ترجمه زندانیان نقب کندند و فرار کردند.

20. to scour a town for an escaped convict
ترجمه در پی محکوم فراری شهر را گشتن

21. her two sisters were injured but she escaped
ترجمه دو خواهرش زخمی شدند ولی او نشد.

22. the infection was so widespread that few escaped
ترجمه بیماری عفونی آنقدرگسترده شده بود که فقط عده‌ی معدودی دچار آن نشدند.

23. through skin grafting,his burns healed and he escaped death
ترجمه از طریق پیوند پوست سوختگی‌هایش خوب شد و از مرگ جست.

24. the robbers bound his hands and feet, and escaped
ترجمه دزدان دست و پای او را بستند و فرار کردند.

25. in the midst of the chaos that followed the shooting, the attacker escaped
ترجمه در میان شلوغ پلوغی پس از تیراندازی،ضارب فرار کرد.

معنی کلمه escaped به انگلیسی

escaped by the skin of his teeth
• got away in the nick of time, barely managed to run away
escaped death
• avoided death
escaped prisoner
• one who has escaped from jail, one who has broken out of prison
escaped punishment
• evaded retribution or penalty, avoided corrective discipline
barely escaped
• narrowly escaped, miraculously escaped

escaped را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

Mail ١٢:٥٩ - ١٣٩٧/٠٥/٢٥
فرار کردن
|

محدثه فرومدی ١٨:٣٣ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣
گریخته، فراری، رهیده، جان به در برده، خلاص
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر



آیا معنی escaped مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )