برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1324 100 1

escaped

واژه escaped در جمله های نمونه

1. escaped convicts
زندانیان فراری

2. he escaped the clutches of the secret police
او از چنگال پلیس مخفی فرار کرد.

3. i escaped death by an inch
چیزی نمانده بود بمیرم.

4. nothing escaped the mother-in-law's scrutiny
وارسی دقیق مادرشوهر هیچ چیز را نادیده نمی‌گرفت.

5. she escaped certain death
او از مرگ حتمی جست.

6. she escaped criticism
او مورد انتقاد قرار نگرفت.

7. the escaped prisoner is hunted by the police
پلیس دنبال زندانی فراری است.

8. the escaped prisoner was up to something again
زندانی فراری دوباره درصدد انجام کاری‌بود.

9. the escaped prisoners surrendered peaceably
زندانیان فراری بدون خشونت تسلیم شدند.

10. a scream escaped from her lips
شیونی از میان لبانش خارج شد.

11. the bird escaped from the cage
مرغ از قفس پرید.

12. the goats escaped the enclosure and were bounding off in all directions
بزها از محوطه فرار کرده و به هر سو جست و خیز می‌کردند.

13. the image e ...

معنی کلمه escaped به انگلیسی

escaped by the skin of his teeth
• got away in the nick of time, barely managed to run away
escaped death
• avoided death
escaped prisoner
• one who has escaped from jail, one who has broken out of prison
escaped punishment
• evaded retribution or penalty, avoided corrective discipline
barely escaped
• narrowly escaped, miraculously escaped

escaped را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mail
فرار کردن
محدثه فرومدی
گریخته، فراری، رهیده، جان به در برده، خلاص

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی escaped مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )